در سراسر سینمای دولتی/نهادی و بازار مکارهای کشور با پول ملت، سفرههایی پهن شده که سفرهنشینان آن، هیچ ربطی به سینما ندارند و گزینش شدههای سیاست و تجارت هستند و تصور و فهم آنها از سینما در حد ابزار و وسیله سوداگری و کسب سود و ثروت و شهرت و اجرایی کردن اهداف سیاسی مقامات است.
سینما که در جهان از میان مردم و نیازهای اجتماعی متولد شد و بعدها توسط قشرهای مختلف، هنرمندان و سیاسیون و اقتصادیون و... مورد بهرهبرداری قرار گرفت، در ایران به عنوان کالایی پولساز و سرگرم کننده از بین اشراف به میان جامعه آمد و بهرغم همتهای فراوان و مستمر اهالی سینما در مسیر پیدایش و شکلگیری سینمای ملی ایران که هرگز محقق نشد، همچنان در خدمت سیاست و اقتصاد جریان یافت و ادامه دارد تا جایی که امروز عمدتا به سفرهای برای کاسبکاران و تریبونی جهت کارها و برنامههای سازمانها و نهادهای حکومتی تبدیل شده است و با تلاشهای نامدیران دولتی سینما و هنرفروشان و طرد سینماگران اندیشمند و آزاده و تولید شبه فیلمهای بازاری و سفارشی و جایگزین کردن ابتذال به جای اندیشه و سوداگری به جای فرهنگ، راهی ناکجاآباد است.
در این اوضاع سیاه و تاسفبار که سینما و سینماگران و هنرمندان متعهد و سالم، دورانی تیره و غمبار را سپری میکنند و نظرها و سلیقههای مردم و تعهدات اجتماعی در هنر و سینما جایی ندارد، دهها تشکل و نهاد و سازمان مدعی فعالیت سینمایی و صدها شورای بدون فایده و بودجهخوار از همخوابی سیاست و اقتصاد زاییده شدهاند که با هنر و فرهنگ و سینما بیگانهاند.
یکی از چندین تشکل بیثمر و نمایشی و فرمایشی دولتی چیزی با عنوان"شورای عالی سینما"ست که نه بر اساس تعقل و ضرورت و خدمت به سینما و مردم بلکه بر اساس توهم، تخیل و فرمایش، حیات نمایشی یافته که ترکیب آن و عملکردها و نشستهای گاه به گاه تبلیغاتیاش از آن برای اکران و جلوهگری اجتماعی، چیزی مانند یک فیلم کمدی/تراژدی ساخته است.
این سفره و تشکل هم، بودجهخوار و بیفایده است، چرا که بود و نبودش برای سینما و سینماگران و فرهنگ یکسان است و حتی نتوانسته و نخواهد توانست به اهداف سیاسی اربابان جامعه، جامه عمل پوشاند، زیرا اعضای آن را افراد سفارشی برخی نهادها و سازمانهای غیرمرتبط با سینما، سازمان اشتباهی و مستعمل سینمایی، خانه سیاسی/ تجاری سینما و کسانی از دیگر سفرهنشینان سینما تشکیل دادهاند.
کمدی است برای اینکه، خود اعضا هم نمیدانند برای چه در این خیمه شببازی شرکت دارند و چیزهایی میگویند که در قوطی هیچ عطاری پیدا نمیشود و اساسا به سینما و فرهنگ ربط ندارد.
تراژدی است از این جهت که، بازار مکاره سینما در حال فروپاشی است و زندگی و فعالیتهای هنرمندان شایسته در معرض تعطیل است و بنجلهای فرهنگی و سینمایی که محصول هنرفروشان نورچشمی است، انبارها و بازار هنر و سینما را انباشته و هنر و هنرمندی در ایران رو به فراموشی است.
سادهلوحان و خوش خدمتها که سینمای کشور را به نابودی کشاندهاند در مقطعی، از باب دستبوسی و در مسیر سیاسیتر کردن سینما، شورای بیخاصیت و دکوری و فرمایشی عالی سینما را به وجود آوردند تا از این راه پول بیشتری به سینما و در واقع جیبهای خود واریز کنند.
این شورا که مانند اغلب شوراها و تشکلهای نمایشی و سفارشی سازمان و نهادهای متصل به سینمای دولتی و نهادی، تنها تکهای از پازل انهدام سینمای ایران است و در چند سال تشکیل خود، هر از گاهی جلسهای برگزار میکند، چند روز قبل هم با حضور و شرکت سهم داران و سهم خواهان سینما یک دورهمی تبلیغاتی تشکیل داد و اعضای آن گرد هم نشستند و از یکدیگر تشکر و قدردانی نمودند و مقادیری وعده و وعید دادند و چندین شعار نخنما هوار کردند و بعد از دیدهبوسی رفتند تا سال دیگر که باز هم برای تنوع و تفریح و دیدار دور هم جمع شوند.
کاش هنوز در میان صندلینشینان سینما و یا در پیکره سینمای زخمی کشور، افرادی وجود داشتند تا از روی وجدان و عزت و غیرت و پیش از نابودی کامل سینمای ایران، دست مهر در دست معماران نوین سینما، در سینمای حزبی و نهادی و دولتی و حکومتی و بازاری را گل میگرفتند و انواع شوراهای بودجهخوار بدون مصرف و از جمله شورای سیاسی و دکوری موسوم به عالی سینما که دانی هم نیست را منحل و به جای آن بازوی هنر و سینما و هنرمندان و سینماگران را میگرفتند.
