در یادداشتی بر سریال فوق ضعیف "شیش ماهه" نوشتم که، تاریخ مصرف مهران مدیری تمام شده است و نامدیران تلویزیون بیهوده می‌کوشند با دستمزد‌های میلیاردی از سفره ملت قهرمان فقرزده ایران(!) امثال مدیری را به تلویزیون بازگردانند.

توفیق اجتماعی ساعت خوش، شب‌های برره و مرد هزارچهره متعلق به چند دهه گذشته است و در آن زمان، این نوع جُنگ‌های نمایشی و ماجراهای کوتاه و بلند و همچنین شوخی‌ها و طنازی‌هایش با فرهنگ روز جامعه کم و بیش همخوان بود و تماشاگر خسته از کار روزانه و اندوه‌های اجتماعی تا حدودی سرگرم می‌کرد و می‌توانست خنده بر لبان مخاطبانش بنشاند، اما از آن زمان سال‌ها گذشته و نسل تازه‌ای به جامعه پیوسته و نظرها و سلیقه‌ها و دغدغه‌ها و گرفتاری‌های اجتماعی فراوان و متفاوت‌تر شده است، لیکن مدیری دروگر پول‌های سیما و در واقع سرمایه ملت و حامیانش در تولید آن سریال‌ها از منظر تفکر و نگاه و سلیقه در همان زمان‌های سپری شده مانده‌اند و از آن طیف هنرمندان پرشور با ذوق دیروز، عده‌ای هنرنمای پیر و فرتوت که روزگاری تماشای آن‌ها در نقش‌های متفاوت می‌توانست شادی آفرین باشد، باقی مانده‌اند. کسانی که دیگر بازی‌ها و حرکات و شوخی‌هایشان خنده‌ساز نیست و حتی گاه به دلیل سطحی و پیش‌پا افتاده بودن شبه شوخی‌ها و بازی‌های ضعیف کلیشه‌ای آن‌ها، تماشاگر ناگزیر می‌شود، بیش از این در دامان تنگ نوستالژی نماند و چون شبکه‌های دیگر هم مملو از انواع سریال‌های کیلویی است که ندیدن آنها برای سلامت جسم و روحشان مفید است، تلویزیون جذاب و دلربای ایران را خاموش و برنامه‌های بی‌قواره ماهواره‌ها را تماشا کنند و یا فرهیختگانشان هر دو را ببندند و موسیقی گوش کنند، مطالعه نمایند، ورزش کنند و یا مهم‌تر به امور خود و خانواده بپردازند و گرفتارترین‌شان در اندیشه کسب درآمد برای گذران مخارج خانواده باشند.

مرد سه هزارچهره محصول کشک‌سازی سیمافیلم تلویزیون ارباب‌نواز و سلیقه‌مدار ایران و حاصل سابیدن سنگ پای قزوین با بودجه صدا و سیما، توسط مهران مدیری سوپر میلیاردر که به بن‌بست عمر هنری‌اش رسیده است.

این سریال آنقدر سبک، سطحی، سخیف، نحیف و ناتوان در ساختار، محتوا و مضمون است که به سختی می‌شود آن را تحمل کرد، چرا که هیچ چیز در هیچ زمینه هنری و محتوایی ندارد.

ماجراهای آبکی در آن به جای داستان نشسته، شخصیت‌ها همچنان قربانی تیپ‌سازی دم‌دستی هستند، از فیلمنامه و کارگردانی و بازی‌های حرفه‌ای خبری نیست و... در یک کلام مرد سه هزارچهره یک سریال بد و بودجه بر باد ده است که حتی در طنزسازی و موقعیت‌ آفرینی کمدی و بازی‌های طنازی برخی از هنرمندانش که در کارهای پیشین مدیری موفق بودند، ناتوان و ناموفق است.

مدیری و گروه ناهماهنگی در مرد سه هزارچهره، بعد از هجده سال این سریال بی‌مسما و زبون را ساخته‌اند و نوزاد آن زمان، اکنون هجده ساله است و آثار قبلی مدیری را ندیده و با دنیای دیروز ایران و تلویزیون و مدیری بیگانه است، ولی مدیری و یارانش، همچنان سوار بر گاری هجده سال قبل، مانند روُسای هنر و مردم ناشناس تلویزیون در همان دوران چند دهه قبل در جا زده‌اند.

مرد سه هزارچهره هیچ چیزی حتی ویژگی‌های معمول سرگرم‌سازی برای مخاطب و جوانان و نوجوانان آگاه امروز ندارد.

مرد هزارچهره در زمان خود موفق بود،مرد دو هزارچهره نتوانست موفقیت فصل نخست را تکرار کند و ناموفق ماند و مرد سه هزارچهره که کلا از مرحله پرت است و تماشایش صبر ایوب می‌خواهد که آن هم در ایران امروز،دیگر از ایوب و صبر خبری نیست.

تلویزیون آگهی‌چی ضد فرهنگی و غیرملی و مردمی و بودجه خوار در احیای اموات امثال مدیری‌ها و کپی و دوباره‌سازی سریال‌های موفق سال‌های دور ناموفق است.

راستی چرا تلویزیون تجاری و سیاسی را با این همه خطا و انحراف و اشتباه تعطیل و یا اصلاح نمی‌کنند؟!لابد به این دلیل که برای عده‌ای نان‌دانی و کارخانه چاپ اسکناس و برای جماعتی تریبون سیاسی و اقتصادی و اجتماعی از ما بهتران است.