مسئله داغ سیاسی فراخوان رسمی و غیر رسمی بازگشت هنرمندان و نخبگان و سیل مهاجرانی که به هر دلیل از جمله گرایش‌های خود و یا شرایط دشوار و ناپسند ادامه زندگی محقرانه و فقیرانه در ایران و بسته بودن درهای موفقیت در عرصه‌های هنر و ادب، علم و پیشرفت و تحمیل محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها و یا حتی دیدگاه‌های مخالف سیاسی، به ناگزیر ایران را ترک کرده و خارج‌نشین شده و در آنجا با توجه به جیب و رابطه و پارتی و یا تلاش‌های خود، اوقات زندگی‌شان را سپری می‌کنند، این روزها با ورود چند هنرمند مطرح به کشور به موضوع روز رسانه‌ها و محافل فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده و واکنش‌های فراوان متعددی را شکل داده است.

اینکه خیل مهاجران هنرمند و عالم و مالدار و یا دست‌تنگ و سیاسی، چرا ایران را ترک کرده‌اند، مسئله مهمی است و نشان از تنگناها و فشارها و آزارها دارد، زیرا اگر جز این بود و اوضاع اجتماعی کشور نابسامان نبود و به جای بی‌عدالتی، بساط مهر و لطف و گفتمان و تعامل و سازندگی در ایران پهن بود و گوش‌های شنوا و فریادرس در وطن وجود داشت، هیچ ایرانی آزاده، شریف و وطن‌پرستی به هر قیمت، حاضر به ترک ایران و خارج‌نشین نمی‌شد و به‌رغم تمام کاستی‌ها و کمبودها در کشور می‌ماند و مانند دیگر مردمان به جامعه و علم و هنر و فرهنگ و کشور و خود و خانواده‌اش خدمت می‌کرد. اما وقتی این گونه نیست، باید به این مهم دست یافت که مشکل اصلی کوچیدن از کشور، مهاجران نیستند، کسانی هستند که آن‌ها را وادار به هجرت کرده‌اند.

همان گونه که طی سال‌ها بر عده مهاجران ایرانی به کشورهای مختلف افزوده شده و ادامه دارد، گاه تنی چند از مالدارانی که همسفره‌های داخلی آن‌ها برایشان جاده‌های پول‌اندوزی را صاف کرده‌اند و یا هنرمندانی که مشقت زندگی در کشورهای خارجی آن‌ها را سخت آزرده و عشق وطن امانشان را ربوده به ایران بازگشته‌اند، لیکن سیل ایرانیان خارج‌نشین و اوضاع بی سر و سامان کشور، سبب شده تا برخی از مقام‌داران و سرمایه‌خواران کشور از منظر سیاست و تجارت و تبلیغات به مسئله بازگشت مهاجران هنرمند و غیره توجه کرده و شعار بازگشت آن‌ها به وطن را سر دهند.

در اینکه تمام کسانی که از ایران کوچ کرده‌اند، دارای یک نوع مرام و عقیده و سلیقه نیستند و بعضی در خارج از ایران، ضد جمهوری اسلامی، تبلیغات منفی کرده‌اند، مسئله‌ای دیگر است که باید به درستی و کامل ارزیابی و کارشناسی شده و هر دو سوی ماجرا، مهاجران و کسانی که آن‌ها را مجبور به هجرت کرده‌اند، دیده شوند و منصفانه مدنظر قرار گیرند.

در مورد هنرمندان هم همین موضوع صدق می‌کند، با عنایت به این نکته که اغلب هنرمندان مهاجر در خارج هم مانند دورانی که در وطن بودند، کوشیدند، متین و محترم و وطن‌پرست و ملی و ایرانی بمانند، از همین‌رو، شایسته است که خردمندانه و محترمانه درباره آن‌ها قضاوت شود.

پیشتر هم نوشتم وقتی که هنرمندان توانا و کاربلد و ارزشمند بسیاری در کشور در انزوا و بیکاری و تبعید در خانه‌ها هستند و امکان کار و فعالیت نمی‌یابند و در عوض بی‌هنران و هنر و قلم‌فروشان و حزبی‌ها و جناحی‌ها و خودی‌ها، در همه جا یکه‌تازی می‌کنند،

هنرمندان خوب مهاجر چرا و به چه امیدی باید به کشور بازگردند؟

آیا به ایران برگردند تا بازهم و این بار بیش از گذشته آزار ببینند و بیکار بمانند و تحقیر شوند؟

از آن سو نیز برخی سازمان‌ها و نهادهای مدعی فرهنگ و هنر و افرادی که سال‌هاست بودجه‌های هنری کشور را با یاری نامدیران و نامسئولان و دلال‌های این حوزه‌ها حیف و میل می‌کنند و پرده سینماها و قاب تلویزیون را پر از کالاهای تجاری و بازاری و بدون محتوا کرده‌اند، دست پیش گرفته تا پس نمانند!

در همین ارتباط شنیده و خوانده شده که صدا و سیما در قبال بازگشت بعضی از هنرمندان، خواستار محاکمه آن‌ها شده است.

این در حالی است اگر حتی چنانچه هنرمندی در خارج کشور دچار تندروی و یا اشتباه شده باشد باید ریشه‌ها و عوامل اصلی آن را در سلطه نامدیران بر سینما و موسیقی و تئاتر و صدا و سیما و فرهنگ کشور و تولیدات بد و فرهنگ‌سوز و بودجه بر باده آن‌ها دانست.

از همین‌رو اگر قرار باشد به راستی کسانی در ایران محاکمه و بازخواست شوند، صندلی‌نشینان ارشد هنر و فرهنگ و سینما و صدا و سیما و غارتگران بیت‌المال و مخربان فرهنگ و کشور و جامعه هنرمندان هستند.

صدا و سیمای عریض و طویل با هزاران کارمند و درآمدهای هزاران میلیاردی با تولیدات، برنامه‌ها و سریال‌های خود چه گلی به سر فرهنگ ایران زمین و ملت زده که اکنون مدعی محاکمه برخی هنرمندان شده است؟

آری اگر بناست در ایران افرادی محاکمه شوند و پاسخگوی اعمال، اختیارات و ثروت ملی که در دستان آن‌ها بوده باشند، بدون تردید صدا و سیمای غیرملی به دلیل ایجاد نارضایتی ملی از تلویزیون و دور کردن هنرمندان توانا از سیما و ماهواره‌بین کردن مردم و سینما برای حاکمیت ابتذال بر پرده سینماها در اولویت هستند!