دامنه محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها و سلیقه مداری‌ها و مخالفت با اندیشه و هنر در عرصه‌های هنر و فرهنگ و سینما و ادبیات به موازات وخیم شدن حال و احوال جامعه به دلیل سلطه فقرهای مادی و فرهنگی و تداوم فرهنگ‌سوزی به فرمایش سلیقه، سرمایه، سیاست و کج‌فهمی و همزیستی با خرافات و انحصارگرایی و حاکمیت نامدیران و نامسئولان هنر، فرهنگ و هنرمندناشناس منتخب و مجری سیاسیون و اقتصادیون، روز به روز گسترده شده و سرتاسر جامعه و حوزه‌های ادب و هنر را در برگرفته و هنرمندان و قلم به دستان شریف و آزاده و متفکر و جامعه‌نگر و جهان‌اندیش را راهی تبعید در خانه‌ها می‌کند.

نشناختن هنر و هنرنمایی و پیوستگی با محدوداندیشی و دگم، کار را به جایی رسانده که ده‌ها سینماگر و تئاتری و نویسنده، چون ملی و مردمی و جهانی می‌اندیشند و هنرآفرینی کرده و فیلم و نمایش می‌سازند و دنیا و زندگی واقعی مردم و اوضاع کشور را در قلمرو داستان و رمان و نمایشنامه و فیلمنامه، هنرمندانه، متعهدانه و جسورانه با اهداف سازندگی به تصویر و توصیف می‌کشند، دیگر امکان کار و فعالیت نمی‌یابند و آثار آن‌ها در نیمه راه انتشار و ارایه متوقف می‌شوند و یا بعد از عبور از انواع قیچی‌ها به محض استقبال مردمی از آن‌ها در محاق توقیف قرار گرفته و از پرده سینماها و صحنه‌های تئاتر و عرصه‌های هنر و یا تریبون و ویترین کتابفروشی‌ها و انتشارات حذف می‌شود.

گرچه این نوع اقدام‌های دگم‌گرا و علم و هنر و هنرمندستیز، محصول آقایی و اربابی سرمایه، سیاست و بدفهمی و انحصارگرایی است، لیکن تردید نباید داشت که عمر طولانی نخواهند داشت و در فرجام آنچه باقی خواهد ماند، خرد و هنر و هنرمندی و پایداری فرهنگی در برابر سیاست و مقاومت ملی و مردمی در جدال با فقر فرهنگی وعقب نگه داشتن جامعه از رشد و ارتقای مادی و معنوی است.

در تازه‌ترین اقدام هنر و قلم ستیزان در بخش ادبیات و هنر باز هم و متاسفانه شاهد یک حادثه تلخ و غم‌بار هستیم و آن توقیف دو کتاب ارزشمند مجید برزگر نویسنده و سینماگر کشورمان است.

این در حالی است که بازار مکاره ادبیات و هنر و سینما و تلویزیون و شبکه خانگی، مملو از داستانک‌ها، فیلمک‌ها و سریالک‌های سطحی و بدون محتوا و بازاری و خیابانی و بیابانی فرهنگ‌سوز و یا مزین به کتاب‌ها و آثار پر زرق و برق بدون مشتری و استقبال کننده دولتی‌ها و نهادی است.

مجید برزگر که مانند بسیاری از سینماگران و هنرمندان خوش‌فکر و مردمی، امکان و اجازه فیلمسازی نمی‌یابد، بسان بعضی از هنرآفرینان متعهد و باذوق در حوزه ادبیات به نگارش دو رمان پرداخته تا حرف‌های خود و مردمش را در آن‌ها بازگو کرده و به تعهدات هنری و اجتماعی‌اش بپردازد.

یکی از دو کتاب او که هر دو مجوز انتشار داشته‌اند به نام "پاییزهایی که خواهند آمد" منتشر شده و به سرعت در میان اهالی هنر، قلم و فرهیختگان و جامعه جا باز کرده و به چاپ سوم می‌رسد، اما فرهنگ و هنر هراسان با مشاهده استقبال عمومی از کتاب، بی‌درنگ ادامه انتشار آن را متوقف کرده و از چاپ و انتشار کتاب دوم؛ "شب چه پهناور بود" جلوگیری می‌کنند تا ملت خود را در آینه این نوع کتاب‌ها نبینند و آگاهی اجتماعی نیابند و... این روند ناپسند ضد فرهنگ و ضد ملی که همچنان در بخش‌های مختلف فرهنگ و جامعه ادامه دارد، نشان‌دهنده بیم و هراس مخالفان اندیشه و تفکر و هنر و حکمرانی بی‌مهابای سانسور در کشور است.

با امید به طلوع اندیشه و هنر و اندیشه‌ورزان و هنرآفرینان کشور در جاده‌های سلامت و تعهد ایران و فرهنگ و هنر ملی و مردمی، بخشی از سخنان مجید برزگر را که در یک یادداشت قلمی کرده از نظر می‌گذرانیم.

"نمی‌دانم مشکل از داستان‌ها بود یا خودم، یا از داستان‌های خیالی "آن‌ها" از ما. داستان‌هایی که در ذهن آنهاست! اما مگر هر دو "اجازه"نگرفته بودند؟ مگر ناشر برای انتشارشان مجوز نگرفته بود؟

حرفی نیست جز اینکه، ما می‌مانیم و کار می‌کنیم و می‌سازیم و خوب می‌دانیم این روزها هم خواهد گذشت و فیلم‌های‌مان، داستان‌های‌مان، خیال‌های‌مان، خواب‌های‌مان و کابوس‌های‌مان، روزی منتشر خواهند شد.

دیگر نمی‌دانم چه کاری بلدم بکنم... اما راستی، مگر ما چقدر جان داریم؟".