در جایگاه سترگ و نقش بزرگ "کتاب" و مقام بلند و رفیع آن در عرصه‌های مختلف فرهنگ، تعلیم و تربیت، خانواده و اجتماع و انسان‌سازی، هیچ شک و شبهه‌ای وجود ندارد و از این منظر ایران، به یمن تولید آثار شاخص در دنیا درخشیده و مولفان کتاب‌های ادبی و هنری و شعر و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و تاریخی در جهان، نام‌آور بوده‌اند و همچنان گروهی از فرهیختگان حوزه تالیف و نگارش و انتشار کتاب به‌رغم تحمل انواع مشکلات و مسائل و موانع گوناگون مادی و معنوی با رنج،اما شوق بی‌پایان به نگارش و انتشار کتاب‌های اجتماعی و تخصصی و حتی درسی و تحصیلی ادامه می‌دهند.کتاب خوب،معلم و راهنمای انسان و جوامع بوده و همگان بر ارزش و اهمیت آن واقفند.

با این حال،در چند دهه اخیر در ایران و دنیا،از جایگاه شایسته و سازنده خود تنزل کرده و جدا از چاپ و انتشار کتب درسی که مسئولیتی حکومتی است و در هر شرایطی باید انتشار یابد، وضعیت نامیمونی پدید آمده که زندگی‌ها و مناسبات خانوادگی و اجتماعی و خود انسان‌ها را سخت متاثر کرده و میان مردم و فرهنگ و کتاب، فاصله‌های عمیق رخ داده است.

با آنکه هنوز هم در ایران و جهان، کتاب‌های متعدد و متنوع چاپ و منتشر می‌شود، لیکن اغلب این کتاب‌ها که به سفارش دولت‌ها تهیه و تولید شده و می‌شوند، یا در قفسه‌های خانه‌ها جا خوش کرده‌اند و یا در کتابفروشی‌ها خاک می‌خورند، چرا که مضامین و محتوای اکثر این کتاب‌ها، ربطی به زندگی و مسائل زندگی خانوادگی و اجتماعی ایرانیان ندارند و بهترین‌هایشان، تورق مجدد تاریخ بوده که به علت نوع نگاه مولفان در آن‌ها، با زندگی امروز مردم به‌ویژه در ایران،پیوند نمی‌یابند.

گرچه ظهور و رونق و گسترش دستگاه‌های ارتباطی، اطلاعاتی و ماهواره‌ها در جدایی انسان‌ها از کتاب و فرهنگ، نقش‌آفرین بوده‌اند، لیکن معضل مهم و اصلی، یکه تازی و یورش مغول‌وار زندگی ماشینی و مشکلات روزافزون زندگی مادی و معیشتی مردم است که به قدری انسان‌ها را در پیچ و خم‌ها و بن‌بست‌های مادی قرار داده که همگان به جز اربابان سیاسی و اقتصادی، سرمایه‌خواران و مرفهان بی‌درد و امربران آن‌ها که آن کار دیگر می‌کنند!اصلا مجال تفکر درباره موضوع‌های مختلف و رسیدگی به اندیشه و فرهنگ و معنویت را نمی‌یابند، چه رسد به اینکه،وقت فراغت برای کتاب داشته و یا علاقه به مطالعه را حفظ کرده باشند.

گرچه هنوز در شب‌های یلدا،کتاب حافظ برای فال و حال، دقایقی باز می‌شود و بعد تا سال بعد و یلدای دیگر در گوشه‌ای جا خوش می‌کند، ولی پژوهش‌های تاسف‌بار اجتماعی،درجه حافظ ناشناسی جامعه را همچنان بالا نشان می‌دهد و با آنکه،تمام ایرانیان، شاهنامه فردوسی را می‌شناسند و برخی از داستان‌هایش مانند رستم و سهراب را می‌دانند، اما اغلب آن‌ها حتی یک‌بار هم گنجینه جاودان فردوسی را باز نکرده‌اند.

در میان نسل‌های جوان نیز آنقدر ماهواره و اطلاعات نفوذ یافته که به جای کتاب،تلفن همراه انیس و مونس آنها شده است.

این نکته درست است که عشق و علاقه به کتاب و مطالعه می‌تواند شخصی و درونی هم باشد،ولی با کدام وقت وحوصله و خلاصی از دویدن برای تامین نان خانواده از کله سحر تا نیمه‌های شب!؟

آیا این اوضاع به کسی اجازه می‌دهد که اندکی هم با کتاب خلوت کند؟!

در واقع در ایجاد چنین وضعیت تلخ و بد و سیاه، مقام‌داران نالایق حکومتی بخصوص متولیان امور فرهنگی و هنری که خود عاملان و مجریان سیاسی هستند و بیشرشان از کوچه فرهنگ هم عبور نکرده‌اند با ناتوانی‌ها و غفلت‌ها و سلطه نگرش مادی و سوداگری در نگاه و اندیشه‌هایشان و همچنین دیگر مقام‌داران بی‌سواد، غافل و کاسب حوزه‌های اقتصاد و سیاست، سهم بزرگ و گناه عظیم و نابخشونی دارند.

به عبارتی این افراد و مقام‌ها به اضافه پول و ثروت‌پرستان، علی‌رغم ظواهر و شعارهای اجتماعی ملی، معنوی، دینی، جامعه را از معنویت و فرهنگ دور کرده و چنان بلایی سر ملت آورده‌اند که برای گرسنه نماندن و ادامه زندگی مجبورند با مشقت به دنبال تامین معیشت خود و خانواده باشند.

اینان که خود هرگز اهل هنر و کتاب و مطالعه و فرهنگ نبوده‌اند و به جای اندیشه، کباب، معیار تلاش‌ها و تقلاهایشان را جهت داده است، چنان روزگار مردم را تباه کرده‌اند که نه تنها خود دیگر تمایلی برای همنشینی با کتاب ندارند که به تحقیق ثابت شده که برخی برای تامین معاش خانواده، فرزندانشان را از ادامه تحصیل باز داشته‌اند.

وقتی امور جامعه این گونه است و وضعیت تولیدات هنری و ادبی و سینمایی و تلویزیونی نیز بسیار بد و آشفته است و مردم در پی نان و نامسئولان و نامدیران به دنبال پول و ثروت و کباب هستند، چرا باید انتظار داشت که ایران، مردمی کتابخوان داشته و دارای رتبه‌ای در این زمینه در جهان باشد؟