نمی‌خواهم مانند نامدیران و نامسئولان سوداگر سیاست پیشه فرهنگ ناشناس از نقش، جایگاه کتاب و تالیف آن،مولفان و کتابخوانی در فرهنگ کشور و ضرورت ارتقای فرهنگ کتابخوانی ملی، شعار داده و حرف‌های قشنگ، قشنگ صدتا یک غاز بزنم تا مقام و صندلی نداشته قدرت خود را حفظ کنم، اما نمی‌توان، نمی‌شود و نباید غفلت‌ها، بی‌توجهی‌ها و فرهنگ‌سوزی این جماعت و جفای بزرگ و آشکار آن‌ها به کتاب، نویسندگان و ملت کتابخوان و کتابدوست که امروزه چنان غرق تامین معاش زندگی شده‌اند که به ندرت به یادشان می‌افتد که چیزی به نام کتاب و شیوه تعالی‌بخشی به عنوان کتابخوانی وجود دارد و فرهیختگانی هم هستند که این کتاب‌ها را می‌نویسند و حتی گروهی که آن‌ها را چاپ و منتشر کرده و به دست دوستداران کتاب می‌رسانند، نادیده گرفته شود..

واقعیت اینکه،جدا از جایگاه سترگ کتاب در فرهنگ ایرانی و انسانی، در کشور از سوی سه جریان، نگاه و توجه مستمر به کتاب و کتاب‌نویس صورت می‌گیرد و این طیف‌ها عبارتند از:

یک؛

دولتمردان که حامی و پشتیبان مادی و معنوی کتاب‌ها و نویسندگان دولتی و مبلغان اهداف دولتی هستند.

دو؛

نهادها و تشکل‌های غیر دولتی که برنامه‌ها و اهداف دیگر دارند و از ناشران،نویسندگان و کتاب‌های همنوا با برنامه‌های خود حمایت می‌کنند.

سه؛

در برابر این دو جریان حکومتی، گروهی نیز قرار دارند که گرایش‌های سیاسی آن‌ها را در یک تشکل بزرگ فرهنگی/سیاسی گرد آورده و آن‌ها هم از آثار و کتاب‌ها و نویسندگان و هنرمندان هم جهت با خود حمایت می‌کنند. جدا از این سه گروه شناخته شده، گروهی از نویسندگان نیز وجود دارند که معمولا از سوی هر سه جریان یاد شده، جدی گرفته نشده،داخل هیچ جریان و حزب و گروه نیستند و در واقع بیشتر ملی هستند.

جماعت طیف چهارم بیش از هر چیز به خود و حمایت‌های ملی و مردمی متکی‌اند و چون وابسته، حکومتی و اپوزیسیون نیستند، در هیچ آیین و جشن و جشنواره شرکت داده نمی‌شوند و اگر شاهکار هم خلق کنند، دیده نمی‌شوند. این نویسندگان و هنرمندان، انسانی‌هایی بدون حاشیه و جنجال هستند و در گوشه‌های خلوت خود، برای ملت، عاشقانه می‌نویسند، هنرنمایی و ترجمه می‌کنند و عموما هم عمدا نادیده گرفته می‌شوند.

از میان طیف چهارم تنها به دو نمونه اشاره و بسنده می‌کنم و قضاوت را به خرد و وجدان فرزانگان واگذار می‌نمایم.

محسن دامادی، نویسنده و سینماگر و کارگردان اندیشمند کشور چند سال است که بخش اعظم عمر و توانایی‌های خود را صرف بازنمایی زیورهای جاودان شاهکار یگانه فردوسی کبیر کرده و با نثری شیوا و زیبا داستان‌های شاهنامه را به زبان فرهنگ اجتماعی بازآفرینی کرده و گنجینه فردوسی را در گنج‌خانه ملی قرار داده است.

محسن دامادی افزون بر نگارش چندین فیلمنامه، بیش از دوازده کتاب داستان و سینمایی، هنری، تاریخی و اجتماعی را در کارنامه ممتاز هنری خود دارد و مجموعه بیست و یک جلدی داستانهای شاهنامه او، از بزرگ‌ترین خدمات ارزشمند به فرهنگ و هنر و ادبیات ملی ایران زمین است. حیف است که سیاست و تجارت و بی‌فرهنگی،مانع دیده و مطالعه این اثر مهم دامادی بزرگ شوند.

نمونه دوم از گروه فرزانه چهارم، نویسنده، فیلمنامه‌نویس، تهیه کننده، بازیگر سینما و مترجم آثار جذاب خارجی، فتح‌الله جعفری جوزانی خردمند و تواناست که آثار هنری و ادبی او نیز مانند دامادی عزیز به عمد نادیده گرفته شده است.

با آنکه به همت ناشران، کتاب‌های دامادی و جوزانی در معرض بازدید و خرید دوستداران کتاب‌های شاخص و خوب قرار دارد، لیکن سیاست و سلیقه، مانع تجلی و درخشندگی آن‌ها در هفته‌های نمایشی کتاب و نمایشگاه دکوری و فرمایشی جشنواره کتاب شده است.

وقتی با آثار جذاب و مانای ادبیات و هنر و با خالقان این آثار این گونه برخورد می‌شود،مشخص است که شعارهای حمایت از کتاب و کتابخوانی،سیاسی و تبلیغاتی و دروغ است.

گرچه سال‌هاست که هنرمندان و ادیبان و آفریده‌های هنری آن‌ها در کشور توسط قدرت و ثروت‌مداران، تحسین و قدردانی نمی‌شوند، اما این آثار راه خود را به میان مردم و جامعه بازکرده و دامادی‌ها و جوزانی‌ها جوایز و لوح‌های افتخار ملی خود را از مردم گرفته و می‌گیرند.