فرزند یعقوب حیدری، نویسنده‌ای که به تازگی از دنیا رفت، درباره دلایل تدفین نشدن پدرش در قطعه هنرمندانِ بهشت‌ زهرا گفت.

آزاده حیدری، فرزند یعقوب حیدری که سه‌شنبه - ۱۰ شهریورماه - خبردرگذشتش منتشر شد، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده، نوشته است:

«یعقوب حیدری؛ نامی که برای ماندگاری به قطعه هنرمندان نیاز ندارد

«شدنی نیست. حتی اگر ما هم مجوزش را صادر کنیم، شورای شهر رد می‌کند.»

آقای منشی با این حرف‌ها، آب پاکی را روی دستم می‌ریزد. اتاق را ترک می‌کنم و از پله‌های وزارت ارشاد در حالی پایین می‌آیم که با دستانی لرزان در گوشی همراهم شماره آقای یحیی‌پور (رئیس انجمن نویسندگان) را جستجو می‌کنم.

-«سلام آقای یحیی‌پور، نامه انجمن نویسندگان که در رابطه با درخواست تدفین پدر در قطعه هنرمندان تنظیم شده است را به وزارت ارشاد آوردم، ولی می‌گویند تدفین پدر در قطعه هنرمندان منوط به دارا بودن چند شرط است از جمله صاحب کتاب سال بودن یا حافظ قرآن بودن و دو سه شرط دیگر، که پدر این شروط را ندارد.»

آقای یحیی پور متأثر می‌شوند و می‌گویند متأسفانه این قوانین را چند سالی است که شهرداری تهران تصویب کرده است و کاری از انجمن نویسندگان برنمی‌آید.

غم و اندوه از دست دادن پدر سخت‌تر از قبل، قلبم را می‌فشارد و ناامیدی عجیب و غریبی زانوهای لرزانم را از حرکت باز می‌دارد. صدها فکر از ذهنم عبور می‌کند «آخر مگر می‌شود پدر، یعقوب حیدری، عضو باسابقه انجمن نویسندگان، نویسنده‌ی شناخته شده‌ای که سالیان سال از عمر خود را صرف نوشتن کرده است، نویسنده خبرنگاری که سال‌ها در کیهان و سروش و همشهری و کپنک و .. قلم زده است، نویسنده‌ی ده‌ها اثر ماندگار از جمله دریا و دریانوردی، سکان پنج درجه به چپ، نامه به کافکا، من سیب زمینی نیستم، قیصر امین‌پور در این کتاب قایم شده است و.. شرط لازم برای آرام گرفتن در قطعه هنرمندان را نداشته باشد!!! اگر یعقوب حیدری نه، پس چه کسی؟!»

آرامگاهی که ذاتا محل قرار هنرمندان ماندگاری چون یعقوب حیدری بوده است اکنون با شروط بعضاً غیرمرتبط با هنر، از این هنرمند فقید دریغ شده است.

دوباره از ذهنم می‌گذرد: «قطعه هنرمندان؛ قطعه‌ای نه برای همه هنرمندان. قطعه هنرمندان؛ قطعه‌ای که صلاحیت هنرمندان مرحوم برای تدفین در آنجا را شورای شهر تأیید می‌کند!!! قطعه هنرمندان؛ قطعه‌ای برای هنرمندان گاها ناآشنا و با آثاری ناشناس ولی دارای شروط تدفین!»

دستم را به زانوهایم می‌گیرم و بلند می‌شوم با تکیه به نام پدر، محکم می‌ایستم. یعقوب حیدری؛ نامی که برای ماندگاری به قطعه هنرمندان نیاز ندارد. نام پدر با آثارش ماندگار است. نام پدر با تواضع و مهرش در ذهن‌ها ثبت شده است.

***
سرانجام جسم پدر، در گوشه‌ای دنج از بهشت زهرا، قطعه ۱۰۴ ردیف ۵، زیر درخت کاج (درخت مورد علاقه پدر در میان انبوه عشق و همراهی رفقای با معرفتی از جمله آقای حسین قرایی، آقای محسن هجری، آقای مهران بهرامی .. به خاک بازگشت. مانا باد نام و یاد یعقوب حیدری.»