از آخرین فیلم های بخش مسابقه «کمی نور» ساخته علی عسگری عصر پنجشنبه در سالن بزرگ ۱۴۰۰ نفره -دارسنا - برای منتقدان بنمایش در آمد. در پلان اول فیلم مردی کمی آشفته حال، در حال درست کردن قهوه می باشد که بعدا معلوم می شود پزشکی است که در اثر دیدن مجروحان وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه گذشته در مطب خود و سپس پلمب شدن آن توسط عوامل حکومت، دچار افسردگی شدید شده و می خواهد دست به خودکشی بزند. او با کمک جوانی در مطبش در حال جمعآوری وسایل خود از جمله تعدادی گلدان است که به آشنایان خود بدهد. وی قبلا از دست زدن به خودکشی می خواهد افراد خانواده اش (دو خواهر ، یک برادر، و مادرش) را در جریان کارش قرار دهد و بقول خود، مثل کسی که سرطان بدخیم دارد ، آنها از عمل او با خبر باشند تا وقتی مرگ وی فرا میرسد تا با عمل نامنتظره وی دچار شوک نشوند. همانگونه که در فیلم درخشان عباس کیارستمی «طعم گیلاس» آقای بدیعی در ناخود آگاه و شاید خود آگاه خود عمل کرده بود و دیگران را از تصمیم به خودکشی با خبر کند ، به سراغ آدم های گوناگونی می رفت !
در آن فیلم آقای بدیعی سفری دایره وار را در اطراف قبر آماده خود در بیرون شهر و در خلوت، در پیش می گیرد، تا به سر انجام کار خود را عملی کند. در «کمی نور» ساخته علی عسگری دکتر همین سفر را در شهری بزرگ ، شلوغ و پر ترافیک شروع می کند !
در طعم گیلاس اقای بدیعی در ان خلوت فلسفی خود، تماشاگر با پرسوناژ بیشتر همراه می کند - ولی در این فیلم با این همه شلوغی ها و سر صدای شهر ! تماشاگر کمتر همراه او می شود.
در این فیلم دکتر (که خود چاره ساز درد است) ابتدا پیش خواهر کوچک می رود تا او را مطلع کند. خواه کوچکش ضمن صحبت ها به او کمی درس اخلاق می دهد. پزشک سپس پیش خواهر بزرگ می رود که در محلی کارش به تمرین دادن ورزشی آرام بخش مثل ژیمناستیک است. آنها قرار است همگی به همراه برادر دیگرشان ، پیش مادرشان رفته و او نیز در جریان خودکشی دکتر قرار دهند. در این مسیر البته تماشاگر شاهد کمک دکتر به یک نو جوان تیر خورده ای هم هست که مادرش نگرانش در خانه از او سخت مراقب می کند (چون رفتن به بیمارستان برایش آن جوان خطرناک است)- همچنین سر راه، این گروه به دیدن تاتری پسر خواهر بزرگ هم سر میزنند که در آن وی نقش جوانی را بازی می کند که موضوعش راجع به ترک وطن است. در بین دیالوگ های نمایشنامه تماشاگر با شنیدن درس اخلاق هم روبرو می شود - سر انجام مجموعه فرزندان برای شام به منزل مادر می رسند تا دکتر که خود معالج درد ها آست، درد خود را برای مادر مهربانش در میان بگذارد. در این جا همگی برای تدارک غذا کمک می کنند و هنگام شام، صحنه آرایی مثل « شام آخر» مسیح می شود، و درعین حال از آنجا که سکوت بر قرارشده ، صحنه به شام غریبان تبدیل می شود، کسی جرات بیان اصل ماجرا (تصمیم به خودکشی کردن دکتر) را برای مادر ندارد، خود دکتر هم که در نظر داشته سفره دل خود را برای وی باز کند جراتش را از دست داده و دودل می شود، بعد از شام مادر یک لقمه هندوانه (به جای توت در طعم گیلاس) با مهربانی به پسرش میدهد، دکتر که تا این لحظه افسرده بنظر می آمد،، چهره اش باز شده، و بنظر می اید که آرام از اندیشه خود کشی طرف نظر می کند- به این شکل ،کمی نور، به زندگی وی می تابد- در سکانس پایان فیلم کارگردان با ایده ای خوب، فرحبخش و غیر منتظره صحنه را به پایان می برد.
سوژه فیلم طبیعا در این اوضاع و شرایط امروز بسیار خوب انتخاب شده، اما اجرا گاه ضعف هایی دارد از جمله بازیگر نقش دکتر دارد که به خوبی انتخاب نشده؛ وی نه لباس اش مناسب انتخاب شده و نه چهره اش به شخصیت اش نمی خورد. بازی اش هم گاه چندان بدل نمی نشیند.
فیلم علی عسگری که سناریوش را مشترک با شادمهر راستین (از سناریست های خوب ایران) نوشته، اثر قابل قبولی شده است هر چندکه اوایل فیلم چه در میزانس و چه از نظر ساختار سناریو کمی ضعیف شروع می شود اما آرام آرام قدرت می گیرد و تماشاگر را با خود همراه می کند ، این فیلم که در ایران کار شده ، بازیگران زن بدون حجاب و البته همگی با پوشش خیلی منطقی و معقول در فیلم ظاهر شده اند.
بنظر من « کمی نور» در بین فیلمهای مسابقه امسال ونیز جای مناسبی بدست آورده است و می شود امیدوار بود که در شب اختتامیه شنبه شب هم مورد توجه داوران قرار بگیرد.
جلسه رسمی فیلم با فرش قرمز روز جمعه بعد از ظهر خواهد داشت.
