گفتوگو با یکی از هنرپیشههای بزرگ سینما
آل پاچینو: نمیتوانی بگذاری پوستت خیلی کلفت شود!
بانیفیلم: آل پاچینو جایگاهی در خور توجه در سینما دارد؛ او به اندازهای در سینمای کلاسیک و متفاوت نقشآفرینی کرده که از همین جهت جزو معدود هنرپیشگان بزرگ و تاثیرگذار صنعت سینماست. در گفتوگویی که سایت سینمایی THE TALK با آل پاچینو انجام داده، او ضمن یادآوری دوران سخت بازیگریاش، مروری هم بر حسرتهایش داشته؛ از فیامخهایی که بازی نکرده و از پیشنهادهایی که رد کرده است. از این زاویه*، این گفتوگو را میتوان متفاوت از دیگر مصاحبههای این ستاره سینما دانست... این گفتوگو را بخوانید:
6 دقیقه مطالعه
سینمای جهان

/نمیتوانی بگذاری پوستت خیلی کلفت شود/
***
آل پاچینو: "قبل از پدرخوانده، (اولین پدرخوانده)، هیچ کارگردان دیگری مرا نمیخواست. اما فرانسیس مرا میخواست! او فقط مرا میخواست، و من نمیفهمیدم چرا استودیوها مرا نمیخواستند، میشه گفت که هیچکس مرا نمیخواست، هیچکس مرا نمیشناخت. فکر میکنم وقتی کارگردانی به حضور من در فیلمش علاقهمند میشود، تمایل دارم به جای عقبنشینی کردن، جلو بروم. شما به عنوان هنرمند، دنبال ریسکی هستید که بتوانید آن را بپذیرید، پذیرش یک چالش و این واقعیت که زمین بخورید و بلند شوید و ادامه دهید. وقتی این کار را به اندازه کافی انجام میدهید، میخواهید خودتان را باز و در معرض دید دیگران نگه دارید. نمیخواهید بسته شوید چون این کار یک نوع آسیبپذیری است. شما نمیتوانید بگذارید پوستتان خیلی کلفت شود." /
****
*آقای پاچینو، چگونه با موقعیت فعلی و دستاوردهای خودتان کنار میآیید؟ /
آل پاچینو: نمیدانم. اینطور به آن فکر نمیکنم. شما به آن بخشها به عنوان دستاورد فکر نمیکنید. به نقشهایی که بازی میکنید یا نقاشیهایی که کشیدهاید فکر میکنید. منظورم این است که تصور کنید بازیگری بگوید: «دیگر نمیخواهم ادامه بدهم چون نمیتوانم بهتر از آخرین فیلمی که بازی کردم، عمل کنم. بهتر است همین الان استعفا بدهم.» ما به این میگوییم تکیه بر افتخارات و فکر میکنم قرار نیست این کار را بکنی. من کاملاً با این موضوع موافقم! میدانید،با تکیه بر افتخاراتت، شما یک چک بزرگ خوب میگیری و یک حرفه دیگر را انتخاب میکنی... اما به دلایلی که برایم مهم است، مدام میخواهم برگردم و کارهای جدیدی انجام دهم. /
*اینها به این خاطر است که چون میخواهی سعی کنی کار جدیدی انجام دهی؟ /
آل پاچینو: بله، اگر چیزی پیدا کنم که احساس کنم میتوانم به نوعی در آن مشارکت کنم و احساس کنم که در آن هستم، و چیزی در موردش میگویم - هر معنایی که داشته باشد- معنایش این است که همانطور که شکسپیر میگوید، من «انگار آینهای در برابر طبیعت نگه داشتهام». اگر چیزی را بیان کنم که احساس کنم راهی برای تمرین استعدادم و کمک به برقراری ارتباط با نقش یک انسان در یک فیلم است. در جنین حالتی سعی خواهم کرد آن کار را انجام دهم. من کلمه «بازنشستگی» را به کار نمیبرم، چون برای یک هنرمند گفتن «بازنشستگی» کمی عجیب است. /
*کریستو، هنرمند، میگوید که هنرمندان بازنشسته نمیشوند، آنها فقط میمیرند.
آل پاچینو: اما هنرمندانی هستند که بازنشسته شدهاند. مانند فیلیپ راث - من فیلمی از کتابش «تحقیر» ساختم. او نویسندگی را کنار گذاشته و بسیار خوشحال است! این را خودش میگوید. او میرود و کاری را که میخواهد انجام میدهد. میتوانم این مورد را درک کنم. این کار بعدها خیلی روتین میشود. فیلمنامه را میگیری، باید آن را بخوانی، باید فیلمنامه را یاد بگیری. باید دوباره آن فرآیند را طی کنی. بنابراین، به دنبال چیزهای دیگری میگردی، مانند شخص کارگردانی که میخواهد از هنر تو استفاده کند. /
*...اما مطمئناً همه کارگردانها تو را میخواهند. /
آل پاچینو: قبل از پدرخوانده، «پدرخوانده۱»، هیچ کس دیگری مرا نمیخواست. اما فرانسیس [فورد کاپولا] من را میخواست! او فقط من را میخواست، و من این را نمیفهمیدم... استودیوها من را نمیخواستند، هیچ کس من را نمیخواست - هیچ کس من را نمیشناخت. فکر میکنم وقتی یک کارگردان به کارت علاقهمند میشود، تمایل دارم که به جای عقبنشینی، به جلو حرکت کنم. شما به عنوان یک هنرپیشه به دنبال ریسکی هستید که بتوانید آن را بپذیرید؛ یک چالش، اینکه زمین بخورید و بلند شوید و ادامه دهید. /
*چرا؟ /
آل پاچینو: وقتی به اندازه کافی این کار را انجام میدهید، میخواهید خودتان را باز نگه دارید. نمیخواهید بسته بمانید چون این وضعیت یک نوع آسیبپذیری مهم است. نمیتوانید بگذارید پوستتان خیلی کلفت شود. همانطور که برشت در آن نمایشنامه عالی که در سنین جوانی نوشت میگوید؛ در ۲۲ سالگیاش، او «در جنگل شهرها» را نوشت و یکی از شخصیتهای نمایش میگوید: «پوست انسان برای این دنیا خیلی نازک است.» بنابراین، او میبیند که پوستش ضخیم و ضخیمتر میشود، تا اینکه در نهایت به چیزهایی برخورد میکند و دیگر آنها را حس نمیکند. /
*آیا از هیچ یک از فیلمهایی که به خاطر تمایل به فراتر رفتن از محدودیتهای خود بازی کردهاید پشیمان هستید؟ /
آل پاچینو: من از هیچ چیز پشیمان نیستم. احساس میکنم چیزی را مرتکب شدهام که میتوانم آن را اشتباه بنامم. فیلم اشتباهی را انتخاب کردم، یا شخصیتی را دنبال نکردم یا نقش کسی را بازی کردم و انتخابهایی کردم... اما هر کاری که انجام میدهید بخشی از شماست. و شما چیزی از آن به دست میآورید. منظورم ایده و هیجان حضور در این موقعیتها و مکانها است - آنها چیزی بیش از خاطرات هستند، آنها زندگی شما را شکل میدهند. بنابراین من از هیچ چیز پشیمان نیستم. حتی رد کردن بازی در فیلم «جنگ ستارگان». جنگ ستارگان. بله، این اولین اشتباه بزرگ من بود. /
*...و یک فیلمنامه ترنس مالیک؟ /
آل پاچینو: بله، خیلی وقت پیش، تری میخواست من در فیلمی بازی کنم، من همیشه این آرزو را داشتم... این هم یکی دیگر از اشتباهات فراوان من است که وجود دارد. این اشتباهات، در موزه اشتباهات هستند! تمام فیلمنامههایی که رد کردم! /
"شما میخواهید خودتان را باز نگه دارید. نمیخواهید بسته شوید. نمیتوانید بگذارید پوستتان خیلی کلفت شود." آیا میگویید که امروز رویکرد متفاوتی نسبت به بازیگری نسبت به قبل دارید؟ /
آل پاچینو: بله، تصور میکنم که دارم. در غیر این صورت نمیتوانستم تا اینجا ادامه دهم. ما فقط چرخههای خود را در طول زندگی طی میکنیم. فکر میکنم سن مربوط به آن است. فکر میکنم ما اینجا هستیم - و سپس نیستیم! هر وقت میرویم، میرویم و نمیدانیم چه زمانی، هر کدام از ما. بنابراین ما چرخههایی را طی میکنیم. /
*آیا از این چرخه زندگی خود لذت میبرید؟ /
آل پاچینو: میدانید، وقتی به این موضوع فکر میکنید که آیا لیوان نیمه خالی است یا نیمه پر؟ واقعاً برای همه ما همینطور است. روزهایی هست که واقعاً از آن لذت میبرم. اما روزهایی هم هست که نه... اگر نقاش بودم، هیچکس در مورد سنم از من سوال نمیکرد. «من نقاشی میکنم! من یک هنرمندم!» از گفتن این جمله متنفرم. دوست ندارم این را بگویم. این چیزی است که خیلی زود یاد گرفتم. زنی که با او زندگی میکردم گفت: «هر کاری میکنی، به آنها نگو که هنرمندی.» گفتم: «میدانم! نمیگویم!» (میخندد) از این کار اجتناب خواهم کرد. و سالهاست که از این کار اجتناب میکنم. بگذارید اینطور بگویم، فکر میکنم من یک هنرمند هستم. امیدوارم که باشم. اما فکر میکنم اگر نقاش بودم، سوالات متفاوت میبود. /
*اما همه بازیگران همین مشکل را دارند. /
آل پاچینو: به خاطر جنبه بصری آن است؛ به خاطر تصویر. به این دلیل است که ما باید با تصویر خودمان کنار بیاییم، حتی اگر شخصیتهای مختلفی را بازی کنیم، تصویر همیشه آنجاست... بنابراین بخشی از دلیل اینکه وقتی میگویی هنرمند هستی، نوعی تظاهر کردن وجود دارد، این است که بالاخره ستاره سینما هستی. و این هم اشتباه است! این هم تظاهر است. من یک ستاره سینما هستم! پس چه میگویی؟