زنده باد ثروت و ابتذال، مرگ بر فرهنگ و منقد

یادداشت / جبار آذین

3 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشت‌ها
زنده باد ثروت و ابتذال، مرگ بر فرهنگ و منقد
در مملکتی که نام و عنوان دینی دارد، اما منجی اقتصاد ویرانش یک سوپر سرمایه‌دار است که قرار بود اعدام شود، ولی اکنون آقای سرمایه ایران در جهان است، وزیر ارشادش، خود به ارشاد نیاز دارد و رئیس سینمایش، فرق سینما را با ماشین لباسشویی نمی‌داند، حاکم تلویزیون انحصاری‌اش، یک سیاست‌زده تاریخ مصرف گذشته است، رئیس جمهورش، در اقیانوس مشکلات کشور رو به عقب شنا می‌کند، اشراف و چی‌چی‌زاده‌ها بر روی ثروت ملی آن، خیمه سیاه زده‌اند و فقر عمومی و شکاف و فاصله طبقاتی و فساد و دوری از باورها و اعتقادها در آن به اوج رسیده و به جای گسترش فرهنگ و انسانیت، پول و دنیا و لذت‌‌پرستی و آمار جرم و جنایت و خیانت در آن سیر صعودی دارد و ابتذال و تخریب فرهنگ و هنر در تولیدات بازاری و تجاری سینمایی و تلویزیونی‌اش بیداد می‌کند و اهالی شریف هنر و قلم که خود و عزت و حرمتشان را نفروخته‌اند در کنار ملت تنگدست، ایام تلخ را سپری می‌کنند و نامسئولان و نامدیران کوتوله کشور، همچنان شعار می‌دهند و همه چیز رو به تباهی و انحطاط است و مانند همیشه در کشور گوش شنوا و چشم بینا و فریادرس وجود ندارد، دوست منقد ما، جناب سیدرضا اورنگ در صدد دادن درس اخلاق و ادب به مسئولان و وزیر اشتباهی ارشاد و معاونان اشتباهی و دبیران اشتباهی جشنپاره‌های اشتباهی و دیگر اشتباهی‌های کرسی‌های فرهنگ و هنر و ادب و سینما و صدا و سیما و تمام کشور است. در حالی که او و تمام دلسوختگان کشور به خوبی می‌دانند، "نرود میخ آهنین بر سنگ" و هتاکان و فحاشان او، دست‌پروده همین افراد اشتباهی و مناسبات غلط و نادرست و عدالت ستیزند. اشتباهی‌ها چون اشتباهی‌اند و ریاست و مدیریت آن‌ها بر اموری که از آن شناخت و اطلاعات ندارند و در آن متخصص نیستند و بدتر فاقد ویژگی‌های تکامل و ترقی، یعنی نقد و اصلاح‌پذیری هستند و عملکردهایشان نیز غلط و پر اشتباه است، به دلیل منافع‌گرایی و دنیا پرستی،توانایی و ظرفیت و دانش اصلاح خود و امور محوله را ندارند، از همین رو، نباید و نمی‌توان انتظار داشت که اصلاح شوند و برعکس فراوان هستند آن‌ها که در برابر نقد سالم و سازنده و منقد کارشناس و دلسوز، جبهه‌گیری کرده و برای پوشش ضعف‌ها و نادرستی‌های خود، به منقد یورش برده و تلاش می‌کنند با زور و پول و پارتی، انتقادکننده صالح را از سر راه خود بردارند تا آسوده‌تر به حیف و میل بیت المال و اغفال مردم بپردازند و با خیال آسوده‌تر، جیب‌هایشان را از اموال ملت پر کنند. با این حال، کوردلی و نابخردی آن‌ها، نباید سبب بی‌تفاوتی اجتماعی و تعطیل نقد و نقادی شود، چرا که به‌رغم خود به خواب‌زدگی آن‌ها، جامعه بیدار است و در زمان مقتضی به خوبی از خجالت آن‌ها در خواهد آمد. این وعده خداوند است و دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز نه…