منقد، معترض، منفعل، مخالف و موافق

فردا دیر است!

یادداشت / جبار آذین

4 دقیقه مطالعه
یادداشت‌ها
فردا دیر است!
فرهنگ لغات اجتماعی ایران،در چند سال اخیر، با بدورد واژگانی مانند مستکبران، مستضعفان، ظالمان و مظلومان با کلماتی چون گرانی، احتکار، سرقت، فقر و فساد، تضادهای طبقاتی و بی‌عدالتی و سرمایه‌خوار و زیر خط فقر و... همنوا شده و این واژه‌ها به اندازه‌ای متداول شده که به جای امید، ناامیدی، شادی، اندوه و آزادگی و جوانمردی، سانسور و نامردی نشسته است. روند خداحافظی با کلمات پر معنایی چون، عدالت و مهر و عشق و ایمان و مروت، رفاه و سلامت با واژه‌هایی مانند، انتقادناپذیری، اصلاح نشدنی، نبودن گوش شنوا، نرود میخ آهنین بر سنگ، آب در هاون کوفتن و.... همدوش شده و از جامعه امروز ایران، طیف‌هایی با کلماتی مشخص و مصداق‌های عینی مانند: منقد، معترض، منفعل، مخالف و موافق پدید آورده است. این کلمه‌ها و مصداق‌های آن‌ها به یک گروه و صنف و حزب و جریان اختصاص ندارند و کلیت جامعه را در بر می‌گیرند. از حوزه‌های فرهنگی و هنری گرفته تابخش‌های اجتماعی و عرصه‌های سیاسی و اقتصادی. بد نیست با مرور این گروه‌ها و عناوین و نقش‌ها و جایگاه‌های اجتماعی آن‌ها، در واقع، خود و جامعه را بازشناسی کنیم و دریابیم، هر کدام و طیف کجای کشور ایستاده‌ایم و آیا در فرجام، از این دریای متلاطم نام‌ها و عنوان‌ها و تفرقه‌ها به یک واژه و مفهوم ملی مانند، ایران متحد و ایرانیان متفق خواهیم رسید یا حالا، حالاها در آشفته بازار تفرقه و بی‌اعتمادی ملی خواهیم ماند؛ نخست با منقدان یا منتقدان آشنا شویم. این گروه، اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند و منقد نواقص و کاستی‌ها و زشتی‌ها و بدی‌های مختلف عرصه‌های هنر و فرهنگ و اقتصاد و جامعه و سیاستند، و اغلب آن‌ها انتقادهای کند و تند و به حق خود را در رسانه‌های مکتوب و مجازی عنوان می‌کنند و انتقادهایشان عموما از سوی آن‌ها که باید بشنوند و به اصلاح خود و جامعه بیندیشند و اقدام کنند، ناشنیده گرفته می‌شود، چون به صلاح منافع آن‌ها نیست! گروه دوم، معترضان هستند، بیشتر افراد این گروه بی‌شمار، همان طیف منتقدان هستند، چون انتقادهایشان، ناشنیده و نادیده گرفته شده، به همراه قشرهای فراوان جامعه که به دلیل فقر و فساد و گرانی و بی‌عدالتی به وضع بد موجود، معترض شده‌اند، پیوسته‌اند و با آن‌که صدای انتقاد و اعتراضشان همچنان بلند است و ایران و جهان می‌شوند، اما باز هم آن‌ها که باید بشنوند و به خواسته‌های آن‌ها توجه کرده و درصدد رفع علل و عوامل مشکلات و فقر و فساد و ناعدالتی باشند، فریادهایشان را نمی‌شنوند، چرا که در ثروت و قدرت و مقام، لذتی است که در انسانیت نیست، آن عده نیز که تظاهر به شنیدن می‌کنند، دروغ می‌گویند و فقط تظاهر می‌کنند. گروه بعدی را منفعلان تشکیل می‌دهند. اغلب اینان یا جیب‌هایشان پر است و دغدغه نان و رفاه و معیشت و فرهنگ و اصلاح مشکلات جامعه را ندارند، یا کسانی هستند که برایشان دوغ و دوشاب فرقی ندارد و همین اندازه که نان و ماستشان برسد، قانع و مطیع‌اند و یا از آب گل‌آلود، لقمه‌های حقیر ملت را از راه گرانی، احتکار و تقلب و تخلف، وارد سفره‌های خود می‌کنند و در میانشان کسانی هم وجود دارند که پیشتر منقد و معترض بودند و اکنون سرخورده و ناامید شده‌اند. چهارمین گروه موافقان و وابسته‌ها و وصل‌ها هستند. گروهی از اینان در موافقت با موافقان قدرتمند با همه چیز موافق و یک‌جورهایی با آن موافقان همسو و همسفره‌اند و هیچ‌کدام اهل انتقاد و اعتراض و اصلاح نیستند، زیرا به نفعشان نیست. اینان نه گفتن بلد نیستند و آن را بد و قبیح می‌دانند!گروه آخر مخالفان هستند که به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می‌شوند. خارجی‌ها که تکلیفشان مشخص و خودشان واضح و آشکارند و دوست دارند خودشان، در مملکت ما، آقایی و اربابی کنند و بدتر از داخلی‌های غارتگر، ثروت‌های ملت ما را به تاراج برند و هر کار بتوانند و توانسته‌اند برای رسیدن به اهدافشان می‌کنند و کرده‌اند. گروه دوم هم داخلی‌ها هستند، این‌ها نیز می‌خواهند خود،جای مقامداران موافق، حاکم باشند و اگر لازم بدانند با خارجی‌های مخالف هم همدست شده و می‌شوند و برایشان نبودن مقامداران کنونی به هر قیمت، مهم است تا.... آنچه از نظر گرامی‌تان گذشت، وضع و اوضاع و حال ایران و ایرانیان امروز است. آیا این جماعت متفرق و مختلف‌المنافع و گوناگون سلایق و پریشان احوال، خواهند توانست در زیر چتر پرچم ملی ایران باز هم سرود وحدت و مهر و عشق و آزادگی بخوانند یا باید از جنگ و جدال داخلی برای ساختن خود و ایران زخمی و مهربانمان عبور کنیم؟ فردا دیر نیست!