ایران صدای "آزیتا لاچینی" را شنید

یادداشت / جبار آذین

3 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشت ها
ایران صدای "آزیتا لاچینی" را شنید
ملت شریف و رنجدیده و هنرمندان عزتمند زخم خورده ایران، صدای اندوه و گلایه مظلومانه هنرمند ارجمند تئاتر و سینما و تلویزیون کشور را شنیدند. صدای او انفجار بغض هزاران هنرمندی است که قربانی نظام و مناسبات فاسد حاکم بر هنر و فرهنگ و سینما و صدا و سیما و نامدیران و نامسئولان سیاست‌پیشه و تاجرهای این حوزه‌ها طی چهار دهه اخیر شده‌اند. سخنان دردمندانه آزیتا لاچینی، صدای صدها هنرمندی است که قربانی بی‌کفایتی‌های نامدیران و نامسئولان هستند، هنرآفرینانی مانند مجید جوانمرد و دکتر حسینی که هم اکنون در بستری بیماری است و دیگر هنرسازانی که به لطف بی‌اعتنایی و غفلت و ناکارآمدی متولیان هنر و فرهنگ، امروز در چنگ فقر و نداری و بیماری روزگار تلخ و سیاهی را سپری می‌کنند. آیا این است، پاداش هنرمندان شریف و آبرومندی که مانند آزیتا لاچینی تمام عمر و جوانی و هستی خود را در راه اعتلای هنر و سربلندی هنرمندان ایران و افتخار کشور هزینه کرده‌اند؟ آیا این است، حاصل سال‌ها کار و فعالیت سالم و سازنده و صادقانه هنری در ایران؟ آری، صدای رنج لاچینی و بغض گلوگیر او را مردم و فرهیختگان جامعه شنیدند و با او در اعتراض و انتقاد از اوضاع بد هنر و فرهنگ و ناراستی‌ها و نادرستی‌های نامسئولان همدل و همآوا شدند،اما این صدای رسا مانند همیشه در گوش ناشنوای جناب وزیر اشتباهی وزارتخانه محتاج ارشاد و رئیس اشتباهی‌تر سازمان مستعمل سینمایی شنیده نشد تا به لطف آن‌ها رنج، تنهایی، بی‌کسی و بی‌حمایتی لاچینی‌ها ادامه یابد. درست مانند بی‌احترامی‌ها و بی‌اعتناییهای سایر ناوزیران و نامدیران و نامسئولان کشور در عرصه‌های دیگر که در برابر اندوه و مشقت و زجر و عذاب کارگران، زحمتکشان، کارمندان، کشاورزان و معلمان و... سکوت و سر درون برف کرده‌اند. البته ازحق نباید گذشت که مسبب بروز این همه نابسامانی و نادرستی و بی‌عدالتی، فقط حاکمان امروز و دیروز کشور نیستند و این اوضاع سیاه پرفتنه و فساد، محصول نبود نظام سالم و هدفمند و عالمانه در اداره سازمان‌ها و نهادهای کشور و همچنین مسئولان کاربلد و متعهد است و اینان و امروزی‌ها عمدتا مجریان الکن همان نظام غلط و سنت زشت بی‌اعتنایی به ملت توسط پیشینیان‌اند. با این حال این‌ها هم به سهم خود در آزار و ظلم به مردم و هنرمندان، سهم و نقش دارند. سرکار خانم آزیتا لاچینی را از بازی خوبش در فیلم "الکلی" با بازی و کارگردانی زنده‌یاد محمدعلی جعفری در سال‌های قبل از انقلاب به یاد دارم و می‌دانستم از هنرمندان مستعد و توانای تئاتر کشور است و همیشه هنرنمایی‌هایش با استقبال روبرو شده است و بعدها هم کارها و بازی‌های او را در دیگر حوزه‌های هنری پیگیر شدم. وقتی چند روز قبل ویدئوی گفت‌وگوی مظلومانه او را دیدم، من هم مانند تمام مردم و هنرمندان و دوستداران هنر و هنرمند متاثر و منقلب شدم. پرسش من از کرسی‌نشینان مملکت و سینما و هنر این است که آیا باید هم‌چنان شاهد رنج هنرمندان کشور باشیم و مانند آقایان، بعد از ترک ما و این دنیا، برایشان اشک تمساح بریزیم و اطلاعیه تسلیت صادر کنیم و یا دستانشان را به مهر و یاوری بفشاریم و یا این‌که،اجازه دهیم صدای اندوه و اعتراض خود را از ایران تا جهان بلند کنند و برای عدالت خواهی از سکوت خانه‌ها تا شلوغی خیابان‌ها،وارد جامعه شوند؟ آقایان بدانند این صداها و فریادها در این دنیا و آن جهان، بدون پاسخ نخواهد ماند و عاملان هنر و هنرمند و فرهنگ سوزی، جزای خود را خواهند دید.