کودککشی در سینما
یادداشت / جبار آذین
4 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشتها

بیماری واگیر و خطرناک انسان و انسانیتکش "انتقاد و اصلاح ناپذیری و نداشتن گوش شنوا" فقط مختص فرهنگ و هنر و سینما و صدا و سیما نیست و این بیماری سالهاست که در سرتاسر کشور بهویژه در میان نامدیران و نامسئولان گسترش یافته و دیگر ملت، به ناشنوا و نابینا بودن آنها عادت کرده و میدانند که هرگونه انتقاد و پیشنهاد و ارائه راهکار و دادخواهی در این مملکت،بیثمر و کوفتن آب در هاون است. چرا که اگر جز این بود،اوضاع مملکت و مردم و مسئولان تا بدین حد تراژیک نبود و ایران و ایرانیان در زیر یورش سیل و سونامی مشکلات و معضلات و بحرانها غرق نمیشدند و بعد از سالها عشق و امید به دلها و لبخند بر لبها مینشست. کار ناامید کردن مردم و قطع امید آنها از مقامداران و قدرتمندان و پژمردگی و افسردگی ملی تا بدانجا عمق یافته که نه تنها خانوادهها که کودکان و نوجوانان و جوانان آنها و کشور را سخت متاثر و مغموم و نسبت به آینده خود و مملکت بیتفاوت کرده است.
این سه نسل همان کسانی هستند که نامسئولان و نامدیران، آنها را در شعر و شعار آینده سازان کشور مینامند و خانوادههایشان همانها هستند که بهرغم دستهای تهی و رنجهای بسیار معیشتی در کشور ثروتمند ایران، همیشه در صحنه دفاع از وطن و آرمانها و ارزشها در صفوف مقدم پایداری کردهاند. درست بر خلاف اشراف و آقازادهها و سرمایهخواران و غارتگران اموال ملی و مردم که همیشه در مواقع بحران وخطر در سوراخهای موش خود پنهان شده و میشوند.
روزگاری، نهچندان کامل و شایسته، اما به طور حتم، از حال و روز امروز ملت و کشور بهتر بود، با آنکه همچنان دستها و جیبها خالی بود، اما صفا و صمیمیت و ادب و احترام و باور، ارزش و خریدار داشت و قشرهای مختلف جامعه و اعضای خانوادهها با یکدیگر و با دیگران مهربان بودند و کس،دیگری را مانند امروز خوار و خفیف و نردبان ترقی خود نمیکرد و بیپناهان و کودکان و زحمتکشان، کم و بیش ارج و قربی، دست کم از امروز بیشتر، داشتند.
در تمام دنیا، تمام دولتها برای آینده سازان کشورهای خود،یعنی جوانان و نوجوانان و کودکان، حسابهای ویژه باز کرده و میکنند و با ایجاد امکانات و تسهیلات،مسیر زندگی، تحصیل و حتی شاغل بودنشان در آینده را هموار کرده و میکنند و میکوشند با تشویق و ترغیب آنها و خانوادههایشان، در واقع کشورهای خود را بسازند. اما در کشور ما، چند دهه است به دلیل فقر و گرانی و بیتوجهی، بر عده کودکان کار و خانوادههای نادار افزوده شده و بر اثر غفلت و بیتوجهی مادی، معنوی و فرهنگی، بخشهای مهمی از نسل نوجوان از جاده درست زندگی به دور افتاده و جوانان نخبه، خارجنشین شدهاند.
روزگاری با تمام این رنجها و حرمانها در کشور برای کودکان و نوجوانان آثار هنری، تئاتری و سینمایی و...تولید میشد و سینمای دولتی/نهادی ایران، گرچه در حد ظاهر، برای قشرهای یاد شده جشنواره برگزار میکرد و سینما و جشنواره آن که قدیمی و شهیرترین جشنواره سینمای ایران در جهان بود، برای مخاطبانش فیلم و جشنوارهای آبرومند داشت، اما از زمان ورود گسترده سیاست و تجارت به عوالم هنر و فرهنگ و سینما در امتداد تخریب شخصیت و دنیای کودکان و نوجوانان در جاهای دیگر،نامدیران سیاستپیشه و کاسب سینما در جهت خدمت به اربابان و جیب خود درهای شکوفایی و بالندگی را به روی هنر و هنرمندان و اهالی هنر و قلم و کودکان و نوجوانان بستند و حرمت و عزت اندیشه و آزادگی در هنر و سینما لگدمال شد و دلمردگی عمومی مهمان دلها و خانهها گشت و در ادامه آثار هنری و سینمایی از محتوای ارزشمند تهی و هنرمندان شایسته خانهنشین و سینمای کودک بر قاب تماشاخانه میراث فرهنگی آویخته و از جشنواره آن تنها یادی به یادها ماند.
اکنون عدهای کاسبمآب سیاسی که به مانند همقطاران قبلی خود در خدمت گروه و باند خودیاند، میخواهند جشنواره سینمای کودک و نوجوان برگزار کنند.
پرسش اینکه، سینما و جشنی را که خود و دیگر صندلی نشینان دیروز و امروز، به فراموشخانه تاریخ فرستادند برای چه و کدام اهداف سیاسی و تبلیغاتی و تجاری و برای چه کسانی برگزار میکنند، آن هم بدون وجود سینما و فیلم کودک و نوجوان؟
آیا برای ناامید کردن و حیف و میل بیشتر بیتالمال و کشتن ذوق و علاقه و استعداد کودکان و نوجوانان نقشه نویی طراحی کردهاند؟
متاسفانه سالهاست که سینما و جشنواره کودک و نوجوان به دیار باقی پیوستهاند و دیگر چیزی برای تخریب شخصیت و امروز و فردای کودکان و نوجوانان باقی نمانده است.
این بازی فریبکارانه در کشور تا کی میخواهد ادامه یابد؟!