روایت داستانی در «دوبار مردن، سه بار زندگی»؛ از واقعیت تا فراواقعیت

جشنواره کن / محمد حقیقت

3 دقیقه مطالعه
سینمای ایران
روایت داستانی در «دوبار مردن، سه بار زندگی»؛ از واقعیت تا فراواقعیت
دیروز «دوبار زندگی، سه بار مردن» در جشنواره کن به نمایش درآمد. روز دوشنبه ۱۸می، «دوبار مردن، سه بار زندگی» ساخته کریم لک زاده ، یکی دیگر از فیلم‌های ایرانی انتخاب شده در جشنواره کن، در بخش اسید(Acid) اولین نمایش خود را آغاز کرد. کریم لک‌زاده از فیلمسازان با استعداد ایران، با ساخت این اثر، در ادامه مسیر کاری اش -که ویژه خود‌ش است-، پیشرفت خوبی داشته. او در این فیلم با هوشمندی از یک حادثه انفجار معدن در ایران، داستانی جذاب را در قالب یک تریلر، با چاشنی طنز و ابسورد روایت کرده است. فیلم با زیر آوار ماندن چندین معدنچی آغاز می‌شود که دو نفر از آن‌ها خود را نجات می‌دهند، اما دیگر همکارشان زنده زیر توده‌های بزرگ سنگ محبوس می‌ماند. دو نجات‌یافته به او قول می‌دهند که به دنبال کمک بروند، آنها در بیابان‌ به دنبال جاده‌ای یا کسی می‌گردند تا بتوانند دوست‌شان را نجات دهند. سرانجام شخصی آنها را سوار خودرواش می‌کند. آنها متوجه اخبار تلویزیون می‌شوند که اعلام کرده همه معدنچیان زیر آوار جان باخته‌اند، از اینجا به بعد ایده‌ای خاصی به ذهن‌ دو معدنچی نجات یافته‌ می‌رسد و همکار خود را فراموش می‌کنند.رفته رفته داستان به مسیر غریب و غیرمنتظره‌ای کشیده می‌شود طوری که روایت فیلم به تدریج از بیانی «رئال» به روایتی «سوررئال» تغییر می‌کند. همین ویژگی این ساخته لک‌زاده را از دیگر فیلم‌های متعارف ایرانی متمایز ساخته و از بک طرف جذابیتی دیوانه‌وار و از طرف دیکر شکلی دلپذیر به اثر بخشیده است. فرم روایی فیلم مانند آب روان، آزادانه به هر سو حرکت می‌کند و تماشاگر را با خود می‌برد. هرچه داستان بیشتر جلو می‌رود، تماشاگر بیشتر مجذوب می‌شود، به شرط آنکه خود را به جریان این نوع فیلم بسپارد و از فرم غیرمتعارف آن تعجب نکند. به نظر نگارنده، فیلم هرگز از خط خود خارج نمی‌شود؛ گاه برخی از صحنه ها یادآور ‌نمونه‌هایی در فیلم‌های فدریکو فلینی، لارس فون تریر و امیر کوستاریکاست، و گاه طنزهای آثار جیم جارموش را به یاد می آورد. این مسیر تماشاگر را به جاها و ماجراهای غیرمنتظره می‌برد. این فرم روایی در چندین فیلم قبلی کریم لک‌زاده نیز دیده شده و مُهر اثار‌ قبلی او را با خود دارد. لک‌زاده با تسلط، فرمی فراواقعی اما باورپذیر می‌سازد و در نهایت اثری خاص با شخصیت‌ها و رویدادهای واقعی-خیالی خلق می‌کند. کریم لک‌زاده در این فیلم از «معدن» به مثابه استعاره‌ای از معدن اجتماع و همزمان از معدن دانش سینمایی خود بهره برده است. هرچند که می‌توان خوانش‌های سیاسی و اجتماعی نیز از این فیلم داشت.