ایران با «یلدا»، خواهد خواند و رقصید
یادداشت / جبار آذین
3 دقیقه مطالعه
یادداشت ها

یلدا هم از راه رسید تا ایرانیان به بهانه آمدنش،باز هم سفره مهر و عشق بگسترانند و گرچه استخوان فقر و بیعدالتی در گلو دارند و بر تنهای زخمی ناداریهایشان تازیانههای ظلم فریاد میکشد و عدهای نیز ستونهای استوار خانوادههای خود، پدر و یا مادر را از دست دادهاند، اما برای دور هم بودن، حفظ و پاسداشت آیینهای با شکوه ملی و مردمی و ایرانی در برابر ایران ستیزان که کمر به تخریب آثار ملی و میراث فرهنگی بستهاند امسال هم سفره تهی از نان، ولی سرشار از مهر خود را در خانه دلهای خود پهن کنند تا با مهر نشان دهند بهرغم تمام نادرستیها و ناراستیها و بیلیاقتی و ناتوانی مسئولان در حل مشکلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و... کشور و پاس دادن همیشگی توپ حل معضلات وطن به زمین خاکی مردم، ایران و ایرانی همچنان زنده است و زنده خواهد ماند و با امید و ایمان، از دستاوردهای ملی خود دفاع خواهد کرد و نخواهد گذاشت فقر و گرانی و فساد و تاراجگریها ایران را ویران و آرمانها و آرزوهای ملت را نابود کنند.
یلدا فرصت مغتنمی برای مهرورزی و آشتی با مهربانی و انسانیت و جوانمردی است.
بر سر همین سفرهها و دورهمیهای خانوادگی و ملی است که مردم، با هم بودن و دوست داشتن را تداوم میبخشند.
مهم نیست که مدیران و مسئولان اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی با آنکه بر سر سفره ملت نشستهاند،اما به مردم پشت کردهاند، مهم نیست که تئاترها و فیلمها و سریالها به دلیل خانهنشین کردن هنرمندان راستین و میدان دادن به بیهنران و مبتذلسازان از هنر و مهر و عشق و انسانیت خالی هستند.
مهم نیست که ثروتهای ملی و مردم،غارت و روانه بانکهای خارجی میشوند و نادارهای کشور در میان زبالهها به دنبال چیزی برای خوردن میگردند.
مهم نیست که آقازادهها و حرامیها با پولهای مردم در کشورهای بیگانه، کاخ و قصر میسازند و خوشگذرانی میکنند و جوانهای شایسته ملت در به در به دنبال کار و روزیاند.
مهم نیست که در کشور فریادرس نیست و حاکمان در عوالم توهم و تخیل و رویا بسر میبرند و چشمی برای دیدن واقعیتها و ملت و مشکلات و گوشی برای شنیدن دردها و رنجهایی که خود و سرمایهخواران همپیاله آنها مسببش بودهاند،ندارند،مهم نیست....
مهم این است که ایران و ملت ایران و آیینها و یلداها زندهاند. مهم این است که مردم با یکدیگرند و در تنگدستی و رفاه و غم و شادی دستهای مهرشان در دستان عشق یکدیگر است.
مهم این است که باز هم و حتی برای ساعاتی هم شده، میتوان صدای شادی و خنده کودکان و بزرگترها را از خانههای فقر و ظلم زده شنید و امید داشت که روزی نه چندان دور و شاید در یلداهای دیگر ایرانیان، سفره رفاه و مهر و آزادی و آزادگی در خانهها و کشور برپا خواهد شد و امیدها گل خواهند داد و باز هم بزرگترها برای کوچکترها و مقامداران خادم برای ملت و یکدیگر انارهای سرخ و زیبا و شیرین و خندان، دانه خواهند کرد و باز هم ایران خواهد خندید و شادمانه به رقص امید خواهد پرداخت.