طبيعت و رمزگان تصويری در آثار مفهومی احمد نادعليان

6 دقیقه مطالعه
فرهنگي
طبيعت و رمزگان تصويری در آثار مفهومی احمد نادعليان
سرگذشت محتوم انسان است که با پیچیدگی‌های دنیای معاصر دست وپنچه نرم کند تا آنرا به خدمت بگیرد و از روزمرگی و تکرار رخوتناک ساعات بی بازگشت بگریزد و یا اینکه فرصتی به منظور تعامل خلاقانه با محیط، طبیعت و انسان‌ها ایجاد نماید. هنر اما، شاید توانسته باشد بر این تنگناهای فکری قائق آید تا انسان با تعاملی پویا به نوعی ارتباط و مشارکتی مقدس و رازورزانه درونی را با محیط ،طبیعت و پیرامون خود شکل دهد. در این میان، معدودی از هنرمندان هستندکه راه همزیستی نزدیک با طبیعت را انتخاب می‌کنند، بدویت را به خدمت می‌گیرند و رنگی آیینی و مفهومی به آن می دهند. در همین پیوند، زندگی وآثار استاد احمد نادعلیان بحثی ویژه و تعامل ومشارکتی فعالانه با محیط و انسان ها دارد. رسانه‌های غیرگفتمانی و بیان مفهومی با الهام از دید گاه سوزان لانگر لانگر می گوید «رسانه های غیرگفتمانی پیچیده تر و دقیق تر از زبان های گفتاری هستند به خصوص برای بیان ایده هایی که در برابر فرافکنی زبانی مقاومت می کنند». از این رو، نشانه های تصویری می توانند گویای واقعیت هایی باشند که بتوان آن را در معرض دید و قضاوت قرار داد، بازسازی و معنابخشی کرد.نشانه های تصویری که ارجاع آن به موضوعات در حیطه هنر، از اهمیت ویژه ای در سطح آگاهی رسانی اجتماعی برخورد ار است و به عنوان ابزاری قدرتمند در بیان روایت های مفهومی هنر معاصر شناخته می شوند که امکان روایت پردازی و توسعه معناها را دارند. هنرمندان با نظر به بسیاری از کاستی های دنیای معاصر و زیر پا نهاده شدن بسیاری از ارزش های اجتماعی اخلاقی و سیاسی وزیست محیطی، به معناسازی می پردازند. تحلیل مفهومی آثار احمد ناد علیان برطبق نظر چارلز سندرز پیرس ما از طریق نشانه هاست که می توانیم بیاندیشیم و نشانه ها معمولا به شکل های متفاوتی ظاهر می شوند و می توانند معنا بسازند. ویژگی های دلالت گرایانه نشانه ها، ما را به فضاهای متفاوتی رهنمون می کنند و هنرمندان بویژه آنانی که سعی در مفهوم سازی و روایت پردازی را دارند از نشانه ها بهره می گیرند. در این میان کانسپت ماهی های حجاری شده و سنگی نادعلیان که حجم های بسیار شناخته شده ای هستند و در رویدادهای جهانی به عنوان آثاری مفهومی ظاهرشده و مورد توجه بسیاری قرار گرفته اند، از همین موارد است.اما اگر بخواهیم تحلیلی بر اساس مناسبات اخلاق از شرایط زیست محیطی زمانه ارائه دهیم باید بگوییم ماهی های سنگی ایشان، روزی بجای ماهی های زنده در دریاها زندگی می کنند. طعم تلخ آبها متاثر از آلودگی های زیست محیطی باینگر روزی است که فقط ماهی ها ی سنگی احمد ناد علیان یارای زند گی در آن را دارند. این ماهی‌ها با جریان آب حرکت می کنند و در فرایند زیست خود در آب خزه می بندند. این یک اثر مفهومی اندیشناک است که حقیقت ناگزیر زمان ما را بیان می‌کند. نادعلیان هوشمندانه در مسیر حرکت هنری اش به مفهوم تخریب و زوال طبیعت پرداخته است. کانسپت ماهی هاعلاوه بر آن، از زاویه ای ارتباطی با ذات و درون یک مفهوم نمادین، روشنگری و باروری دارند. بعد اسطوره‌ای و نماد پردازی از آثار نادعلیان جدایی ناپذیرند به منظور شناخت عمیق تر هر اثر هنری لازم است تا به زبان بصری هنرمند نزدیک شویم؛ استفاده وی از نشانه های فرهنگی، نمادها و اسطوره ها می تواند عمق معناهای بکاربرده شده در آثار این هنرمند را آشکار کند. در اینجا ماهی ها و آب ها ازآثار وی جدایی ناپذیرند. اسطوره آبهای جاری و نگهبان و مادر زمین، بطور ضمنی در نماد پردازی های وی حضور دارند. تاثیر قدرت زنانه بر آبها، ماهیان و نگهبان پاکی هاست. توجه نادعلیان به زمین و ارتباط مستقیم و معنا دار با آن، گویای توجهی مفهومی با مادر-زمین است که در اسطوره های کهن ایرانی همیشه قدرت های زنانه ومادر-زمین مورد تقدس بوده اند. آثار وی شاهدی بر اهمیت دادن درونی او به توانایی های زن و آزادگی اوست. پیگیری این مفاهیم د رآثارش، بر ارزش های ناخود آگاهی وی اشاره دارد.بر خلاف سایر هنرهای تجسمی که تصویری از آب، جزء نماد پردازی های هنرمندان است آب در آثار وی عین حضور است حضور معنوی آب و ارتباط مستقیم با آن، هنرمند را در یک پالایش فکری و روحی نیز قرار می دهد. همچنین آب و زمین و ارجاع مفاهیم هنری، اجتماعی و انسانی به آنها از شاخصه های آثار وی است. فرم و زیبا شناسی مفهومی از طرفی فرم پردازی ها در آثار وی، از جنس پردازش های ماهرانه یک تصویر هنری نیست بلکه با استلیزه کردن و پالایش آنها به سمبل هایی از موضوع اشاره دارد تا بتواند مفاهیم موجود در رسالت معنوی خود را آشکار تر کند. وی خارج از تفکر ریزپردازش های بصری زیباشناسانه، به موضوع می اندیشد تا بتواند بیان مفهومی هنرش را ظاهر نماید. از نظر وی یک تصویر و یا آینه شکسته بسیار مفهومی تر، هنرمندانه تر و به نفس زندگی نزدیک تر است و در نهایت، به منظور ارائه اثری مفهومی تر آن را می‌شکند. آنچه را که ما در زندگی تجربه می‌کنیم وی به آن تجسمی بصری و زیبا شناسانه می‌دهد.معناسازی هنر به مثابه کنشی اجتماعی و فرهنگی ما انسان ها بدنبال معناها می گردیم تا آنها را کشف کنیم و به آنها هویت ببخشیم تا خیال پردازی هایمان تکمیل شود. این فرصت نیز به مردمی گمنام از سوی هنرمندی که تعاملات اجتماعی را ترجیح می دهد و حضور مستقیم مردم را در بخشی از مفاهیم هنری خود معناسازی می‌کند می‌توان دید. چنانچه بخشی از فعالیت های اجتماعی وی به مردمان محلی که دارای فرهنگ و آداب منحصربفرد خود هستند، مرتبط است. وی از همین دیدگاه تعاملی و آگاهی بخش بهره می برد و قبل از آنکه یک هنرمند محیطی باشد یک کنشگر اجتماعی اخلاق مدار است تا هنر را باتوده ها تجربه کند و هم زمان با دست سازهای خود، ارزش های تجربه نشده ای را به ظهور برسانند. اگر هنرمند را متاثر از محیط و شرایط بدانیم بی شک آثار نادعلیان نیز به نوعی بسیار مشخص به فجایع محیط زیستی اشاره دارد. این نگاه به شکلی دلالت گرایانه و آشکارا سرشار از نشانه های فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی است. وی به سختی که سنگ را می‌تراشد و در آب رها می‌کند. رهایی برای او حسی از وارستگی دارد به همان شکلی که با یکی شدن و هماهنگی درونی با طبیعت، رفتارهایی شبیه به طبیعت و نوزایی فصول را تجربه می کند و این زایش در تفکر هنری وی نیز مشهود است.