بهشت تبهکاران، جهنم نیکوکاران!

4 دقیقه مطالعه
سینمای ایران، یادداشت ها
بهشت تبهکاران، جهنم نیکوکاران!
جبار آذین نمی‌خواهم درباره فیلم خوب «بهشت تبهکاران» ساخته سینماگر ملی ایران مسعود جعفری جوزانی که داستان واقعی آن در دوران پهلوی می‌گذرد و اثر هنرمندانه‌ای است که خوب نوشته و اجرا و بازی و کارگردانی شده و در ایام جشنواره  فیلم فجر، درست دیده و قضاوت نشد، بنویسم، نقد و تحلیل این فیلم بماندبه هنگام اکران عمومی فیلم و گسترش دامنه بهشت تبهکاران در کشور! شاید با این وصف، گفته شود که خوب، این یادداشت چه ارتباطی با هنر و فرهنگ و هنرمندان و سینما می‌تواند داشته باشد. این مساله ساده به تیتر یادداشت؛ "بهشت تبهکاران" و  "جهنم نیکوکاران" و مفاهیم ومصداق‌های ملموس آن بازمی‌گردد. همگان با بهشت شدادی که تبهکاران؛ کسانی که کارهای تباه و بیهوده آنها برای‌شان ثروت و قدرت و برای ملت، فقر و ذلت ساخته است، آشنا هستند و لذا نیاز به توضیح واضحات نیست. در فیلم، تبهکاران در همه جا و میان همه کس، قابل مشاهده‌اند. از مسوولان و نامسوولان و مدیران و قشرهای مختلف جامعه؛ هنرمندان و بی‌هنران، برج و کاخ داران، صاحبان ملک‌ها و پاساژها، روسا، تا پزشک‌ها و مهندس‌ها و معلم‌ها و بقال‌ها، نویسندگان، شعرا، مکانیک‌ها،وکلا و... و فیلم جوزانی به این نوع افراد می‌پردازد، ضمن اینکه از پردازش عشق وایمان و مبارزه هم در این راستا غافل نیست. می‌ماند موضوع دیگر یعنی جهنم نیکوکاران.اینجا در واقع همه چیز وارونه شده و بهشت که باید بر اساس نظریه‌ها و رهنمودها و آموزه‌های دینی و  علمی، اجتماعی و اخلاقی از آن و جایگاه نیکوکاران و صالحان باشد، جایش با جهنم عوض شده است، زیرا نیکوکاران که اهل فساد و تباهی، خطا و رشوه و پلیدی و دروغ و ریا و سرقت نیستند و پیوسته می‌کوشند نیکو بیندیشند، نیکو بگویندونیکوعمل کنند ونیکوبسازند، ازجایگاه راستین خودرانده شده و هرچه بیشترنیک می اندیشند ومی گویند و عمل می کنند، بیشتر عوایدی مانند فقر، بیکاری، غرببی، تنگدستی، گمنامی و بیماری و مظلومیت نصیب‌شان می‌شود و چون تبهکاران برای خود، بهشت ساخته و آنجا را اشغال کرده‌اند، جایی در بهشت برایشان وجودندارد. البته روی سخن این یادداشت، بهشت باوران صبور و مقاوم که به جهان دیگر چشم  دوخته‌اند نیست، اغلب کسانی هستند که کارهای نیک آن ها و اعمال تبهکاران، دنیا و کشور را برای آن‌ها به جهنم تبدیل کرده‌اند.این نیکان هم در همه جا و میان همه کس حضور دارند، در میان مدیران، مسوولان، هنرمندان، بقال ها، وکلا، معلم‌ها، پزشک‌ها، مهندس ها، نویسندگان، شعرا و همان طیف‌هایی که درباره  وجود تبهکاران در میانشان اشاره شد. این اوضاع ملت و مردم ما در تمام سطوح جامعه است و آنقدر عیان است که حاشا کردنش، نابخردی است. حال پرسش این است که چه چیزها و کسانی عامل پیدایش چنین بهشت و چنان جهنم شده‌اند، مردم و هنرمندان و نویسندگان و شعرا و مهندسان و پزشکان و... خادمان نیکونفس و نیکروی و نیک کردار و آن‌ها که دست‌هایشان به جایی و کسی بند نیست، یا انها که بر کرسی‌های قدرت و ثروت و مقام نشسته و یا به آنها وصل هستند و در داخل و خارج از کشور برای خود کاخ و قصرها و بهشت‌ها ساخته‌اند؟! راه دور نرویم، کافی است سری به شهرک‌های اروپایی ورود ممنوع اطراف تهران و آنجاها که فرشته‌ها و جن‌ها رفت و آمد و سکونت دارند بزنید و همچنین نگاهی هم به حلبی‌آبادها و زاغه‌ها و صف بیکاران و ناامیدان جوان، نوجوان و سالخورده، پژمرده بیندازید تا مصدا‌ق‌های واقعی و عینی بهشت و جهنم را به عیان ببینید. در میان دوزخیان کم نیستند، هنرمندان و نویسندگان و استادان و معلم‌ها و زحمتکشان نیکوکار که نزد ملت و در کشور شناخته شده‌اند و... اکنون دیگر گمان کنم ارتباط این یادداشت با مردم و هنرمندان و فرهنگ و هنر و سینما و زندگی‌ها مشخص و روشن شده باشد. ما مردم عجیبی هستیم و مسئولان ما از ما عجیب‌تر و غریب‌ترند، این گونه نیست آقایان پزشکیان و صالحی...؟!