بیانیه خانه سینما؛ وقتی پای ایران در میان است باید کنار هم بایستیم
5 دقیقه مطالعه
سینمای ایران

هیات رئیسه خانه سینما و انجمنهای صنفی سینمای ایران با انتشار بیانیهای ضمن تاکید بر دفاع از وطن گفتند هنرمندان همیشه صدای مردم بوده اند و این روزها این صدا باید واضحتر از همیشه شنیده شود.
به گزارش مهر، هیات رئیسه خانه سینما و انجمنهای صنفی سینمای ایران با انتشار بیانیه ای مشترک بر همدلی و همراهی با مردم و ایستادگی برای وطن تاکید کردند.
متن بیانیه به شرح زیر است:
«وطن فقط یک واژه نیست …
حسیست که در قلب همه مردم ایران ریشه دارد.
خانواده بزرگ سینمای ایران از چهرههای شناختهشده تا آنهایی که کمتر دیده شدهاند، همگی با این خاک، با این نام، با «ایران» پیوندی ناگسستنی دارند.
این روزها، در میانه جنگی که با نام «کمک به مردم» آغاز شد اما خیلی زود چهره واقعیاش را نشان داد -جایی که با گستاخی از «مرگ ایران» سخن گفته میشود- دیگر نمیتوان سکوت کرد.
مردم، بیش از همیشه به کنار هم بودن نیاز دارند.
به دیدنِ همراهی.
به حس کردنِ اینکه تنها نیستند.
هنرمندان، همیشه صدای مردم بودهاند …
امروز، زمان آن است که این صدا، واضحتر از همیشه شنیده شود.
فرقی ندارد چه فکر میکنیم چه انتقاداتی داریم یا چه مسیری را انتخاب کردهایم، وقتی پای ایران در میان است، باید کنار هم بایستیم.
امروز، زمانِ روشن کردن مرزهاست.
مرز میان عشق به وطن …
و آنچه از آن عبور میکند.
شورایعالی تهیه کنندگان سینمای ایران، انجمن صنفی کارگردانان سینمای ایران، انجمن صنفی فیلمنامه نویسان سینمای ایران، انجمن صنفی بازیگران سینمای ایران، انجمن صنفی برنامه ریزان و دستیاران کارگردان سینمای ایران، انجمن صنفی فیلمبرداران سینمای ایران، انجمن صنفی طراحان فیلم سینمای ایران، انجمن صنفی تدوینگران سینمای ایران، کانون آهنگسازان سینمای ایران، انجمن صنفی چهره پردازان سینمای ایران، انجمن صنفی صدابرداران و صداگذاران سینمای ایران، انجمن صنفی تهیه کنندگان سینمای مستند ایران، انجمن جلوه های بصری سینمای ایران، انجمن جلوههای ویژه میدانی سینمای ایران، انجمن صنفی عکاسان سینمای ایران، انجمن صنفی سینماداران ایران، انجمن صنفی منشیان صحنه سینمای ایران، انجمن صنفی لابراتوار فیلم سینمای ایران، انجمن صنفی طراحان فنی و مجریان صحنه سینمای ایران، انجمن صنفی مدیران تولید سینمای ایران، انجمن صنفی مدیران تدارکات سینمای ایران، انجمن صنفی بازیگران بدلکار سینمای ایران، انجمن صنفی دستیاران فیلمبردار سینمای ایران، انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی ایران، انجمن صنفی مدرسان سینمای ایران، انجمن صنفی تبلیغات سینمای ایران، انجمن صنفی موسسات پخش کنندگان سینمای ایران، انجمن صنفی شرکتهای نمایش ویدیوی آنلاین، انجمن صنفی مدیران سالن های سینمای ایران.» /
/ امین زندگانی: پایتان خاک ما را لمس نمیکند جز برای فرار؛ ز گهواره تا گور پای ایران
امین زندگانی با اشاره به پیشینه تاریخی ایران خطاب به دشمن نوشت که پایتان خاک ما را جز برای فرار لمس نمیکند.
امین زندگانی بازیگر سینما و تلویزیون هم در واکنش به احتمال حمله زمینی به ایران با تأکید بر پیشینه تاریخی و هویتی ایران یادداشتی نوشت.
متن یادداشت وی بدین شرح است: «ما ز گهواره تا گور پای ایرانیم ... ما وارثان هزاران ساله تاریخ ایرانیم...
پایتان خاک ما را لمس نمیکند جز برای فرار ... هوس خاکمان را یا به گور میبرید یا در فرارتان از وحشت ما به غارها و بادیههای بیتاریخ و فرهنگتان دیگر به آن فکر نمیکنید.
ما وارثان خون جنگجویان تمدن هزاران ساله ایرانیم ...»/
/هادی حجازیفر: این روزها باکریهای پیر و جوانی را میبینم که سلحشورانه ایستادهاند
هادی حجازیفر با اشاره به اندوه شهادت کودکان در حمله متجاوزانه به کشور گفت که به گواه تاریخ و به چشم میبیند باکریهای پیر و جوانی را که در هیاهوی آتش و خون، مردانه و سلحشورانه ایستادهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر، هادی حجازیفر بازیگر سینما در یادداشتی درباره این روزهای وطن نوشت.
متن یادداشت این بازیگر بدین شرح است:
«من در وحشتِ چشمهای معصوم کودکان میناب قفل شدهام؛ در نجات و بازماندگی حلمایِ کوچک تبریز و صد البته تنهایی ابدی و آوار آلودش؛ یا آن کودک هفت ساله کرجی نجات یافته از انفجار که بیتاب و ترسیده است و سراغ مادرش را میگیرد و امدادگر چارهای جز دروغ گفتن به او ندارد. من در ترسهای ابدی کودکان ایران از این همه انفجار و بمب قفل شدهام. من در اندوهِ خیس و انتظارِ دریایی پدرها، مادرها، همسران و فرزندان دنانشینهایِ غریب و سفیدپوش قفل شدهام ...
من به اندازه هزار سال در این چند روز اندوه تلنبار کردهام ... مگر این همه بیرحمی و جنایت از این پلیدترین و فاسدترین آدم های جزیرهنشین! چیز عجیبی است؟
من پر از مرثیهام برای تمام آن جانهای پاک و شجاعی که برای دفاع از ذره ذره ایرانم تکه تکه شدهاند ... این روزها «موقعیت مهدی»، مجنون و خیبر را بسیار مرور میکنم. اندوهِ باکری در جزیره مجنون را... آن تجسم بلامنازعِ تنها ماندن ولی تا آخر ایستادن... من پر از گریهام ... اما این همه پرچم که در اهتزازِ حماسهاند فریاد میزنند که اکنون زمان سوگ نیست … هر چند شاید خیلیها خسرو باشند نه باکری!
اما یقین دارم و به گواهِ تاریخ و به چشم میبینم باکریهای پیر و جوان را که در هیاهوی آتش و خون، مردانه؛ مومن و سلحشورانه ایستادهاند و برای اقامه یک نماز پیروزی دیگر در «خرمشهرها» بیتابند.»