کدام سینما و کدام حقیقت؟
یادداشت / جبار آذین
3 دقیقه مطالعه
یادداشت ها

همت و تلاش سینماگران جوان و حرفهای عرصه آثار مستند که هنر و خدمت از عناصر اصلی تولیداتشان است و پیوسته میکوشند با فیلمهای استاندارد و نوآوری در قاب و فرم و مضمون و محتوای خود،افزون بر ارتقای تواناییهایشان، بیانگر و تصویر کننده واقعیتهای زندگی، انسان و جامعه تا مرز پیوستگی به حقیقت، آینهای فرا روی مردم و اهالی هنر و قلم قرار داده تا عرق ملی و مردمی خود را هنرمندانه به تصویر کشند، شایسته قدردانی و تحسین است، اما حقیقت اینکه، چه تعداد از این آثار اینگونه و نمایشگر راستین زندگی انسانها و جامعهاند؟
به عبارتی آیا اینها تا چه حد و اندازه و باور در چارچوب رفیع سینما و حقیقت میگنجند؟ آیا صرف به دست گرفتن دوربین و از مسائل و موضوعهای پیش پا افتاده و سطحی فیلم مستند ساختن و یا با چشمداشت به جشنوارههای خارجی فیلم تولید کردن، میتواند با حقیقت و سینما و مردم و هنر و خدمت به جامعه ارتباط داشته باشد؟
برگزاری مراسمی دولتی به نام جشنواره سینما حقیقت و شرکت گروهی از مستندسازان سینمای دولتی/نهادی کشور و نمایش تعدادی فیلم و در پایان هم تشویق و ترغیب عمدتا دولتی، گرچه در هر حال تریبونی برای مطرح شدن و تعامل است، ولی این تشویقها و مطرح شدنها و اخذ جوایز آیا حاوی دو عنصری که اشاره کردیم، هست؟ و اگر هنرمندانهاند آیا در خدمت مردم و حقیقت هستند یا نه؟
حقیقت عریان اینکه، ایران و سینمای ایران، امروز یکی از تلخترین دورههای حیات خود را سپری میکنند و هنر و فرهنگ و تعالی در حوزههای هنر و فرهنگ و سینما، جای خود را به سیاست و تجارت و ابتذال دادهاند و به ندرت از سوی هنرمندان ملی/مردمی آثاری دیده میشوند که هم هنرمندانه باشند و هم مردمی و هم اینکه، ازحقیقت زندگی و سینما و انسانها و جامعه، رنگ و بو پذیرفته باشند.
وقتی سفارش و سیاستهای حزبی و گروهی و شهوت شهرتطلبی در پشت و روی برخی از این فیلمها که ربطی به حقیقت فقر مادی و معنوی و فرهنگی جامعه ندارند، حضور و سلطه دارند،باید از سازندگان این قبیل کالاها پرسید، شما از کدام سینما و حقیقت سخن میگویید؟
آری،سینما حقیقت در دوران تخریب و تحقیر سینما و هنرمندان و سرپوش نهادن بر حقایق کشور و ملت و حال و روز اسفناک هنر و فرهنگ و سینما، سینمای حقیقت و راستین نیست،سینمای دروغین و فرمایشی برای انحراف هنر و هنرمندان و ملت از واقعیتها و حقایق زندگی است.
بدیهی است که نظر و منظور سیاهنمایی و یا ساختن مستندهای حزبی و سیاسی برای تخریب رقبای سیاسی و... نیست، نیت تولید مستندهایی درباره مخربان و غارتگران سرمایههای ملی، ساختن فیلم در خصوص امثال بابک زنجانی، خاوری، انصاری و مافیاهای خودرو، ورزش، سینما، تلویزیون، بنزین و... تخریبگران رودها و رودخانهها و هواست.
اگر به راستی در پی حقیقت سینما و جامعه هستیم، باید آن را در سلامت و صداقت و عدالت و انسانیت و هنر و سینما بجوییم و برای دستیابی به آن و تحققش باید سینما و هنر و فرهنگ و جامعه را از نو بسازیم و زمانی که به ایجاد حداقلهایی در این راستا موفق شدیم، تصویرگر هنرمندانه،ملی و مردمی آن در عنوان و مضمون و محتوای والای"سینما حقیقت" باشیم.