آموزش «فیلمنسازی» توسط ارشاد و نهادها و سازمانها!
یادداشت / جبار آذین
3 دقیقه مطالعه
یادداشت ها

سردمداران صندلینشین وزارت محتاج ارشاد در حوزههای فرهنگ و هنر بهویژه سینما که مشتمل بر عدهای ناکارآمد و ناتوان منتخب سیاسیون برای خدمت به اربابان خود و حفظ و تثبیت هنر و فرهنگ و سینمای نهادی/دولتی، هستند و جز برای خودیها و همسوهای سیاسی و همسفرههای اقتصادی، درهای هنرآفرینی را به روی سینماگران و هنرمندان بستهاند، برای ممانعت و سنگ اندازی پیش پای هنرمندان، دهها مانع تراشیده و با تشکیل انواع شوراهای نمایشی غیر کارشناسی هر چه در توان دارند با خیل ایرادها و اشکالات من در آوردی، سد تصویب فیلمنامهها و صدور پروانه ساخت و نمایش میشوند.
در واقع اینان مانند همقطاران پیشین خود،گیوتین سانسور به دست، به جان هنرمندان و فیلمنامهها و فیلمها و سینمای ایران و تخریب هنر و فرهنگ ملی و حیف و میل پول ملت افتادهاند.
اینان بر خلاف شعار و بازیهای سیاسی و نمایشی آنها، گزینش سینما و هنر و فرهنگناشناسان برای اداره امور فرهنگی و هنری و سینمایی کشور و هدف این جماعت، ایجاد محدودیت و انحراف برای تصویب نشدن فیلمنامهها و عدم صدور مجوز فیلمهایی است که برای ملت،حرفی برای گفتن دارند.
سلاخان منتخب و منصوب ارشاد از چند منظر به سلاخی فیلمنامهها و فیلمها و ناامید و سرخورده کردن سینماگران میپردازد، سانسور سیاسی، سانسور دینی، سانسور اجتماعی، سانسور اخلاقی، سانسور حزبی، سانسور هنری، سانسور فرهنگی و اقسام سانسور دیگر.
جالب اینکه در قلع و قمع فیلمنامهها و فیلمها که گاه چند ماه به طول میانجامد و در فرجام هم، فیلم یا فیلمنامه را زیر بغل سینماگر و فیلمنامهنویس زده و او را به خانهنشینی و انزوا وادار میکنند، برخی نهادها و سازمانهای دولتی و غیردولتی هم شرکت فعال دارند و در تایید و تصویب و یا رد آنها و ممنوع شدن نمایش فیلمها، به یاری ارشادنشینها آمده و نقشآفرین میشوند.
برای این افراد، عمر و وقت و سرمایه هنرمندان که صرف تولید فیلمنامهها و فیلمها شده، هیچ ارزشی ندارد و تنها آنچه برایشان مهم است، رعایت سلیقه،منافع و خطوط سیاسی آقایان است.
به عبارتی آنها گردهم جمع شده و دست به دست یکدیگر دادهاند تا فیلمنامهها و فیلمهای خوب، نوشته و ساخته نشوند.
نمونهها در این ارتباط فراوان است و فیلمنامهنویسان و کارگردانها برای تأیید و حتی رد آثار خود، کفش پولادین به پا، چند ماه در اتاقهای ارشاد و چند نهاد که داستان فیلمنامهها و فیلمها باید از تصویب آنها نیز بگذرد، سرگردان ماندهاند.
نهادها و سازمانهای مرتبط با این مسئله مانند، میراث فرهنگی، نیروهای انتظامی، شهرداری، تلویزیون، مجلس و قوه قضاییه، دستگاههای امنیتی هم برای خود شوراهایی دارند که باید درباره فیلمها و فیلمنامهها نظر دهند.
حالا حساب کنید که برای دریافت نظر و رای این شوراها و شوراهای رنگارنگ سازمان مستعمل سینمایی و... چقدر زمان باید صرف شود و چه مقدار سرمایه و انرژی هدر رود!جالب اینکه، شوراهای خارج از سازمان مذکور، فقط نظر خود را مرجع میدانند و اعتمادی به شوراهای دکوری ارشاد ندارند و این در حالی است که خود آنها هم در زمینه هنر و سینما دارای دانش و تخصص نیستند این گونه است که در این کوره راه هفتاد خان، باید دنبال پرتقال فروش گشت…
نکته اینکه، اگر متن و فیلم هنرمندان منطبق بر سیاستهای خودی و خودشان نور چشمی بودند، در کمتر از یک ماه فیلمهایشان را هم ساخته بودند، اما... خانه از پایبست ویران است و عاملان اصلی این وضعیت مانند سراسر مملکت، نامسئولان و نامدیران انتقاد و اصلاح ناپذیر و منفعتطلب و سوداگر هستند.
سینما و صدا و سیما و فرهنگ و هنر مانند همه جای ایران، باید از وجود نفوذیها و کارشکنها و ایران و هنر و مردم ستیزان، پاکسازی شود، تا چنین نشود، آش و کاسه همین است که هست.