وقتی پنجشنبه گذشته برای حضور در آیین تشییع و خاکسپاری و پاسداشت زنده‌یاد حسن وخشوری به بهشت زهرا و قطعه هنرمندان رسیدم، هنوز مراسم شروع نشده بود.

در فرصت باقی مانده با ذکر دعا و خواندن فاتحه به دیدار هنرمندان آسمانی پرداختم.

در حال عبور خاطراتم با عده‌ای از هنرمندان در عالم اندیشه بودم و قبرهای کوچک و بزرگ و بلند و کوتاه را از نظر می‌گذراندم که آقای غلامرضا موسوی و کمی بعد جناب حبیب اسماعیلی هم از راه رسیدند.

پس از چاق سلامتی، آرامگاه هنرمندان را در یادهایمان ورق می‌زدیم که موسوی خطاب به من و اسماعیلی گفت: قبرهای اینجا هم دو طبقه شده‌اند؟!

اسماعیلی گفت: سه طبقه شده‌اند و من به طنز گفتم: اگر آسانسور بگذارند، شش طبقه هم می‌شوند!

تعدادی از سنگ قبرهای قدیمی‌تر رنگ و رو از دست داده و نوشته‌هایشان کمرنگ شده بود و برخی از مقبره‌ها هم به دلیل آسیب، دچار ترک خوردگی و شکستگی شده و نیازمند اصلاح بودند.

قبرها متنوع و گوناگون و خوشرنگ و بد رنگ و شیک و فقیرانه بودند.

به درستی نمی‌دانم که این سنگ‌ها را شهرداری بهشت زهرا روی خانه‌های ابدی هنرمندان می‌کارد یا کار سازمان سینمایی است و یا خانواده‌های هنرمندان، آن‌ها را تهیه کرده‌اند.

هرچه و هر کدام باشند در نمایش زندگی ملکوتی هنرمندان آسمانی به صورت فاصله‌های طبقاتی، بسیار موثر است!!

موسوی گفت: چقدر میان سنگ قبرها تفاوت و طبقاتی است!

گفتم:اینجا آرامگاه طبقاتی هنرمندان است و مزار هنرمندان بی‌طبقه توحیدی جای دیگر است!هنوز مراسم زنده‌یاد وخشوری آغاز نشده بود که یکی از دوستان، در گوشه‌هایی از قطعه تاثیرگذار هنرمندان، آرامگاههای محقر شهرزاد و رضا رویگری و... را نشانم داد که با سنگ‌های بی‌رنگ و بی‌قواره نیم متری تزئین شده بود!

راستش از این همه تفاوت و فاصله حتی در آرامگاه دلم گرفت.

اهالی هنر و قلم در جامعه طبقاتی ما که همه چیز آن طبقاتی است، به اندازه کافی در دوران حیات‌شان،رنج و آزار متحمل شده و اغلب هنرمندان محترم و مردمی در دنیای ما، زندگی فقیرانه‌ای داشته‌اند و در عوض هنرمندان غیرمردمی و خودی، جهان ما را در رفاه ترک کرده‌اند، اما اکنون که هیچ کدام در میان ما نیستند چرا باز هم باید فاصله طبقاتی در آرامگاه‌شان وجود داشته باشد؟!

اگر مسئولان و سازمان سینمایی، کسانی را که در این قطعه به خاک سپرده‌اند، هنرمند می‌دانند، پس چرا میان آنها بعد از مرگ هم تفاوت می‌گذارند؟ چرا باید قبر برخی زیبا و سپید و دو متری و گروهی دیگر زشت، کوتاه و فقیرانه و نیم متری باشد؟

اگر عنوان تمام خفتگان عزیز در دل خاک قطعه هنرمندان "هنرمند" است، باید با چشم مروت و انصاف و خرد و یکسان به تمام آن‌ها نگریسته شود.

اینکه فلان و بهمان هنرمند در زندگی دنیا چگونه زیسته و هنرنمایی کرده‌اند، بحثی دیگر و به خود آن‌ها مربوط است.

اگر از بعضی هنرمندان آسمانی خوشمان نمی‌آید و یا می‌آید، این امر نباید دلیل تفاوت و تبعیض باشد!

لطفا حالا که به زندگی هنرمندان و معاش سینماگران اهمیت نمی‌دهید و برایشان ارزش قائل نمی‌شوید، دست کم برای هجرت آسمانی‌شان، حرمت قائل شوید و به احترام عمر و زندگی‌هایشان که وقف خدمت به هنر و سینما کرده‌اند، فاصله و شکاف طبقاتی میان دارا و نادار را از آرامگاه و قطعه هنرمندان از میان بردارید.

باور بفرمایید با این اقدام خداپسندانه و انسان‌دوستانه، ارواح هنرمندان برخلاف زندگی جسمانی‌شان در این دنیا، به جای نفرین، مسئولان و سازمان سینمایی را دعا خواهند کرد.

در زمان حیات هنرمندان و سینماگران و منقدان و... که به یادشان نبودید و دستشان را نگرفتید، لطفا با اصلاح آرامگاهشان، روحشان را شاد کنید.