تهیه‌کننده آثاری چون «رد کارپت» معتقد است اگر فیلمی در گیشه و اکران سینمایی موفق باشد و فروش نسبی داشته باشد، در نمایش خانگی نیز موفق خواهد بود؛ در غیر این صورت، فیلمی که در سینما موفق نبوده است در پلتفرم‌ها نیز موفقیت چندانی نخواهد داشت.

احمد احمدی عضو جامعه صنفی تهیه‌کنندگان سینمای ایران، در گفت‌وگو با ایرنا درباره وضعیت این روزهای تولید اظهار کر: اساساً اگر بخواهیم به سینمای بدنه ایران نگاه کنیم، سینمای دهه‌های ۷۰ و ۸۰ می‌درخشید و می‌توانست تماشاگر را به سالن سینما بکشاند، این جریان در عمل از بین رفته و بنیه تولیدکننده بخش خصوصی نیز تضعیف شده است.

وی افزود: مسائل اقتصادی، گرانی تولید و نوسانات اقتصادی، نبود فیلمنامه منسجم، همگی بر روند تولید تاثیر گذاشته‌اند، حمایت‌های دولتی نیز کاهش یافته و این بخش تا حد زیادی منفعل شده است، من به‌عنوان تهیه‌کننده مستقل و فعال بخش خصوصی که در حوزه اجتماعی این روزها، اثری در دست تولید دارم، با مشکلات مضاعف‌تری نسبت به تهیه‌کنندگانی مواجه هستم که در بخش خصوصی آثاری در حوزه کمدی، کودک یا آثار سرگرم‌کننده تولید می‌کنند.

احمدی ادامه داد: همه ما درگیر این شرایط هستیم و بخش خصوصی منفعل شده است. شاید یکی دو فیلم ساخته شود، اما در عمل تولید قابل توجهی وجود ندارد و این مساله خطر بزرگی برای تعطیلی سینماست. سینما صرفاً نمی‌تواند دولتی و ارگانی باشد البته این به معنای حذف این بخش‌ها نیست، چرا که تماشاگران، سلیقه و نگاه خود را دارند. سینمای اجتماعی نیز می‌تواند به‌عنوان یکی از بخش‌های مهم و پررنگ، مکمل این جریان باشد.

دستمزدهای نامتوازن به سینما آسیب زده است

این تهیه‌کننده همچنین گفت: نبود بازیگر، یکی از آسیب‌های جدی تولید است؛ چرا که پلتفرم‌ها در چند سال اخیر، به‌صورت بی‌رویه باعث شده‌اند تعادل برآورد هزینه تولید یک اثر سینمایی یا سریال به هم بخورد، دلیل آن نبود مدیریت مناسب در تنظیم قرارداد بازیگران و عوامل اصلی است، همچنین پرداخت‌های بی‌رویه باعث شده تمام معادلات اقتصادی تولید به هم بریزد.

وی افزود: این مساله معضل مهم است که نه‌تنها گریبان نمایش خانگی را گرفته، بلکه به سینمای مستقل و بخش خصوصی نیز آسیب زده است. بخش خصوصی عملاً نمی‌تواند بازیگران موردنظر خود را جذب کند. هر فیلم باید دو یا سه بازیگر شناخته‌شده داشته باشد و سینمادار زمانی برای اکران یک فیلم استقبال بیشتری نشان می‌دهد که اثر، قصه مناسب و چند بازیگر شناخته‌شده داشته باشد. اگر بازیگران چهره را حذف کنید، تمایل سینمادار برای اختصاص سالن به فیلم کاهش پیدا می‌کند؛ چرا که سینماداران نیز باید هزینه‌های خود، از جمله آب، برق و گاز و پرسنل را تامین کنند.

احمدی تصریح کرد: لازم است در این میان نوعی عدالت برقرار شود و بعید می‌دانم چنین اتفاقی بیفتد، مگر اینکه بار دیگر به شرایط سینمای دهه ۸۰ بازگردیم. بی‌عدالتی در دستمزدها مانند ویروسی است که وارد بدن می‌شود، آن را آلوده می‌کند و به‌تدریج اجزای آن را از بین می‌برد، این اتفاق در سینمای ما نیز رخ داده است.

وی ادامه داد: این بی‌عدالتی صرفاً مربوط به بازیگران اصلی و مکمل نیست. ما آبدارچی، مسئول تدارکات و دستیار فیلمبرداری داریم که از شهرهای اطراف تهران می‌آیند تا در یک پروژه کار کنند، اما مشاهده می‌شود که یک یا دو نفر به عنوان بازیگر بخش عمده بودجه فیلم را دریافت می‌کنند و باقی عوامل سهم بسیار محدودی دارند. این وضعیت کاملاً مشهود است و آشفتگی به بسیاری از موقعیت‌های شغلی در سینما سرایت کرده است.

احمدی تاکید کرد: من منکر پرداخت دستمزد مناسب به بازیگران نیستم. آنها زحمت می‌کشند و هنرشان همین است. هر بازیگری نیز دوره‌ای برای فعالیت دارد و باید بتواند در این دوره برای آینده خود اندوخته‌ای داشته باشد؛ چرا که دوران پیری و ازکارافتادگی نیز وجود دارد. آنچه آزاردهنده است، نبود عدالت در پرداخت‌هاست. ما سندیکای قدرتمند و منسجمی نیز نداریم و به نوعی همه چیز رها شده است. به همین دلیل این آشفتگی در بازار کار سینما به وجود آمده است.

رابطه سینما و پلتفرم‌ها هنوز به تعادل نرسیده است

وی درباره تاثیر پلتفرم‌ها بر تولیدات سینمایی خاطرنشان کرد: اینکه بگوییم رابطه شبکه نمایش خانگی با سینما بسیار خوب است، درست نیست. پلتفرم‌ها گاهی از فیلم حمایت می‌کنند و باعث می‌شوند اثری که در آستانه ورشکستگی قرار دارد، نجات پیدا کند. با این حال، به طور معمول تاکید می‌شود که نسخه فیلم ابتدا باید در سینماها اکران شود و پس از آن به پلتفرم برسد. بنابراین نمی‌توان به‌طور کامل روی پلتفرم‌ها نیز حساب کرد.

احمدی تاکید کرد: یکی از عواملی که می‌تواند به رونق سینما کمک کند، تبلیغات صداوسیماست؛ همان اتفاقی که در دوران ریاست عزت‌الله ضرغامی در صداوسیما رخ می‌داد. در آن دوره، باکس‌های رایگان تبلیغاتی برای آثار سینمایی اختصاص داده می‌شد، اما اکنون چنین امکانی وجود ندارد.

وی افزود: تبلیغات محیطی از جمله بیلبوردها و امکانات تبلیغاتی دیگر نیز به شکل گذشته وجود ندارد؛ اگر تهیه‌کننده بخواهد با هزینه‌های سرسام‌آور امروز، یک فیلم معمولی تولید کند، باید حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومان سرمایه داشته باشد و حتی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، فروش ۶۰۰ میلیارد تومانی برای بازگشت سرمایه در نظر گرفته می‌شود. ظرفیت مخاطب سینمای ما برای چنین شرایطی کافی نیست. پربیننده‌ترین فیلم‌های سینمای ایران نیز به دو میلیون تماشاگر نمی‌رسند و این شرایط پاسخگوی هزینه‌های تولید نیست.

این تهیه‌کننده ادامه داد: همین مساله باعث شده برخی افراد از سینما انصراف دهند و شغل خود را تغییر دهند. بسیاری عطای سینما را به لقایش بخشیده‌اند و نیروهای متخصص دیگر در این حوزه فعالیت نمی‌کنند.

تماشاگر فیلم ضعیف را نمی‌بیند

احمدی تاکید کرد: فیلم خوب در هر شرایطی می‌تواند تماشاگر خود را پیدا کند، هرچند تبلیغات و برجسته‌کردن یک فیلم نیز بسیار مهم است. اما اگر ذات فیلم خوب و درست نباشد، به هیچ قیمتی تماشاگر آن را نخواهد دید.

وی اظهار داشت: تماشاگر امروز سینمای ایران هوشمند است. او با هوش مصنوعی و انواع رسانه‌ها سر و کار دارد و به این راحتی حاضر نیست پول خود را برای تماشای هر فیلمی هزینه کند. اگر مردم برای تماشای فیلمی به سینما نمی‌روند، قطعاً آن فیلم نتوانسته ارتباط مناسبی با مخاطب برقرار کند و نباید برای این مسئله بهانه آورد.

احمدی افزود: صاحبان فیلم‌ها گاهی بهانه می‌آورند که سانس مناسب نداشته‌ایم یا همزمان با آثار کمدی روی پرده بوده‌ایم و به همین دلیل فروش نکرده‌ایم. این استدلال همیشه درست نیست؛ چرا که اگر فیلمی برای تماشاگر جذاب باشد، مخاطب آن را پیدا می‌کند. حتی در گذشته فیلم‌هایی که فاقد ستاره‌هایی مانند رضا عطاران یا مهران مدیری بوده‌اند نیز توانسته‌اند فروش بالایی داشته باشند.

وی تاکید کرد: در نهایت، این خود فیلم است که حرف نهایی را در جذب مخاطب می‌زند. فیلم‌هایی که در جذب تماشاگر موفق نیستند، باید بررسی شوند تا مشخص شود ضعف این فیلم‌ها در کدام بخش بوده است.

احمدی معتقد است که امروز دیگر صرفاً ذائقه کمدی و کمدی‌بازی تعیین‌کننده نیست و ذائقه مخاطب به سمت «فیلم خوب» حرکت کرده است.

این تهیه‌کننده سینما خاطرنشان کرد: در گذشته شرایط متفاوت بود. فیلم‌هایی با ساختار سطحی‌تر نیز روی پرده می‌آمدند و مردم آنها را می‌دیدند. شرایط اقتصادی نیز نسبت به امروز آرام‌تر بود. اما تماشاگر امروز با توجه به هزینه‌ای که برای سینما پرداخت می‌کند، انتخاب می‌کند که کدام فیلم را ببیند. او از میان فیلم‌های مختلف بررسی می‌کند که کدام اثر ارزش بیشتری برای تماشا دارد و سپس انتخاب می‌کند. مخاطبان نیز با استفاده از کامنت‌ها، نقدها و صحبت‌هایی که درباره فیلم‌ها مطرح می‌شود، مسیر خود را برای انتخاب پیدا می‌کنند.

وی در عین حال گفت: معادلات اکران هنوز به ثبات لازم نرسیده است که بتوان درباره آن با قطعیت اظهارنظر کرد و همچنان راه زیادی برای رسیدن به شرایط مطلوب وجود دارد. با این حال، در شرایط فعلی و با وجود آشفتگی‌هایی که سینما با آن مواجه است، در مجموع این فیلم خوب است که حرف اول و آخر را می‌زند.