مهشید میرمعزی با اشاره به درگذشت جواد مجابی میگوید: ادبیات ایران یکی از ستونهای مهم خود را از دست داد.
مهشید میرمعزی - مترجم زبان آلمانی - در پی درگذشت جواد مجابی در پیام صوتی برای ایسنا از این شاعر، نویسنده، نقاش، منتقد پیشکسوت ادبی و هنری گفت که متن آن در پی میآید:
«بدرود ای استاد مهربان
چرا همه از این واژه برای مجابی استفاده میکنند، زیرا مهربان بود و بیدریغ. ادبیات ایران یکی از ستونهای مهم خود را از دست داد.
مجابی را دوست داشتم نه به خاطر اینکه فامیل ما بود؛ بلکه چون استادم و راهنمایم بود، بیدریغ به من و به همه کمک میکرد. هیچگاه ندیدم از کسی بد بگوید، یا بد کسی را بخواهد. عاشق این بود که جوانها بال و پر بگیرند. خوشحال میشد از اینکه میدید جوانی چیزی نوشته و برای خواندن به او داده است. اولین مقالهای که به ایشان دادم، پر از ایراد بود و من به قلم ایشان نگاه میکردم که چطور متن مرا ویرایش میکرد؛ یک مقاله کوتاه درباره «اندورفینهای مغز». ترجمه خیلی بد بود ولی استاد به من گفت: «خیلی خوبه، ادامه بده». هیچوقت کسی را ناامید نمیکرد، هرگز. چه بسا اگر آن روز مجابی به من میگفت: «این خوب نیست، بهتر کار کن»، شاید هرگز مترجم نمیشدم ولی الان موضوع صحبت من نیستم، موضوع صحبت از دست دادن یکی از ستونهای محکم ادبیات است.
چه خوشبخت بودیم که با مجابی همعصر بودیم. چه خوشبخت بودم که از کودکی از مصاحبت مجابی لذت بردم. حتی شوخی کردن، شوخیهای خانوادگی و دورهمی خودمانی او هم آموزنده بود، از بحثهای جدی که دیگر بگذریم. فکر میکنم در این بین مردم شناختهاند که چه گوهری را از دست دادیم.
نمیخواهم از کتابهایش نام ببرم، خیلی زیاد است. فقط میخواهم بگویم که هدف نهایی ادبیات این است که ما را انسانتر کند و مجابی به هدفِ نهاییِ ادبیات، خوب پی برده و آن را درک کرده بود و این را در رفتار، نوشتار و تمامی عادات اجتماعیاش نشان میداد و الگویی بود. کاش از او یاد بگیریم، من خودم خیلی از او یاد گرفتم. وقتی میدیدم اگر کسی میخواست با او مصاحبه کند، هرگز استاد نمیگفت همین الان. میگفت: «وقت بدهید.» میرفت مطالعه میکرد، یادداشت برمیداشت، برای اینکه برای آن مصاحبهگر و خواننده مصاحبه احترام قائل بود.
مجابی درس انسانیت ادبیات را خوب یاد گرفته بود و خوب یاد میداد.
خداحافظ استادِ بزرگِ من، خیلی دوستت داشتم.»
