قلعه الموت پس از قرن‌ها همچنان بخشی از رازهای خود را در دل صخره‌ها و زیر آوارها پنهان کرده؛ دژی تاریخی که با راه دسترسی محدود، آب‌انبارها و سامانه آبرسانی، انبارهای غلات، اصطبل، فضاهای دیدبانی و آثار متنوع معماری و فرهنگی، تصویری از زندگی و نظام دفاعی ساکنان خود در دوره‌های مختلف ارائه می‌دهد و به گفته کارشناسان، بیش از نیمی از بخش‌های آن هنوز آواربرداری و کاوش نشده است.

به گزارش ایرنا، اکنون قلعه الموت پس از هزاران سال فراز و فرود، از دوره دیلمیان و اسماعیلیان تا صفویان و قاجار، در حالی وارد مرحله تازه‌ای از توجه جهانی شده که هنوز بخش بزرگی از آن در انتظار کاوش است؛ کاوشی که اگر همزمان با حفاظت و مرمت پیش برود، می‌تواند لایه‌های بیشتری از تاریخ این دژ کوهستانی را آشکار کند.

حسین محمودی کارشناس پایگاه میراث فرهنگی الموت که حدود دو دهه در این مجموعه فعالیت کرده است، درباره ساختار این دژ گفت: قلعه الموت در منطقه کوهستانی الموت و بر فراز صخره‌ای مرتفع قرار گرفته و یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دفاعی آن، دسترسی دشوار و محدود به دژ بوده، الموت از دو بخش «قلعه پایین» و «قلعه بالا» تشکیل شده و تنها راه دسترسی اصلی آن از ضلع شمالی بوده است.

به گفته وی، وسعت قلعه حدود ۲ هکتار است و ارتفاع آن از سطح دریا حدود ۲ هزار و ۱۶۰ متر بوده و در برخی نقاط بیش از ۲۰۰ متر از زمین‌های پیرامون ارتفاع دارد.

محمودی افزود: قلعه پایین بیشتر برای استقرار نگهبانان، فضاهای کارگاهی، تاسیسات و دیدبانی مورد استفاده قرار می‌گرفته و قلعه بالا که از یک دیوار حدود ۱۶ متری از بخش پایین جدا می‌شود، ارگ و شاه‌نشین قلعه و محل نگهداری آب و آذوقه بوده است.

تنها راهی که به قلعه می‌رسید

راه دسترسی قلعه از میان صخره‌ها و در ضلع شمالی قرار داشته است. پله‌های دست‌کندی که در این مسیر دیده می‌شود، به دوره اسماعیلی نسبت داده شده و به گفته محمودی، ارتفاع کم پله‌ها امکان جابه‌جایی مصالح با اسب و قاطر را فراهم می‌کرده است.

وی با اشاره به ساختار طبیعی کوهستان گفت: از ضلع شمال‌غربی، یکی از صخره‌های شاخص شکلی شبیه شتر زانو زده دارد و همین ساختار طبیعی بخشی از مسیر ارتباطی و دفاعی قلعه را شکل داده است.

دروازه قلعه پایین نیز براساس شواهد باستان‌شناختی بازسازی شده است. محمودی توضیح داد: طراحی این دروازه با استفاده از نقشه‌های موجود، تصاویر مینیاتوری و پاشنه‌های در به‌ دست‌آمده در جریان آواربرداری انجام شده و در محل خود قرار گرفته است.

دژی با بیش از ۱۲۰۰ سال پیشینه

به گفته این کارشناس، نخستین مرحله شناخته‌شده معماری قلعه به دوره حکام دیلمی بازمی‌گردد و در منابع تاریخی، ساخت بنای اولیه در سال ۲۴۶ هجری قمری به حسن بن زید نسبت داده شده است. حدود دو قرن بعد و همزمان با گسترش نهضت اسماعیلیه در ایران، حسن صباح قلعه الموت را در اختیار گرفت و حدود ۳۵ سال در آن اقامت داشت.

محمودی گفت: حسن صباح به مرگ طبیعی از دنیا رفت و بنابر روایت تاریخی، جانشین او کیا بزرگ امید، وی را در اطراف قلعه دفن کرد اما محل دقیق آرامگاه صباح تاکنون شناسایی نشده است. پس از دوره صباح، هفت جانشین دیگر در الموت حکومت کردند تا اینکه در دوره فرمانروایی آخرین حاکم اسماعیلی، قلعه در جریان یورش مغولان سقوط کرد.

این پژوهشگر با اشاره به روایت‌های تاریخی، از جمله «تاریخ جهانگشا»، افزود: ساکنان قلعه برای انتقال اسباب خود درخواست مهلت کردند و در نهایت با وعده‌هایی که به آخرین فرمانروا داده شد، دروازه قلعه گشوده شد.

به گفته محمودی، پس از ورود سپاه هلاکو، بخش‌های مهمی از قلعه تخریب شد و بناهایی که در منابع تاریخی از آنها یاد شده، از جمله کتابخانه و فضاهای علمی و حکومتی، از میان رفت.

صفویان؛ دوره‌ای دیگر در تاریخ الموت

کارشناس پایگاه میراث فرهنگی الموت، دوره صفویه را سومین مرحله مهم معماری قلعه دانست و اظهار کرد: پس از انتقال پایتخت صفویان از تبریز به قزوین، از قلعه الموت به‌عنوان محل تبعید برخی شاهزادگان و افراد خاطی استفاده شد.

محمودی افزود: در این دوره، روی بقایای معماری دوره‌های پیشین، فضاهای جدیدی ایجاد شد و قلعه حدود ۷۰ سال با این کاربری مورد استفاده قرار گرفت. در دوره قاجار نیز بخش‌هایی از قلعه تخریب شد و مصالح آن برای ساخت‌وساز در پایین‌دست مورد استفاده قرار گرفت.

وی با استناد به خاطرات عین‌السلطنه گفت: در این دوره حجم قابل توجهی از آجرهای قلعه برای ساخت بناهای دیگر خارج شده است.

«اسبی‌خانه»؛ اصطبل در بالاترین بخش قلعه

یکی از یافته‌های جالب کاوش‌های قلعه، شناسایی کاربری فضایی است که در زبان محلی «اسبی‌خانه» نامیده می‌شود.

کارشناس پایگاه میراث فرهنگی الموت گفت: در کاوش‌های سال ۱۳۸۴ مشخص شد که در این قسمت محل نگهداری اسب وجود داشته و حتی آبشخور اسب‌ها نیز شناسایی شده است. به دلیل محدودیت فضا در بخش بالایی قلعه، از همه ظرفیت‌های موجود استفاده می‌شده و اسب‌ها را نیز تا این قسمت می‌آوردند، بخش‌هایی از اصطبل در جریان کاوش مشخص و قسمت‌هایی نیز مرمت شده است.

آب؛ مساله حیاتی یک دژ کوهستانی

یکی از مهم‌ترین یافته‌های قلعه، مجموعه آب‌انبارهایی است که برای ذخیره آب مورد استفاده قرار می‌گرفته است. به گفته محمودی، در یکی از بخش‌های قلعه سه آب‌انبار در کنار یکدیگر شناسایی شده که طول آنها حدود ۶، پنج و ۱۴ متر است و عمق هرکدام حدود چهار متر برآورد شده است.

وی افزود: صخره محل ایجاد آب‌انبارها نفوذپذیری بسیار کمی دارد، به همین دلیل امکان ذخیره آب در آن وجود داشته است. این آب‌انبارها در گذشته سقف و طاق داشته‌اند که بخش‌هایی از آنها در طول زمان فرو ریخته است.

ردپای سامانه آبرسانی در دل کوه

به گفته این کارشناس، در مجموع بیش از ۱۵ آب‌انبار در مجموعه قلعه شناسایی شده است. مطالعات انجام‌شده در سال ۱۳۹۱ نیز شواهدی از یک سامانه آبرسانی به قلعه ارائه کرده است. براساس منابع تاریخی، آب از سرچشمه‌های بالادست به سمت قلعه هدایت می‌شده و در گمانه‌زنی‌های انجام‌شده در دامنه شمالی، لوله‌های سفالی با قطر حدود ۱۰ سانتی‌متر به دست آمده است.

وی افزود: وجود این شواهد نشان می‌دهد ساکنان قلعه علاوه بر ذخیره آب در آب‌انبارها، از یک شبکه انتقال آب نیز استفاده می‌کردند و در زمان محاصره می‌توانستند از ذخایر موجود برای ادامه مقاومت بهره ببرند.

ذخیره غلات برای هزار نفر در دل الموت

تامین آذوقه نیز در ساختار قلعه جایگاه ویژه‌ای داشته است. در بخش‌هایی از قلعه، انبارهای غلات دست‌کند در دل صخره شناسایی شده که شرایط سرد آنها برای نگهداری طولانی‌مدت غلات مناسب بوده است.

کارشناس پایگاه میراث فرهنگی الموت گفت: غلاتی که برای مدت طولانی نگهداری می‌شد در فضاهای صخره‌ای قرار می‌گرفت و مواد غذایی مورد نیاز روزانه در انبارهای معمولی نگهداری می‌شد. ظرفیت برخی از این فضاها امکان ذخیره غلات مورد نیاز جمعیتی حدود یکهزار نفر برای یکسال را فراهم می‌کرد.

وی همچنین به ظرفیت دامپروری منطقه الموت اشاره کرد و گفت که منابع تاریخی از دامپروری گسترده در این منطقه خبر می‌دهند؛ به‌گونه‌ای که در دوره علاءالدین محمد نیز صدها رأس دام از منطقه الموت خریداری و به سمت خراسان منتقل شده است.

سفال، کاشی و آثار معماری در میان آوارها

کاوش‌های قلعه تاکنون مجموعه متنوعی از یافته‌های فرهنگی را آشکار کرده است. به گفته محمودی، در میان سفال‌های به‌دست‌آمده نمونه‌هایی از سفال اسگرافیتو با نقوش عقاب دیده می‌شود که از نقوش شاخص آثار مرتبط با الموت به شمار می‌رود. قطعات کاشی نیز از یافته‌های مهم قلعه است و نمونه‌هایی از کاشی‌های زرین‌فام و فیروزه‌ای در بالای قلعه شناسایی شده است.

وی اضافه کرد: اشیای فلزی از جمله میخ و قطعاتی از خنجر، قطعات مفرغی، تزئینات گچی، آجرهای تراش‌خورده، تزئینی و قالبی نیز در حجم آوار به دست آمده است.

نشانه‌های جنگ در قلعه

وجه نظامی قلعه نیز در میان یافته‌های باستان‌شناختی قابل مشاهده است. به گفته کارشناس پایگاه میراث فرهنگی الموت، در مسیر دسترسی به قلعه پایین، چند نمونه از قطعات سنگین موسوم به «قلعه‌کوب» با وزن بیش از ۲۵ کیلوگرم به دست آمده که احتمال می‌رود در جریان حمله از بیرون قلعه به سمت آن پرتاب شده باشند. سنگ‌های تراش‌خورده‌ای نیز در سطح قلعه پیدا شده که احتمال استفاده آنها در منجنیق مطرح است.

گورستانی در پای قلعه

در پای قلعه نیز گورستانی موسوم به «اشکفت» شناسایی شده است. محمودی در این باره توضیح داد: در سال ۱۳۹۷ در مسیر پاکوب منتهی به قلعه، بخشی از این گورستان آواربرداری شد و اسکلت فردی بدون جمجمه به دست آمده که بر روی پاهای اسکلت آثار آهک مشاهده شد.

وی ادامه داد: به دلیل مخالفت مردم محلی به دلیل مسائل شرعی عملیات آواربرداری گورستان ادامه پیدا نکرد. اسکلت دوباره دفن شد و توانستیم اطلاعات بیشتری درباره آن اسکلت به دست آوریم.

به گفته محمودی، محل دقیق دفن حسن صباح نیز تاکنون در این گورستان یا بخش‌های دیگر قلعه شناسایی نشده است.

نیمی از قلعه هنوز کاوش نشده است

با وجود نزدیک به دو دهه فعالیت پژوهشی و آواربرداری، بخش قابل توجهی از قلعه الموت همچنان ناشناخته باقی مانده است.

محمودی تاکید کرد که بیش از نیمی از فضای قلعه هنوز آواربرداری نشده و ادامه کاوش‌ها می‌تواند اطلاعات تازه‌ای درباره معماری، شیوه زندگی و ساختار دفاعی این دژ آشکار کند.

او در عین حال حفاظت و مرمت را پیش‌شرط ادامه آواربرداری دانست و گفت: معماری‌هایی که از زیر آوار بیرون می‌آیند، پس از قرار گرفتن در معرض شرایط جدید جوی ممکن است دچار فرسایش و تخریب شوند؛ بنابراین باید همزمان با آواربرداری، برنامه حفاظت و مرمت آنها نیز اجرا شود.

موزه‌ای برای معرفی یافته‌های الموت

در مجاورت پایگاه میراث فرهنگی الموت ساختمانی در اختیار میراث فرهنگی قرار گرفته که قرار است پس از ساماندهی، برای نمایش یافته‌های باستان‌شناختی و معرفی ظرفیت‌های فرهنگی منطقه مورد استفاده قرار گیرد.

محمودی گفت: در این فضا علاوه بر یافته‌های قلعه، امکان معرفی صنایع دستی منطقه الموت نیز وجود خواهد داشت تا بازدیدکنندگان بتوانند با بخشی از میراث فرهنگی و هنرهای بومی منطقه آشنا شوند.

ثبت جهانی؛ امیدی برای آینده الموت

ثبت جهانی قلعه الموت و استحکامات وابسته به آن، نگاه‌ها را بیش از گذشته متوجه ظرفیت‌های تاریخی و گردشگری منطقه کرده است.

محمودی که حدود دو دهه در پایگاه میراث فرهنگی الموت فعالیت داشته است، ثبت جهانی را نتیجه همکاری مجموعه‌ای از مسئولان، کارشناسان و مردم منطقه دانست و گفت: اعلام این خبر برای فعالان حوزه میراث فرهنگی و مردم الموت اتفاقی بسیار خوشحال‌کننده بود.

وی افزود: انتظار داشتیم پرونده به دلیل قوت آن به نتیجه برسد، اما میزان استقبال مردم از ثبت جهانی الموت نیز برای ما جالب بود و نشان داد علاقه به این میراث تاریخی بسیار گسترده است.

این کارشناس با اشاره به نقش مردم منطقه در این روند گفت: مسئولان استانی و کشوری و اهالی منطقه، به‌ویژه مردم روستای گازرخان، در این مسیر همکاری کردند و ثبت جهانی الموت حاصل یک کار جمعی بود.