جمعی از چهرههای فرهنگی و هنری برای بدرقه پیکر جواد مجابی به خانه ابدی، در کوی نویسندگان که محل زندگی او بود، گرد هم آمدند.
به گزارش ایسنا، پیکر جواد مجابی - نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری - که بیش از شش دهه در عرصه فرهنگ و هنر ایران فعال بود و ۱۴ شهریورماه در ۸۷سالگی و پس از یک دوره بیماری در تهران درگذشت، صبح امروز (چهارشنبه ۱۸ شهریور) از مقابل خانهاش در کوی نویسندگان به سمت امامزاده کرج تشییع شد.
مراسم تشییع پیکر این نویسنده با پخش صوتی از شعرخوانی او آغاز شد؛ صدای مجابی در آغاز این مراسم، فضای کوی نویسندگان را در حالی پر کرد که دوستداران، اهالی فرهنگ و هنر و جمعی از نویسندگان برای وداع با او گرد هم آمدند.
پوریا سوری که اجرای مراسم را بر عهده داشت، صحبتهای خود را با شعری با مطلع «دلم را به خاک وطن بسپارید» آغاز کرد و گفت: یکی از خردمندترین، ارزشمندترین و مهمترین نویسندگان و انسانهای ایران در میان ما نیست و قرار است او را بدرقه کنیم.
او با تشکر از چهرههای فرهنگی و هنری و اهالی کوی نویسندگان، گفت: حتما دکتر مجابی هم از حضور شما خوشحال است. ما سعی کردیم بر رویه استقلالی که همیشه دکتر مجابی بر آن تاکید داشت و عمری را در آن راه پیمود، پیش برویم و مراسمی درخور ایشان در جایی که ایشان قریب چند دهه زندگی کردند، شعر و داستان نوشتند، نقاشی کردند و... برگزار کنیم.
سپس پیکر جواد مجابی در میان سوگواری حاضران وارد مراسم شد.
امیرحسن چهلتن - داستاننویس - در مراسم تشییع پیکر جواد مجابی، ضمن عرض تسلیت به دوستان و دوستداران ادبیات و خانواده این نویسنده، گفت: امروز گرد هم آمدهایم تا آخرین دیدار را با یک چهره فرهنگی بسیار قدیمی داشته باشیم. بهخصوص این فقدان را به خانواده دکتر مجابی، ناستین، پوپک و حسین تسلیت میگویم.

او ادامه داد: من البته یار غار دکتر مجابی نبودم اما آشنایی ما به بیش از ۵۰ سال پیش برمیگردد؛ زمانی که من بسیار جوان بودم و این شانس را داشتم که با چهرههای ادبی حشر و نشر داشته باشم. ممکن بود میان دیدارهای ما ماهها فاصله بیفتد و گاهی نیز به اقتضای شرایط، هفتهای دو بار یکدیگر را ببینیم؛ بهخصوص زمانی که هر دو عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان بودیم. در این مدت طولانی، دیدارهای بسیاری داشتیم، گپوگفتهای متعدد و خاطرات زیادی شکل گرفت.
چهلتن سپس به مرور خاطرات خود با جواد مجابی در ماجراهایی همچون اتوبوس ارمنستان و قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پرداخت.
این نویسنده در ادامه به یکی از آثار جواد مجابی اشاره کرد و گفت: نزدیک به ۵۰ سال پیش، در تابستان سال ۱۳۵۸، مجابی داستانی در «کتاب جمعه» شاملو با عنوان «مرگ در کاسه سر» منتشر کرد. به نظر من، او در آن داستان چگونگی مرگ خودش را پیشبینی کرده بود.
در این مراسم محمود دولتآبادی، هوشنگ گلمکانی، یغما گلرویی، اصغر همت، شهاب مقربین، پری ملکی، توکا ملکی، اسدالله امرایی، گلی امامی، علیرضا مجابی، یوسف علیخانی، محمد حسینی، محمد قاسمزاده، علیرضا رئیسدانایی، نگار اسکندرفر، مهشید میرمعزی، قباد آذرآیین، پوریا عالمی، حافظ موسوی، مهرو نونهالی، مهشید نونهالی، محمدعلی جعفریه، امیر حسینزادگان، احمد غلامی، ابوالحسن تهامی، احترام برومند، احمد پوری و.... حاضر بودند.
Download
مجابی متولد سال ۱۳۱۸ بود و در طول فعالیت حرفهای خود، شعر، داستان، رمان، طنز، نقد ادبی و هنری، روزنامهنگاری و نقاشی را تجربه کرد و آثار متعددی در این حوزهها از خود به جا گذاشت.
او در سالهای فعالیت خود تنها به نوشتن ادبی محدود نماند و بخش مهمی از کارنامهاش به شناخت و نقد هنرهای تجسمی ایران اختصاص داشت.
از جمله آثار مجابی میتوان به «شب ملخ»، «شهربندان»، «بنفشههای سراشیب»، «باغ گمشده»، «عبید بازمیگردد»، «نیشخند ایرانی» و «مومیایی» اشاره کرد.
بر اساس اعلام خانواده جواد مجابی، برای این نویسنده به جز آیین تشییع، مراسم دیگری برگزار نخواهد شد و پس از خاکسپاری، خانه مجابی به مدت هفت روز پذیرای دوستان، همکاران و دوستداران او خواهد بود.
