جلال خوشچهره ـ روزنامهنگار پیشکسوت ـ در گفتوگویی موشکافانه با برشمردن ۶ عامل کلیدی از جمله سوءاستفاده از نقصهای سازمانی و انتصابات غیرحرفهای، برجستهسازی اغراقآمیز ضعفها، دوری از نقش بیطرف رسانهای، بیسامانی معیشتی نیروها و ساختارهای سوداگرانه، تأکید کرد که رابطهٔ دیالکتیکی ساختار رسانهها و نظام بروکراتیک، زمینهساز رشد باجنیوزها شده است.
جلال خوشچهره ـ روزنامهنگار پیشکسوت ـ در گفتوگویی با ایسنا، با انتقاد از عملکرد روابطعمومیها در روتوش ضعفها و پرداخت باج و نیز با اشاره به حقوق کلمهای ۲۵۰ تومانی در برخی خبرگزاریها، تصریح کرد که انجمن صنفی فاقد پشتوانهٔ قانونی مؤثر است و برخوردهای قضایی اخیر، اگرچه ایجادکنندهٔ مانع هستند اما بدون اصلاح ساختار مدیریتی، تأمین مالی و نظارت، تنها به تغییر شکل این معضل میانجامند.
خوشچهره، راهکار اصلی را بازآرایی مرجعیت و اعتبار رسانهها در کنار اصلاح اساسی ساختار بروکراتیک کشور دانست.
باجنیوزها پدیدهای ویژهٔ فضای مجازی و ملموس در مناطق آزاد کشور
خوشچهره در پاسخ به پرسشی درباره مهمترین مصداقهای باجخواهی رسانهای اخیر، اظهار کرد که باجنیوزها اگرچه در رسانههای مکتوب نیز دیده میشوند، اما به طور ویژه در حال حاضر در فضای مجازی فعال هستند و او شخصاً علاوه بر تهران، در استانها و به ویژه مناطق آزاد کشور، به طور ملموس مشاهده کرده است که افراد با راهاندازی یک سایت دارای امتیاز یا حتی یک کانال تلگرامی، گروهی تشکیل داده و با مراجعه به سازمانها و نهادها، اقدام به باجگیری میکنند.
خوشچهره درباره این مصداق عینی تأکید کرد که مردم به دلیل وجود مشکلات انبوه در کشور، معمولاً به دنبال اخبار حملهآمیز به سیستمها هستند و این باجنیوزها از همین اقبال عمومی سوءاستفاده میکنند.
وی افزود که در مناطق آزاد کشور، مدیران سازمانها بیش از آنکه از رسانههای رسمی مکتوب یا خبرگزاریها نگران باشند، از این باجنیوزها هراس دارند و بیشترین تمرکز و توجه خود را برای مدیریت و پاسخگویی به آنها معطوف میکنند.
باجخواهی و شش عامل ساختاری زمینهساز رشد آن
این روزنامهنگار پیشکسوت دربارهی عوامل شکلگیری و رشد باجنیوزها، ابتدا به ضرورت مفهومشناسی این پدیده پرداخت و اظهار کرد که معمولاً یا اصولاً منشأ باجخواهی سوءاستفاده از ضعفهاست؛ یعنی ضعف وجود دارد و باجخواه میداند آن ضعف کجاست و طرف مقابل برای رفع یا روتوش آن یا به دلایل مشابه، در همین چهارچوب سعی میکند از موضوع سوءاستفاده کند.
وی سپس با تأکید بر اینکه این معضل ریشههای چندوجهی دارد، شش عامل اصلی را به تفصیل برشمرد: نخست، سوءاستفاده از نقصهای سازمانی؛ خوشچهره در این باره اظهار کرد که هر سازمانی در برنامههای خود یا در مرحلهٔ اجرا دچار ضعفهایی است و باجنیوزها یا کسانی که در دل سوداگری هستند، این نقصها را شناسایی کرده و با برجستهسازی آنها، از سیستم برای پنهانکاری یا رفع عیب، سوءاستفاده میکنند.
دوم، سوءاستفاده از انتصابهای غیرضابطهای. این پیشکسوت رسانه تصریح کرد که در بسیاری از سازمانها، چه در شرایط عادی و چه در شرایط جنگی، معمولاً مدیران بر اساس رابطه و نه ضابطه انتخاب میشوند و فردی که صلاحیتش کمتر از جایگاهش است، مسئولیت را قبول میکند و طبیعتاً در ارائه و اجرای برنامههای خود با ضعفهای متعددی روبرو میشود و همین نقطه، مورد شناسایی و سوءاستفادهٔ باجنیوزها قرار میگیرد.
سوم، برجستهسازی اغراقآمیز ضعفها در مقابل نقاط قوت. خوشچهره اظهار کرد که گاهی خود سیستم دچار مشکل است، گاهی فرد و گاهی برجستهسازی از سوی باجنیوزها رخ میدهد؛ به این معنا که آنها معمولاً دنبال نقاط ضعف میگردند و نقاط قوت سازمان را نادیده میگیرند. وی با اشاره به شرایط جنگی فعلی کشور، تأکید کرد که باجنیوزها اگرچه این شرایط را درک میکنند اما با نادیده گرفتن عوامل به وجود آورندهٔ آسیبها، صرفاً بر نقاط منفی متمرکز میشوند تا از طریق آنها به سوداگری بپردازند.
چهارم، دور شدن از اصول و کارکرد بیطرفانهٔ رسانه. خوشچهره در ادامه خاطرنشان کرد که رسانهها به طور قاعدهمند باید نقش بیطرف یا شریک در طرح موضوعات را داشته باشند و از یک سو نمایندهٔ افکار عمومی در بحثهای موضوعی باشند و از سوی دیگر، نظرات دولت یا حاکمیت را در کنار آن قرار دهند و مناظرهای سازنده ایجاد کنند؛ اما در کارکرد باجنیوزها چنین نقشی دیده نمیشود و آنها تبدیل به یک طرف دعوا میشوند تا باج خود را بگیرند و پس از دریافت باج، انگار نه انگار که میتوانستند نمایندگی افکار عمومی را بر عهده داشته باشند؛ سکوت کرده یا به روتوش همان ضعفها میپردازند.
پنجم، نیروهای شاغل فاقد درک حرفهای از جایگاه خود. خوشچهره در این بخش با پوزش از جمیع همکاران خود، تصریح کرد که متأسفانه شمار زیادی از نیروهای شاغل در رسانههای مکتوب و حتی خبرگزاریهای رسمی، درک روشنی از جایگاه حرفهای خود ندارند و بیشتر به دنبال درآمدزایی هستند. وی افزود که این دسته از همکاران در نشستهایی شرکت میکنند که در کنارشان کارتی باشد یا بتوانند از امکانات و تسهیلات سازمان مربوطه استفاده کنند و اگر این امکانات فراهم نباشد، واکنش نشان میدهند.
ششم، ساختارهای ناسالم رسانهای و انگیزهٔ صرفاً سوداگرانه. خوشچهره درباره این عامل اظهار کرد که بسیاری از افراد، یک روزنامه را اجاره کرده یا راهاندازی کردهاند و یا سایتی را ایجاد کردهاند اما هدفشان انجام کار خبری و روشنگرانه و تاباندن نور بر تاریکیها نیست، بلکه هدف اصلی، درآمدزایی از طریق تهدید وزارتخانهها و سازمانهاست.
وی در اینجا به یک مصداق عینی اشاره کرد و گفت: «من سراغ دارم حتی کسانی که چنین سایتهایی دارند و معتقدند اگر در ماه ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان درآمد نداشته باشند، اصلاً چنین سایتهایی را راه نمیاندازند.»
نقش ویرانگر روابطعمومیها در تقویت باجنیوزها
خوشچهره در ادامهٔ تبیین عوامل رشد این پدیده، به نقش شگرف روابطعمومیهای سازمانها و نهادها اشاره کرد و اظهار کرد که این روابطعمومیها از یک سو اقدامات روتوشوار و تبلیغاتی نسبت به سازمان خود انجام میدهند و از سوی دیگر در مقابل افکار عمومی، ضعفها و آسیبهای سازمانی را میپوشانند و همچنین کارنامهای از عملکرد خود را به مسئولان بالادستی ارائه میدهند و این اقدامات، با دادن باج به باجنیوزها، عملاً کار آنها را تقویت میکند.
این پیشکسوت رسانه تأکید کرد که در تجارب سالیانۀ خود، مهمترین زمینهٔ باجخواهی را همان «رابطهٔ دیالکتیکی ساختارهای رسانهای و ساختارهای بروکراتیک» میداند و مشکلات مربوط به ضعفهای مدیریتی، ولع روابطعمومیها برای برجستهسازی مدیران، و وضع ناهنجار تأمین مالی رسانهها را از ارکان اصلی این معضل برشمرد.
وی در این باره به یک معضل ساختاری دیگر اشاره کرد و گفت که بسیاری از رسانهها و خبرگزاریها به نیروهای خود حقوق کامل نمیدهند و آنها را در جنگل نهادها و سازمانها رها میکنند و میگویند بروید درآمدتان را از آنجا کسب کنید و این گونه، نیروی خبرنگار از ابتدا با نگاه درآمدزایی وارد میشود و به مرور آلوده و عادت میکند.
خوشچهره همچنین به کمرنگ شدن حضور نیروهای متعهد و حرفهای در بدنهٔ رسانهها اشاره کرد و گفت که هر چقدر از این نیروها کاسته میشود، به همان میزان، نیروهایی با نگاه سوداگرانه رشد و فعال میشوند و نیز کمرنگ بودن عوامل نظارتی ـ اعم از مدیریت بروکراتیک، مدیریت سازمان رسانهای و نهادهای قانونی ـ بر این آتش میافزاید.
انجمن صنفی فاقد پشتوانهٔ قانونی و اجرایی در استخدام، اخراج و قراردادها
خوشچهره در پاسخ به پرسشی درباره تشکیل ائتلاف نیروهای سیاسی، اجتماعی و رسانهای و نقش انجمن صنفی، اظهار کرد که انجمن صنفی روزنامهنگاران هنگامی میتواند در این مسئله ورود کند که از پشتوانهٔ قانونی و اجرایی لازم برخوردار باشد، در حالی که در شرایط کنونی، این انجمن در حوزههای امنیت شغلی، حفظ مراقبت و نظارت بر هنجارهای کار رسانهای، استخدام، اخراج، قراردادها و نوع درآمدزایی رسانهها، هیچ ورود مؤثری ندارد و قانون نیز آن را به رسمیت نمیشناسد.
وی با انتقاد از وضعیت خبرگزاریهای رسمی، تصریح کرد که در همین خبرگزاریها، کلی از نیروها تعدیل میشوند و برخی از آنها به صورت کلمهای حقوق میگیرند؛ مثلاً به ازای هر کلمه ۲۵۰ تومان پرداخت میشود. کجای دنیا به کلمه حقوق پرداخت میشود در حالی که یک ستون ۴۰۰ کلمهای ممکن است به اندازهٔ یک حقوق کامل ارزش داشته باشد!
خوشچهره افزود که نیرویی که چنین پشتوانهای نداشته باشد و سازمان تأمین اجتماعی نیز از طریق انجمن صنفی بر سختی کار و بیمهٔ بیکاری او نظارت نکند، طبیعتاً برای آیندهٔ خود به سمت درآمدزایی از راه باجنیوزها سوق داده میشود.
وی همچنین به تعدیل گستردهٔ نیروها در خبرگزاریها اشاره کرد و گفت که مدیران این خبرگزاریها هرگز از سود شخصی خود در شرایط بحرانی کم نمیکنند، بلکه هزینهها را با اخراج نیروها کاهش میدهند و وقتی نیرویی برای بیمهٔ بیکاری به تأمین اجتماعی نامه مینویسد، همان مدیران که از کارکنان متعهد خود بینهایت تعریف کردهاند، هیچ همراهی نمیکنند.
برخورد قضایی مانعی موقت؛ واکنش دوگانهٔ باجنیوزها و عقبنشینی دولت
خوشچهره در ارزیابی خود از برخورد انتظامی و قضایی اخیر، اظهار کرد که این اقدامات تا حدودی میتواند در برابر جریانهای باجنیوز مانع ایجاد کند اما با قاطعیت تأکید کرد که تا زمانی که ساختارها در دو سطح سازمان رسانه (مدیریت و شیوهٔ کسب درآمد) و ساختار بروکراتیک (نحوهٔ انتصاب مدیران و سیستم جاری) اصلاح اساسی نشود، مشکل همچنان باقی خواهد ماند و تنها ممکن است شکل آن تغییر کند.
او با اشاره به برخوردهای اخیر و بازداشت تعدادی از باجنیوزها، این پرسش را مطرح کرد که آیا با این کار، مسئله تمام شده است و پاسخ داد: «من با قاطعیت به شما میگویم نه.» خوشچهره این وضعیت را به مبارزه با فساد در اقتصاد کشور تشبیه کرد و گفت که مشکل اختلاس هنوز حل نشده و باید دید برخورد قانونی در چه سطحی است و آیا قرار است ادامهدار باشد یا صرفاً یک موج خبری است.
وی در اینجا به یک مشاهدهٔ عینی اشاره کرد و گفت: «خود من وقتی خبر برخورد با باجنیوزها اعلام شد، دیدم که بعضی از همین سایتها و رسانههایی که در کار باجگیری و سوداگری نقش فعال دارند، میگفتند چه خوب و چه عالی و راه را رو به جلو میدانستند.»
خوشچهره همچنین به تناقض رفتاری دیگر اشاره کرد و افزود که وقتی بحث اختصاص یارانهٔ کاغذ به رسانههایی که واقعاً کار حرفهای میکنند، مطرح میشود، همین جریانهای باجنیوز موجی از اعتراض در دفاع از آزادی بیان به راه میاندازند و دولت نیز عقبنشینی میکند.
وی در پایان این بخش تأکید کرد که تا وقتی اصلاحات اساسی در ساختارها صورت نگیرد، برخوردهای قضایی صرفاً مسکنی موقت خواهند بود.
راهکار اصلی بازآرایی مرجعیت رسانهها و اصلاح همزمان ساختار بروکراتیک و روابطعمومیها
خوشچهره درباره راهکارهای کاهش وابستگی رسانههای حرفهای به منابع مالی غیرشفاف، اظهار کرد که با بازگرداندن و بازآرایی مرجعیت، مشروعیت و اعتبار رسانهها به شکل حرفهای و اصولی، میتوان امیدوار به اصلاح وضع بود.
وی تصریح کرد که این امر زمانی انجام خواهد شد که از یک سو، رسانهها در تمام مختصات خود اصلاح شوند و از سوی دیگر، اصلاح اساسی در ساختار بروکراتیک کشور ـ چه در زیرساختها، چه در مدیریت و چه در روابط ـ صورت بگیرد.
خوشچهره با تأکید بر رابطهٔ دیالکتیکی این دو ساختار، توضیح داد که ساختار رسانهای کشور دچار بحران واقعی است؛ رسانههای مکتوب کاغذ ندارند، هزینهها را ندارند و بخش بازرگانی آنچنان که باید فعال نیست و از سوی دیگر، مدیران سازمانها بدون صلاحیت منصوب میشوند و هیچ کارنامهای برای ادارهٔ سازمان ندارند و تنها به دنبال امنیت شغلی برای خود هستند و طبیعتاً ترجیح میدهند با باجنیوزها کنار بیایند تا با نیروهای متعهد رسانهای.
وی در نقد عملکرد روابطعمومیها نیز بار دیگر تأکید کرد که اکثر مدیران روابطعمومی فقط به دنبال بستن دهان رسانهها هستند تا انتقادی علیه سازمانشان منتشر نشود و اخبار منفی کارساز نباشد.
خوشچهره در پایان گفت که تا زمانی که ساختار رسانهای و نظام بروکراتیک اصلاح نشوند، حل معضل باجنیوزها دور از انتظار است و هرگونه اقدام مقطعی، تنها به تغییر شکل این پدیدهٔ بیمارگونه خواهد انجامید.
