قطار لَکَنته و بیمار فرهنگ و هنر، همچنان پر سر و صدا روی ریل‌های سست و پوسیده اقتصاد و مناسبات بی‌عدالتی کشور، مقصد سیاست را تا تجارت،طی می‌کند و مسافران آن،همان شعرها و شعارهای تکراری و نخ‌نما را جار می‌زنند. نه از تعمیر ریل‌ها خبری است و نه از اصلاح قطار با صورتک‌های بزک کرده هنری اربابانش اثری، گویی همه به یکنواختی و ایستایی و خمودی، عادت کرده‌اند و ناامیدی از فردای بهتر در سیما و زندگی آن‌ها هویداست.

گر چه کسانی در دو سوی ریل‌های زنگار گرفته معیشت، شعارهای کلیشه‌ای ارباب‌های خوش‌نشین لم داده در واگن شماره یک این قطار را ماشین‌وار تکرار می‌کنند، اما خود نیز به بی‌اعتباری، آن‌ها مانند تکرار زندگی فارغ از مهر و عشق و زیبایی و شادی و امید و رفاه عادت کرده‌اند.

اربابان تجارت و سیاست و مجریان صندلی‌نشین آن‌ها در کوپه‌های هنر و فرهنگ و اقتصاد و جامعه در حالی که خود هم به تهی بودن وعده‌ها و فرجام نیک کشور با این حال و وضع ریل‌ها و قطار درب و داغان و اوضاع ملت، باور دارند، لیکن برای حفظ صندلی‌ها و مقام و قدرت خود، هنر فروشان را به نواختن و خواندن "همه چی آرومه"! ترغیب می‌کنند.

لمندگان واگن یک و تریبون‌چی‌ها و کف زنانشان در کوپه‌های دیگر، آن چنان در دنیای خود، غرق شده‌اند که خراب شدن دنیا و امروز و فردای مردم و فرزندان ملت را نمی‌خواهند ببینند! و اگر کس یا کسانی نیز بخواهند این مسائل را بازگو کرده و برای ایجاد تفکر و اصلاح، آن‌ها را به نمایش گذارند، تنبیه می‌شوند!

با این حال، گوش "اوس‌محمود" بدهکار این حرف‌ها نیست و به عنوان یک ایرانی باورمند و انسان دوست، دست از تلاش برای تشویق دلسوزان و فرزانگان وطن جهت ایجاد آگاهی و روشنگری و اصلاح کشور برنمی‌دارد و پیوسته از مردم و پابرهنه‌ها و زحمتکشان و نادارها و رنج‌ها و زخم‌های اهالی فرهیخته هنر و قلم و بی‌عدالتی‌ها و فقر مادی و فرهنگی رو به افزایش ملی می‌گوید و می‌نویسد.

کوشش‌های او و چند تنی مانند وی، یادآور فداکاری "ریزعلی" همان دهقان فداکار ملی است که خود را در مقابل قطار در حال سقوط انداخت و با برافروختن آتش با تن‌پوش خود کوشید تا جلوی نابودی قطار و مرگ و جراحت مسافرانش را بگیرد.

اوس‌محمودهای امروز همان ریزعلی‌های دیروزند که برای نجات کشور می‌کوشند، اما مسافران واگن یک و وابستگان و عواملشان، آن‌ها را نادیده می‌انگارند و دیگران هم تصور می‌کنند، این افراد فداکار در حال اجرای نمایش‌اند!

در حالی که اوس‌محمودها و ریزعلی‌ها برای روشنگری راه و حرکت قطار، آتش بیداری و هوشیاری به جام و تن‌پوش خود زده‌اند.

آیا فداکاری‌های آن‌ها، مانع سقوط و تصادم قطار مشدی ممدلی کشور از روی ریل‌های انحراف و ایستایی و صخره‌های کجرویی خواهد شد یا اربابان قطارنشین از روی آنها و همه چیز و تماشاگران رنجبر و مبهوت و فقرزده دو سوی ریل، خواهند گذشت؟

فردا نزدیک است!