هما روستا دو بازگشت تعیین‌کننده به ایران داشت؛ اول بار زمانی که ۲۶ ساله بود و بعد از دو دهه دوری از میهن، تصمیم گرفت به ایران بازگردد و در تئاتر آن زمان به فعالیت بپردازد و بازگشت دیگرش سال ۱۳۹۴ رقم خورد؛ زمانی که پیکر بی‌جانش به کشور بازگردانده شد تا در آغوش ایران آرام بگیرد.

هما روستا

به گزارش ایسنا، امروز، چهارم مهر ماه سالروز تولد و درگذشت هما روستاست؛ هنرمندی که چهارم مهر ۱۳۲۳ زاده شد و ۷۱ سال بعد در همان روز با زندگی و همه زیبایی‌ها و زشتی‌هایش خداحافظی کرد.

شاید نخستین بازگشت هما روستا به ایران، اتفاقی غریب باشد. هرچند در زمان جوانی او، بسیاری از نخستین جوانان ایرانی که در فرنگ تحصیل کرده بودند، بعد از پایان تحصیلات به ایران بازمی‌گشتند، کسانی چون حمید سمندریان، داود رشیدی، علی رفیعی، پری صابری و ... همه جزو تحصیل‌کردگانی بودند که به کشور بازگشتند و تئاتر نوین ایران را بنا نهادند ولی شرایط هما روستا متفاوت بود.

او در سال‌های آغازین کودکی به خانواده‌ای سپرده شد تا این دختر کوچک را که پدری سیاسی داشت، به پدرش برسانند. سفری طولانی مدت و با دشواری‌های بسیار، آن هم برای دخترکی که هنوز به سن مدرسه نرسیده بود.

با این همه، همین که چشمش به دیدار پدر روشن شد، گویی همه آن دشواری‌ها به شوقی بزرگ مبدل شد و او باقی‌مانده دوران کودکی و نوجوانی و سال‌های آغازین جوانی را نیز در کشورهایی چون روسیه و رومانی سپری کرد.

اما دخترک زیبا همیشه رام و مطیع نبود. او دوستدار هنر بود؛ آنچه که پدرش هیچ آن را خوش نمی‌داشت و سرانجام بعد از بحث و مجادلات بسیار راضی شد که در کشوری دیگر تحصیل کند.

دختر جوان بعد از تحصیل در رشته‌ای غیر هنری، به علاقه‌اش رسید و مدتی بعد هم هوای ایران به سرش زد. خودش هم درست نمی‌دانست چه چیزی او را دوباره به ایران فراخواند. با این حال وقتی در ۲۶ سالگی به کشور بازگشت، باز هم شرایط چندان ساده نبود. فارسی را با لهجه صحبت می‌کرد و چندان هم به فرهنگ ایرانی آشنایی نداشت ولی ماند و کار کرد و سختی‌ها را به جان خرید تا یکی از هنرمندان ماندگار ایران زمین شد.

IMG 5497 1

بعد از ازدواج با حمید سمندریان، هنرمند و استادی که از او به عنوان یکی از بزرگ‌ترین استادان بازیگری ایران یاد می‌شود، در بسیاری از نمایش‌های او نقش‌آفرینی کرد اما اواخر دهه ۵۰، ممنوعیت فعالیت تعدادی از هنرمندان از جمله حمید سمندریان، زندگی، سختی دیگری پیش‌روی او گذاشت. این بار با راه‌اندازی رستورانی با همراهی کسانی چون همسرش حمید سمندریان، احمد آقالو، حمید لبخنده و تعدادی دیگر راهی تازه برای گذران زندگی یافتند. اما این رستوران بیش از آنکه محلی برای سرو غذا باشد، مجالی بود برای دورهمی و گفتگو درباره تئاتر. مشتریان رستوران اغلب دوستان این زوج هنری و هنرمندان بودند و در آن بحث‌های هنری می‌کردند.

رستوران هم عمری نه چندان بلند داشت و سرانجام با برخی تغییر و تحولات، زمینه‌ای برای فعالیت دوباره آنان در تئاتر فراهم شد.

هما روستا

هما روستا با وجود زیبایی چهره و توانمندی هنری خود، بازیگری گزیده‌کار بود. او در آثار متعددی بازی نکرد ولی عموم نقش آفرینی‌هایش چه در تئاتر و چه در سینما و تلویزیون، به خاطره‌ای ماندگار در ذهن مردم تبدیل شد.

زندگی در هر مقطع، دشواری خاصی برای او رقم زد و آخرین سال‌های زندگی‌اش هم تلخی بیماری خود و همسرش را به کام او ریخت؛ ابتدا بیماری او مشخص شد که در مقطعی، کنترل شد اما بعد از درگذشت حمید سمندریان در تیر سال ۱۳۹۱ بار دیگر بیماری سخت بر جان هما روستا نشست.

او دوباره راهی سفری دور شد، این بار برای درمان که البته افاقه نکرد و سرانجام چهارم مهر ۱۳۹۴ در بیمارستانی در آمریکا و همراه با لالایی مادرش، چشم از جهان فروبست و دوباره به ایران بازگشت تا در همین خاک و در کنار همسرش به آرامش برسد.

حالا ۱۱ سال از آن روزی می‌گذرد که هنرمندان و دوستداران این زوج هنری، هما روستا را به حمید سمندریان سپردند تا در جهانی دیگر در کنارش باشد.