بانیفیلم: «آبی دوردست» انیمیشنی کوتاه از امیر هوشنگ معین فیلمساز ایرانی مقیم فرانسه است که در بخش مسابقه فیلمهای کوتاه جشنواره ونیز امسال حضور دارد.
«آبی دوردست» پنجمین کار معین است که ساختههای پیشین او موفقیتهایی هم در فستیوالها کسب کرده است.
به دلیل حضور «آبی دوردست» بخش مسابقه فیلمهای کوتاه جشنواره ونیز، خبرنگار بانیفیلم، گفتوگوی کوتاهی با این فیلمساز انجام داده که میخوانید:
*داستان فیلم شما چیست؟
-ماهیگیری که کشور خود را ترک کرده تا به دور از جنگ، زندگی جدیدی بسازد، متوجه میشود که حتی در دورترین نقطه دنیا، روی دریا هم، گذشتهاش او را رها نمیکند. دیدن تصاویر جنگهای در حال گسترش در جهان، او را به مرز ناامیدی محض میکشاند و شیرجهای عمیق به دریا میزند؛ شاید آنجا، به دنبال دلیلی برای ادامه زندگی پیدا کند…
*ایده اولیه فیلم از کجا میآید؟
- از یک اتفاق شخصی و ساده آغاز شد؛ روزی دندان دردی شدیدی داشتم که در ظاهر کاملاً سالم به نظر میرسید، اما از درون در حال پوسیدن بود. همین تجربه مرا به این فکر واداشت که بسیاری از مواقع، ما متوجه فرسایشهای تدریجی و پنهان درون خود و اطرافمان نمیشویم. همه چیز به آرامی و بیصدا پیش میرود؛ آنقدر آرام که شاید حتی متوجه تغییرات نشویم، تا اینکه یک روز، بر اثر اتفاقی به ظاهر ساده، همهچیز خود را آشکار میکند؛ زمانی که شاید دیگر برای جلوگیری از آنچه اتفاق افتاده، دیر شده باشد. برای من، این دندان در واقع استعارهای از زخمهای درونی است که هرازگاهی خود را آشکار میکنند؛ زخمهایی که در ظاهر آرام و پنهاناند، اما در درون، آرام آرام ما را فرسوده میکنند. زخمهایی که انسان مهاجر با خود حمل می کند.
مهاجرت مقولهای تازه نیست. انسانها برای یافتن امنیت، زندگی بهتر یا آیندهای متفاوت، سرزمین و خانه خود را ترک کردهاند، مفهوم بریدن از جایی و کسانی که به آنها تعلق دارد، و در عین حال دلتنگ بودن برای خانه و میهن، گویی به یک کهن الگو تبدیل شده و در حافظه جمعی ما نهادینه شده است. با این حال، مهاجرت در جهان امروز شکل و پیچیدگی تازهای پیدا کرده است. انسان معاصر گویی بیش از همیشه از ریشههای خود فاصله گرفته و در جستوجویی دائمی برای یافتن جایی است که بتواند در آن مأمنی پیدا کند. اما گاهی حتی وقتی به آن نقطه میرسیم، متوجه میشویم که مأمن نیز چیزی ثابت و قطعی نیست؛ گویی درست در لحظهای که به آن نزدیک میشویم، دوباره در آبهای دوردست محو میشود و از دسترس ما فاصله میگیرد.
*بنابراین ماجرای فیلم از تجربه شخصی میآید؟
-این انیمیشن در عین حال برای من یک فیلم کاملاً شخصی است و به نوعی مرثیهای برای برادر مرحومم نیز محسوب میشود؛ برادری که در طول ساخت این فیلم از دست دادم. اگرچه ساختار اصلی فیلمنامه و مسیر داستان پیش از این اتفاق شکل گرفته بود، اما از دست دادن او باعث شد فیلم معنای دیگری برای من پیدا کند. ساختن این فیلم به تدریج به راهی برای مواجهه با فقدان و سوگواری تبدیل شد؛ راهی برای ادامه دادن، فکر کردن و شاید پذیرفتن چیزی که در دنیای واقعی امکان بازگشتش وجود ندارد. در دنیای فیلمها، انسانها گاهی میتوانند از دنیای مردگان بازگردند، اما در دنیای واقعی چنین امکانی وجود ندارد.
*در مورد مسیر هنری خودتان بگویید، چی شد که به فرانسه آمدید؟
-پس از اتمام انیمیشن «گرگم و گله میبرم» و موفقیت آن در فستیوالهای مختلف، برای ادامه مسیر حرفهای و تجربه شکلهای تازهای از تولید انیمیشن، در قالب یک اقامت هنری به فرانسه نقل مکان کردم و نوشتن پروژه جدیدم را آغاز کردم. بدون شک تجربه چند سال زندگی در فرانسه، تأثیر عمیقی بر شکلگیری این پروژه گذاشت و نگاه من را نسبت به داستان و شخصیتهای آن تغییر داد. این فیلم پنجمین تجربه من در ساخت انیمیشن کوتاه است؛ مسیری که طی چند سال گذشته با مواجهه با چالشهای مختلف طی کردهام و امیدوارم بتوانم آن را همچنان ادامه دهم و در هر قدم، تواناییها و مرزهای خود را بیشتر محک بزنم. برای من، ساخت هر فیلم آغاز یک چالش تازه است؛ فرصتی برای تجربه کردن، یاد گرفتن و کشف چیزهایی که پیش از آن نمیشناختم. همانطور که جهان پیرامون ما در گذر زمان تغییر میکند، ما نیز ثابت نمیمانیم و نگاهمان به فیلمسازی دستخوش تغییر میشود.
ساخت «آبی دوردست» حدود سه سال، از شکلگیری ایده اولیه تا رسیدن به نسخه نهایی، به طول انجامید. این مسیر از همان ابتدا با همراهی استودیوی فرانسوی به نام ساکربلو پیش رفت؛ استودیویی که در سال ۲۰۲۵ موفق به دریافت جایزه اسکار شد. همکاری با این استودیو برای من تجربهای بسیار هیجانانگیز و در عین حال آموزنده بود و فرصتی فراهم کرد تا فیلم در بستری بینالمللی شکل بگیرد و نگاهها و تجربههای متفاوتی در روند تولید آن حضور داشته باشند.
شاید به همین دلیل «آبی دوردست» برای من فقط یک پروژه انیمیشنی نیست؛ بخشی از تجربه شخصی و مسیری است که در چند سال گذشته طی کردهام. فیلمی که ایدهاش از یک اتفاق کوچک و روزمره آغاز شد، در طول زمان با تجربههای بزرگتری همچون مهاجرت، تغییر، فقدان و سوگ پیوند خورد و در نهایت به اثری تبدیل شد که برای من معنایی بسیار شخصیتر از آنچه در آغاز تصور میکردم پیدا کرده است.
گفتنیست که جشنواره ونیز از امروز چهارشنبه دوم سپتامبر کار خود را آغاز میکند.
