در میان نسل هنرمندان نوگرای ایران، کمتر کسی مثل محسن وزیری‌مقدم توانست ازدل یکی از ساده‌ترین مواد طبیعت، یعنی شن و ماسه، زبانی تازه برای نقاشی انتزاعیخلق کند؛ زبانی که او را به تنها نقاش ایرانی تبدیل کرد که موزه هنرهای مدرن نیویورک(MOMA) اثری از او را بی‌واسطه خریداری کرد.

به گزارش ایسنا، وزیری‌مقدم در طول یک عمر فعالیت هنری، هیچ‌گاه در یک تکنیکثابت متوقف نمانداز تأثیرپذیری نخستین از امپرسیونیست‌ها تا کشف شن به‌عنوانابزار خلق اثر، و سپس ساخت مجسمه‌های چوبی متحرکی که مخاطب را به بخشی ازاثر تبدیل می‌کردند، همگی مسیر جست‌وجوی مداوم او برای رسیدن به شکل تازه‌ای ازبیان بود.

محسن وزیری‌مقدم پنجم خرداد ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمدآشنایی و علاقه‌اش بهنقاشی به سال‌های آمدنش به تهران و در مسیر مدرسه شکل گرفتدر خاطراتشنخستین مواجه‌اش با طراحی را اینگونه روایت کرده است: «یک روز در راه مدرسهچشمم به یک کارگاه نقاشی افتاد که چند چهره سیاه‌قلم به دیوارهایش نصب شدهبودعصرها بعد از مدرسه برای تماشای نقاشی‌ها به آن سوی خیابان میرفتم و ازپشت شیشه چهره‌هایی را که نقاشی شده بود، نگاه می‌کردمیک روز متوجه شدمنقاش سرگرم سایه زدن چشم و ابروی نقاشی شده است ... نمی‌دانم چرا خوشم آمدکه من هم آن کار را تجربه کنمتا آن روز نه نقاشی دیده بودم و نه از کاری که آنهنرمند می‌کرد، سررشته‌ای داشتم

نقاشی را جسته و گریخته در دوران نوجوانی و سال‌های مدرسه ادامه داد و در نهایتهم در سال ۱۳۲۲ در آزمون ورودی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفتهشددوران دانشگاه برایش سال‌های مشکلات مالی و دست‌وپنجه نرم کردن براییادگرفتن اصول اولیه و آکادمیک نقاشی بودشاگرد اول دانشکده اما همانند بسیاریاز هم‌نسلانش، در این دوره تحت تأثیر امپرسیونیست‌ها قرار گرفت.

وزیری‌مقدم با دیدن چند تصویر از نقاشی‌های روز اروپا، شیفته هنرمندانامپرسیونیست شد: «دیدن صورت گوش‌بریده ون‌گوگ، منظره‌های پیسارو و مونه ونقاشی‌های سزان و گوگن سخت تکانم داداز آن پس آنها استادان من شدند

 اما نقطه‌عطف زندگی هنری او، سفر به ایتالیا بود؛ در مرداد ۱۳۳۴ راهی رم شد و تا۱۳۴۲ در آکادمی هنرهای زیبای این شهر به تحصیل و فعالیت هنری پرداختاز سالنخست تحصیل در رم آنقدر مورد توجه استادانش قرار گرفت که در سال دوم به دلیلپیشرفت‌هایی که کرده بود و نقدی که یکی از استادانش برای او نوشته بود، توانستبورسیه رسمی دولت ایتالیا را برای ادامه تحصیل دریافت کند.

در دوران تحصیل در ایتالیا نمایشگاه‌های متعددی را برگزار کرد  و برنده دیپلم افتخار وجام هنر، جایزه نخست وزیر ایتالیا برای اثر «ریتم تورهای ماهیگیری روی نهر» شد؛اثری که هم‌اکنون در مجموعه کاخ نخست‌وزیری ایتالیا نگهداری می‌شود.

اما آنچه سبک شخصی وزیری‌مقدم را متمایز کرد، اتفاقی ساده در سال ۱۳۳۹ بود؛روزی که در ساحل دریاچه‌ آلبانو نزدیک رم، هنگام بازی با ماسه‌ها، حرکت انگشتانشروی شن‌های سیاه و ردی که بر جا می‌گذاشتند، او را مسحور کرداز دل همین کشفساده، تکنیک «شن‌نگاری» او متولد شد؛ آثاری که با ترکیب ماسه‌های قهوه‌ای، مشکیو روشن روی بوم و با حرکات سریع دست خلق می‌شدند و بعدها به یکی ازشاخص‌ترین رویکردهای منحصربه‌فرد در نقاشی انتزاعی ایران بدل شد.

او آن روز به‌خصوص را اینگونه روایت کرده است: «روزی با جمعی از هم‌کلاسی‌هایسابقم برای شنا به دریاچه آلبانو، نزدیک رم، رفته بودیمساحل این دریاچه پوشیده ازماسه‌های سیاه بود ... در حالی که داشتم با ماسه بازی می‌کردم، اثر انگشتانم رویماسه و تضاد رنگ سیاه ماسه و پوست بدن، مرا به فکر فرو بردآنچه را از گفته‌هایاستادم در ذهن داشتم، در آنجا مشاهده کردم؛ ماده، حرکت و اثری که از ما به جامی‌ماندبلافاصله خاک‌بازی دوران کودکی‌ام را به خاطر آوردمخراش خاک با انگشتیادآور تلاشی است که نیاکانمان هزاران سال پیش برای کندن زمین با پنجه‌هایشان بهکار برده‌اند ... کمی ماسه در کسیه ریختم و با خودم به رم بردمماسه را کف اتاقمریختمبا انگشت شیارهایی روی آن پدید آوردم؛ فرم‌هایی گاه زیبا و گاه تکان‌دهندهایجاد می‌شداز آن به بعد ابزار کارم تغییر کرد؛ به جای قلمو از انگشت استفادهمی‌کردم و به جای رنگ ماسه به کار می‌بردم

آن سال‌ها اوج فعالیت هنری او به شمار می‌رفتبخش زیادی از آثار شنی او در همیندوران خلق شدند و برای نخستین بار در گالری نومرو در رم و سپس در یک گالری دیگردر مونیخ به نمایش گذاشته شدند و به مرور در نمایشگاه‌های بیشتری در اروپا ارائهشدند.

با وجود اینکه روزهای خوش او در اروپا از راه رسیده بود، وزیری‌مقدم تصمیم گرفتشیرینی موفقیتش را به ایران برگرداند و با سودای تدریس با هنرآموزان جوان، به وطنبازگشت.  پس از بازگشت به ایران، فعالیت آموزشی گسترده‌ای هم آغاز کرداو درسال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۵ ریاست دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را برعهدهداشت و سال‌ها در این دانشکده و دانشکده هنرهای تزیینی، طراحی و نقاشی تدریسکرداو درباره‌ نگاهش به آموزش هنر گفته بود که نمی‌خواهد شاگردانش شبیه اوباشند، بلکه می‌خواهد راه پرواز در هنر را به آن‌ها بیاموزد.

او گفته بود: «از آنجا که خودم در دوران تحصیل در دانشکده هنرهای زیبا از نبودآموزش درست صدمه دیده بودم، هر چه را یاد گرفته و تجربه کرده بودم در اختیارهنرجویان می‌گذاشتماین روش را بعدها در مدت سیزده سالی که در دانشکده‌هایهنری تهران آموزش می‌دادم، دنبال کردم

وزیری‌مقدم علاوه بر نقاشی شن‌نگاری، به خلق مجسمه‌های چوبیِ مفصلی و متحرکهم شهرت داشت؛ آثاری که برخلاف مجسمه‌های ایستا، به مخاطب امکان می‌داد با اثرهنری تعامل مستقیم داشته باشد؛ رویکردی که در زمان خودش نوآورانه به‌شمارمی‌رفتدر سال ۱۳۵۰، نمایشگاهی از مجموعه آثار مفصلی او در تهران برکزار شد که بااستقبال زیادی نیز همراه شده بود.

پیش از او هنرمندان دیگری همچون کالدر و تینگلی مجسمه‌های متحرک ساختهبودند، اما عامل حرکت در مجسمه‌های آنها عواملی همچون باد، الکتریسیته یا آهن‌ربابود؛ این در حالی است که مجسمه‌های وزیری‌مقدم، توسط مخاطب اثر حرکت دادهمی‌شد تا به این روش بازدیدکننده بتواند خودش را به عنوان بخشی از آن اثر هنریتصور کند.

وزیری‌مقدم در سال‌های بعد از انقلاب میان ایران و ایتالیا در رفت‌وآمد بود و همزماندر هر دو کشور فعالیت‌های هنری و برگزاری نمایشگاه‌هایش را ادامه می‌داد.

او در ادامه سال‌های بعدی زندگی خود را اغلب در رم گذراند که درباره آن گفته بود: «تلاش می‌کنم به پژوهش‌های هنری‌ام ادامه دهم و نتیجه آن آثاری هستند که درطول این سال‌ها آفریده و در خانه‌ام نگهداری می‌کنمبسیاری از این آثار تاکنون بهنمایش درنیامده‌اند

محسن وزیری‌مقدم صبح ۱۶ شهریور ۱۳۹۷، پس از دو سال مبارزه با بیماری سرطانروده، در خانه‌اش در رم درگذشت؛ او آن زمان ۹۴ سال داشت.

* در نگارش این گزارش از اطلاعات و خاطرات کتاب «یادمانده‌ها»، زندگی‌نامه خودنوشت محسن وزیری مقدم استفاده شده است.