تهیه کننده هامون و اجاره نشین‌ها با اشاره به تجربه همکاری با داریوش مهرجویی می‌گوید: او هنرمند به معنای واقعی بود؛ سکانس آشتی دو برادر را در اجاره نشین‌ها بارها تکرار کرد. سکانس‌های انفجار آینه و تلفن در دست اکبر عبدی هم بدون بدلکار فیلمبرداری کردیم.

به کزارش ایرنا. تهیه‌کنندگان نقشی مهم در تولید آثار سینمایی داشته و دارند؛ فارغ از آنکه امروز تهیه‌کنندگی بیشتر به سرمایه‌آوری برای تولید تبدیل شده اما در تاریخ سینمای ایران، پشت آثار ماندگار، یک تهیه‌کننده حضور داشته است. هارون یشایایی یکی از این تهیه‌کنندگان است.

او که در کارنامه کاری خود سابقه مبارزه سیاسی هم دارد عامل تولید فیلم‌هایی چون اجاره نشین‌ها، هامون، ناخدا خورشید، کیمیا و... محسوب می‌شود. برای بررسی زندگی هنری این تهیه کننده ۹۱ ساله، به گفت‌وگو با او نشستیم؛ آنچه می‌بینید و می‌خوانید شرح تجربه این تهیه کننده سینما است که در ادامه می‌آید.

هارون یشایایی

*برای شروع بفرمایید چطور با سینما آشنا شدید؟

-من زندگی‌ام را با سینما آغاز کردم و به جز آن کار دیگری نکردم. البته این کار مقدماتی داشت. نخست به کارهای ابتدایی سینما پرداختم و سپس جزء حرفه ای‌های سینما شدم.

*وضع زندگی‌تان چطور بود؟ آیا خانواده شما به کار سینما علاقمند بودند؟

-آنها اصلا کاری به این کارها نداشتند و در یک فاز دیگری بودند. ما یک خانواده یهودی بودیم که پدرم فوت کرده بود و مادرم هم کاری به این کارها نداشت.

^چه سنی وارد عرصه سینما شدید؟

-من از ۲۰ سالگی وارد کار حرفه ای سینما شدم. البته مستقل نبودم و با دیگران کار می کردم.

*در خانواده تان فقط شما درس خواندید؟

-خیر. همه درس خواندند. منتهی من اولین نفری بودم که لیسانس گرفتم. دوره ابتدایی و متوسطه را همه خوانده بودند.

*در دبیرستان با بیژن جزنی آشنا شدید و مبارزاتی را هم علیه حکومت وقت داشتید؟

-بله. آن زمان گروه های مبارز در اشکال و عقاید مختلف بودند. مثلا جبهه ملی گروه و طرفداران خودش را داشت. حزب توده هم همین طور. احزاب مستقل دیگری هم بودند. آن دوره یک دوره سخت مبارزاتی، البته نه به معنای درگیری های فیزیکی، بلکه به صورت مبارزات فکری بین گروه های مختلف بود.

*گرایش فکری شما در آن دوره به کمک سمت بود؟ بیشتر طرفدار دکتر مصدق بودید؟

-به طور کلی آن دوره، دوره مصدق بود. من تمایلات جبهه ملی داشتم و عضو فعال آن بودم.

*در این راه محاکمه و زندان هم شدید؟

-بله.

*ظاهرا دوستی عمیقی با بیژن جزنی داشتید. جایی گفته بودید بدترین خاطره عمرم اعدام آقای جزنی بود؟

-بله، یکی از بدترین لحظات و خاطرات عمر من بود. من با آقای جزنی هم مدرسه‌ای بودم در مدرسه ۱۵ بهمن. از دوران نوجوانی همدیگر را می شناختیم و روابط ما به روابط خانوادگی منجر شده بود. می توانم بگویم که رابطه دوستی‌مان به یک رابطه رفیقانه تبدیل شده بود و تا پایان صمیمانه بود.

*با ایشان فعالیت فیلمسازی هم داشتید؟

-بله، فیلم‌های مشترک تبلیغاتی می‌ساختیم. ما شرکت فیلمسازی فعال داشتیم. ابتدا اسم آن تبلیغ فیلم بود که به پخشیران عوض شد.

*اوضاع شرکت از نظر مالی چطور بود؟

-در حد و حدود خودش خوب بود. در حد یک شرکت تبلیغاتی-سینمایی فعال بود. ولی نه به اندازه شرکت‌هایی که در سایر زمینه ها فعالیت می کردند.

*صرفا برای فیلم ها تیزرهای تبلیغاتی می ساختید یا برای کالاهای دیگر هم این کار را می‌کردید؟

-عمدتا برای فیلم‌های سینمایی. یکی دو فیلم سینمایی هم ساختیم. مهم این بود که ما وارد این حرفه شده بودیم و به هر پیشنهادی که در این زمینه می رسید عمل می‌کردیم. راه بسته و مشخصی را طی نمی‌کردیم و سعی می کردیم در یک مسیر بسته حرکت نکنیم. البته هنوز هم همین طور عمل می کنم.

*چطور شد که شرکت شما توسعه پیدا کرد و تغییر نام داد؟

-وقتی کار ما گرفت شرکای تازه‌ای پیدا کردیم و همین باعث تغییر نام ما شد. تا آن موقع شرکت بین من و چند نفر از دوستانم محدود بود. بعدا اما یک گروهی پیدا شد که یکی دو خارجی هم بین آنها بود. یکی از آنها آقایی به نام فنزی بود. این ها فعالیت گسترده ای را پیش پای ما گذاشتند و ما وارد دوره تازه ای در فعالیت کاری مان شدیم.

*کار بین المللی هم داشتید؟

-بله. دوست خارجی ما آقای فنزی فرانسوی بود. ما با سینمای فرانسه ارتباط پیدا کریم و تا این اواخر هم با آنها ارتباط داشتیم. خودم گاهی به فرانسه می‌رفتم و ارتباط کاری با سینمای این کشور برقرار بود.

*دستگیری آقای جزنی چه تاثیری روی فعالیت شرکت شما داشت؟

-آقای جزنی را یک دفعه نگرفتند. قبل از این که بیژن را به تنهایی بگیرند من و او را دستگیر کردند و ما با هم حدود یک سال و نیم در زندان بودیم. دستگیری بیژن تاثیر مشهودی روی کار شرکت نداشت و شرکت فعالیت خود را می‌کرد. این دستگیری باعث تعطیلی یا ضربه خوردن شرکت نشد. البته ساواک برای مدتی یک نفر به نام مهندس کیایی را به عنوان سرپرست شرکت گذاشت که بر کارها نظارت می‌کرد ولی مداخله‌ای در کار ما نمی‌کرد و بعد از مدتی هم آقای کیایی رفت و ما مشکلی نداشتیم.

*زمانی که بیژن را اعدام کردند فعالیت شرکت چطور ادامه پیدا کرد؟

-خوب است کلمه اعدام را درباره بیژن به کار نبریم. چون بیژن را کُشتند. بعد از کشته شدن او ما منفعل شده بودیم ولی رفته رفته بر این قضیه غلبه کردیم. وجود بیژن در بین ما بی نهایت موثر بود. بیژن را از پشت زدند و کشتند. بچه ها هم از زمانی که بیژن داشت می رفت و او را از پشت با تیر زده بودند عکس گرفته بودند.

*بیژن توده ای بود؟

-آن زمان همه توده ای بودند. چون چیز دیگری نبود. جبهه ملی هم هنوز شکل نگرفته بود. این حزب توده بود که تشکیلات و سازمان و فعالیت داشت. حزب توده تجارب کشورهای کمونیستی را داشت که دیگران نداشتند. تا مدت ها این طور بود. بعدها گروه های دیگر آمدند و فعالیت های حزب توده به تدریج از بین رفت و جبهه ملی به شدت فعال شد. جبهه ملی شخصیت های شناخته شده و معتبری داشت. اما حزب توده شخصیت شناخته شده و مردمی نداشت.

*از فعالیت‌های ضد حکومت شاه بگذریم. شما در همان شرکت تبلیغاتی تان با آقای عباس کیارستمی و آقای علی حاتمی هم کار می کردید؟

-این مربوط به اواخر کارمان بود. آقای حاتمی خودش یک شرکت تبلیغاتی داشت که منحل شد. آمدن او پیش ما و فعالیت مشترکمان مربوط به اواخر کار ما بود. این شرکت هنوز هم هست و پسرم دارد آنجا را اداره می‌کند.

*مکان فعالیت شما کجا بود؟

-ابتدا در ساختمانی به نام ساختمان علمی بودیم و بعد به جاهای دیگر رفتیم.

*شرکت پخشیران را قبل از انقلاب تشکیل دادید یا بعد از آن؟

-قبل از انقلاب.

پشت صحنه اجاره نشینها

*چه فیلم هایی را در آن پخش کردید؟ مهمترین آنها کدام بود؟

-اجاره نشین ها. بیشتر فیلم‌ها از طریق ما پخش می شد. اگر مراجعه کنید کارنامه ما موجود است. شرکت ما ۱۵ فیلم ساخت که همه آنها اسم و نشان دارند و به عنوان فیلم های صاحب نام مطرح هستند. بعضی از آنها هنوز هم در سینماهای کشور اکران می شوند.

*چه شد که به اجاره‌نشین‌ها رسیدید؟ چه عاملی شما را به این سمت کشاند که تهیه کننده آن باشید؟

-آقای مهندس کیایی نماینده وزارت ارشاد و یک عنصر دولتی بود که به ما اضافه شده بود با امکاناتی که داشت. آن موقع اینطوری نبود که چون مهندس کیایی دولتی است، دولت در کارهای ما مداخله کند، امکانات می‌داد و یا ما گاهی می‌گفتیم دولتی هستیم که مانع ما نشوند. البته امکانات هم در اختیار ما نمی‌گذاشت و رابطه‌ها آن زمان فرق می‌کرد. الان هم البته همین جوری است و هنوز هم ارتباط داریم.

*چه عاملی باعث شد که فیلمنامه اجاره‌نشین‌ها را پسندیدید؟

-من کارم همین بود. فیلمنامه ها و سناریو ها را می‌آوردند و می‌خواندم و درباره آنها نظر می دادم. شیوه کار من تا همین الان که فیلم می‌سازم همین است. قصه را می‌خوانم در حالی که هنوز تبدیل به سناریو نشده است. قصه را باید می خواندم تا بتوانم تصمیم بگیرم که به فیلم ورود پیدا کنم یا خیر. بالاخره باید سرمایه گذاری می کردم و بی مطالعه نباید این کار را می کردم. ما شریک و سرمایه گذار پیدا می کردیم.

*نکته مهم این است که علاقه شما به ادبیات باعث شده بود که انتخابگر بشوید، این شاید یکی از تفاوت‌های تهیه‌کنندگان در دوره شما با تهیه‌کنندگان امروزی که خیلی از آنها را نمی‌شناسیم این است که شما انتخابگر بودید و حتی گاهی پیشنهاد می‌دادید و صرفاً سرمایه‌آور نبودید. چرا تهیه‌کنندگی آن موقع با چیزی که امروز می‌بینیم متفاوت بود؟

-اشکالی که الان وجود دارد دولتی شدن سینماست. سینما کلا دولتی شده و بخش خصوصی در آن نقشی ندارد. شاید یکی از دلایلش این باشد که سینما خیلی پرهزینه شده است. با هزینه کم نمی شود سینما را اداره کرد. یک علت دیگر هم که البته حق هم است این است که دستمزدها خیلی زیاد شده. البته من به بازیگران حق می دهم و انتقادی به آن ها ندارم. کسی که مثلا دوسال پیش از خود ما برای پنج روز ۳۰ هزار تومان گرفته است الان ۳۰۰ هزار تومان می خواهد.

*برای اجاره‌نشین‌ها سرمایه‌گذار خصوصی هم داشتید یا نه؟

-خودمان سرمایه گذار بودیم. شرکت ما آن موقع یک شرکت پولدار بود و شریک فرانسوی هم داشتیم. اجاره نشین ها با سرمایه خصوصی خودمان ساخته شد.

*یادتان هست آن زمان چقدر هزینه کردید؟

-حدوداً ۳۰ میلیون تومان.

*دستمزدها آن زمان چطور بود؟ اکبر عبدی آن زمان چقدر بابت بازی در آن فیلم گرفت؟ قرارداد را چطور می‌بستند؟ در همان بدو ورود می‌گفتند که ما فلان مبلغ را می‌گیریم و بازی می‌کنیم؟

-خیر این طور نبود. متاسفانه عوامل سینما به حقشان نمی رسیدند. مثلا بازیگر نمی گفت من این مبلغ را می گیرم و بازی می کنم. صبر می کرد ببیند ما چقدر می خواهیم به او بدهیم. الان هر بازیگر درجه سه را هم بیاورید اولین چیزی که می گوید دستمزد است.البته این به حق و درست است. ولی آن موقع این قدر سفت و سخت نبود و کارها این قدر وسعت نداشت. الان به هر کس سلام کنی تا پول نگیرد جواب سلام را نمی‌دهد.

*بیشترین دستمزد را در اجاره نشین ها به چه کسی دادید؟

-شاید آقای عزت الله انتظامی بود. ولی الان یادم نیست.

*چه عاملی باعث شد که این فیلم با استقبال زیاد مخاطبین روبرو و پرفروش ترین فیلم سال شود؟

-در یک برهه ای از زمان تماشاچی از تلویزیون و وسایل نمایشی دیگر قطع امید می کند و به طرف سینما می آید. این خیلی مهم است. وقتی افراد سمت سینما می آیند شما در یک روز و در یک سالن حدود ۴۰ هزار تماشاچی می بینید. این موضوع قابل توجهی است. هنوز هم همین طور است و سینما خیلی مورد توجه است. پسر من الان در حال ساختن فیلمی با شرکاست که بیشتر در فضای خارج است. از مشکلات ما این است که تا می خواهیم یک جا کلید بزنیم و کاری را شروع کنیم یک لشکر تماشاچی دور ما جمع می شوند. جمعیت تهران هم زیاد شده است.

بعد از اجاره نشین ها ما یک سری واکنش داشتیم. مثلا آقای محسن مخملباف در سال ۱۳۶۶ در نامه ای به آقای محمد بهشتی رئیس وقت فارابی نوشت که اجاره نشین ها یک فیلم ضد انقلاب است و من می خواهم یک نارنجک به خود ببندم و بروم مهرجویی را بغل کنم و منفجرش کنم. اما با قرآن استخاره گرفتم و این کار را انجام ندادم!؟

شوخی کرده بود. اهل این کار نبود که نارنجک به خودش ببندد.

*مهرجویی چه ویژگی‌ای داشت؟

شما کار با ایشان را از اجاره‌نشین‌ها شروع کردید. مهرجویی چه نکته‌ای داشت که برای شما بعنوان یک تهیه کننده جذاب بود؟

-چیزی که در مورد مهرجویی به صراحت می‌توانم بگویم این است که او اولین و بزرگترین هنرپیشه سینمای ایران بوده و هست. ما بعد از مهرجویی کسی را مثل او نداشته‌ایم. مهرجویی از ابتدا هنرمند بود. شما نمی‌توانید کسی را هنرمند بکنید. شخص باید هنرمند باشد و شما این خصلت و صفت او را پرورش دهید و تقویت کنید. باید قابلیت یادگیری را داشته باشد.

*مهرجویی چه شاخصه خاصی در کارش داشت؟ در انتخاب بازیگرها در اجاره‌نشین‌ها چه چیزی برایش ملاک بود؟

-نه تنها مهرجویی، بلکه هر کارگردانی که باشد اولین چیزی را که در نظر می‌گیرد این است که بازیگر متناسب با نقشش انتخاب شود. این خیلی مشکل است. کارگردان آگاه کسی است که قابلیت تشخصیص این را داشته باشد که آیا بازیگری را که انتخاب می کند به درد کاراکتری که دارد می خورد یا خیر؟

*خاطره‌ای از سختگیری‌های آقای مهرجویی برای انتخاب بازیگر دارید؟ آیا بازیگری در اجاره‌نشین‌ها بود که بخواهد انتخاب کند و بعداً به دلیلی منصرف بشود؟ آیا بازیگری را در نظر گرفت که بعداً کلاً‌ کنسل بشود؟

-کارگردان بازیگر را برای فیلمش انتخاب می کند ولی اگر ببیند که جواب خواسته هایش را نمی دهد فیلمش را برای یک نفر خراب نمی کند. شما فکر کنید در یک فیلم ۱۰ بازیگر حضور دارند. اگر یکی از این ها به درد نخورد کارگردان باید او را عوض کند. او نمی‌تواند پروژه را برای یک نفر تعطیل کند. این کار ممکن است باعث دلخوری بعضی دیگر از بازیگران هم شود. اما چاره دیگری نیست.

آقای مهرجویی حسین سرشار را که انتخاب کرد، متناسب با فضای بازی نبود ولی بازیگر دیگری هم در دسترسش نبود. آقای سرشار نسبت به دیگران متفاوت بود.

آقای سرشار بیشتر آوازه‌خوان بود. امتیازی که داشت تن به موضوع می‌داد و اینطور نبود که بگوید من آوازه‌خوان هستم. حتی مهرجویی وقتی سر او داد زد و گفت چقدر حرف می‌زنی، قهر نمی‌کرد که چرا با من اینطوری رفتار کردند!

*داریوش مهرجویی سر صحنه با بازیگر رودربایستی نداشت؟ با بازیگر صریح بود؟

-می‌توانم بگویم یک رابطه مشخصی بین کارگردان و بازیگر وجود داشته و دارد. آقای مهرجویی آدم قابلی برای این کار بود و می‌دانست که چکار باید بکند.

*خاطره‌ای دارید که مثلاً یک سکانس را در اجاره‌نشین‌ها ۲۰ بار گرفته باشید؟

-بیست بار شاید نباشد، ولی یک سکانسی بود که دو تا برادر دعوایشان شده و خانم خیرآبادی جایی که دارند برای شام کباب درست می‌کنند، به بهانه سوئیچ دادن دست این دو برادر را در دست هم می‌گذارد. این سکانس‌ها که هنرپیشه حضور دارد و چهره‌اش و صورتش را می‌بینید، سخت است. این شرایط الان هم وجود دارد. یکسری سکانس‌ها هم هست که هنرپیشه حضور دارد، ولی در عین حال حضورش مشهود نیست. این خیلی آسانتر است.

*انتخاب آن ساختمان برای اجاره‌نشین‌ها و فضای آن موقع، این ساختمان چطوری انتخاب شد، خودتان ساختید یا از قبل بود؟

-این ساختمان بود، ولی ما برحسب نیازهایی که داشتیم آن را ساختیم که خیلی هم پرهزینه شد. یکی از کارهایی که در چهارطبقه این ساختمان انجام دادیم، برای اینکه بتوانیم فیلم بگیریم، نباید جایی باشد که می‌بستیم که دوربین برود. فکر کنید چقدر طول می‌کشد که تمام طبقات را ما مسدود کنیم که حتی نور هم وارد صحنه نشود و داخل ساختمان تاریک باشد.

*سکانس آخر که منبع آب سرریز می‌شود چطور اتفاق افتاد؟

-من باید اسم آقای محمدعلی کنی را بیاورم. ایشان مدیر پروژه بود و بسیار فرد فعال و پرکار و آدم باهوشی بود و هست. البته الان پیر شده و دیگر کار نمی‌کند. آدم مبتکری بود، جایی که اکبر عبدی جلوی آینه دارد خودش را می‌بیند و یک دفعه منفجر می‌شود کار آقای کنی بود؛ این کار سختی بود که در همان لحظه اتفاق می‌افتاد.

اکبر عبدی فریماه فرجامی رضا رویگری اجاره نشین ها داریوش مهرجویی 2 2

*آقای عبدی در آن صحنه بدل داشت؟

-خیر. خودش بود.

*حتی زمانی که تلفن عبدی در دست عبدی منفجر شد هم بدلی در کار نبود؟

-خیر. خود آقای عبدی بود.

*کلا در فیلم بدلکار نداشتید؟
-خیر.

*آب چطور از آن بالا در سکانس آخر سرازیر شد؟

-ما آن موقع خیلی پولدار بودیم. معروف بودیم به این که در فیلم هزینه می‌کردیم. صرفه‌جویی نمی‌کردیم که مثلاً یک کاری بکنیم که خرج کمتر و فیلم تمام بشود. دیدگاه ما این بود که کاری کنیم تا فیلم بهتر بشود حتی اگر هزینه بیشتری هم نیاز دارد. در هزینه کردن برای بهبود فیلم امساک نمی‌کردیم و این باعث می‌شد فیلم‌ها خوب درمی‌آمد. هنوز هم می‌گویند بهترین فیلم‌های تاریخ سینما، ۱۵ عدد فیلمی است که ما تهیه کرده‌ایم.

*در سکانس آخر آقای کنی چه تدبیری اندیشید؟ واقعاً آب را یکدفعه خالی کرد روی پله‌ها؟

-اولاً پله‌ها را بستند که آب نفوذ نکند که کار سخت و پرهزینه‌ای برای تهیه کننده شد. آب اصلاً نباید نفوذ می‌کرد والاّ کسی نمی‌توانست همراه آب بیاید. خرج کلانی کردند که پله‌ها را بستند که آب وقتی از بالا رها می‌شود به جایی نفوذ نکند. ضمناً چون ساختمان سه طبقه بود، بتدریج فشار آب کم می‌شد و باید در طبقه سوم دوباره تغذیه می‌شد که فشار آب ادامه داشته باشد. یعنی در طبقه سوم مجدداً روی پله‌ها کار شد. نمی‌شد با همان یک مرحله تمام کار انجام بشود. خود آقای مهرجویی هم خیلی زحمت کشید.

*بعد از این کار، رفتید سراغ هامون. یعنی از یک کار تقریباً طنز رفتید به سمت یک کار سخت و اجتماعی که یک مقدار تلخ هم بود، چه شد که به هامون رسیدید؟

-من باید سناریو را انتخاب می‌کردم. ما حاضر بودیم خرج کنیم و شخص دیگری خرج نمی‌کرد. شرکت ما تنها شرکتی بود که برای فیلم پول خرج می‌کرد. آنها هم تلاش می‌کردند رضایت ما را جلب کنند. در مورد انتخاب فیلمنامه هامون هم خود آقای مهرجویی فیلمنامه را انتخاب کرد.

*شما تنها تهیه کننده بخش خصوصی در آن زمان بودید؟

-بله. می‌شود گفت آن زمان بعد از ما بخش دولتی فعال بود. امروزه هم بخش دولتی در این زمینه فعال است. یکی از دلایل این امر هم این است که هزینه تهیه فیلم خیلی زیاد شده است و بخش خصوصی توان این هزینه را ندارد.

*وقتی شما فیلمنامه را خواندید، نکته‌ای در آن دیدید که بخواهید به آقای مهرجویی بگویید؟

-بله. به دلیل اینکه آقای مهرجویی و دیگران من را قبول داشتند. من رویه‌ام این بود که می‌گفتم بیایید با هم این متن را بخوانیم، اینطور نبودم که بگویم اجازه بدهید من سناریو را بخوانم. می‌گفتم بیایید با هم سناریو را بخوانیم، معمولاً هم با هم تبادل نظر داشتیم.

هامون داریوش مهرجویی خسرو شکیبایی حسین سرشار

*خسرو شکیبایی را آقای مهرجویی برای هامون انتخاب کرد، شما تئاتری که آقای شکیبایی بازی می‌کرد رفتید؟

-یک تئاتری بود که آقای شکیبایی بازی می‌کرد و آقای مهرجویی بعد از دیدن آقای شکیبایی در آن تئاتر بود که ایشان را برای بازی در فیلم هامون انتخاب کرد. من هم بودم. همانجا وقتی تئاتر تمام شد. نشستیم با هم یک صحبت‌هایی کردیم و بعد آقای مهرجویی با ایشان قرار گذاشت. آن زمان کارها اینقدر سخت نبود و به راحتی انجام می‌شد.

*فکر می‌کردید برای خسرو شکیبایی با هامون یک اتفاق ویژه بیفتد؟ چون شما یک فرد باسواد هستید و افراد را که می‌دیدید می‌توانستید حدس بزنید که چه قابلیت‌هایی دارند؟

-خسرو قابلیت‌های ویژه‌ای داشت و در این فیلم‌ هم تکه‌های شاهکاری دارد. تکه‌ای که در بیابان می‌رود، کار خود خسرو است و کسی به او نگفت چکار کند.

*هامون که اکران شد، گروه‌های مختلفی به آن حمله کردند. مثلاً شهید آوینی که آن موقع یکی از چهره‌های عرصة سینما بودند، نقد تندی به فیلم هامون داشتند، آیا فشاری وجود داشت که اکران هامون مفصل نباشد؟

-اگر بخواهیم توضیح روشنی بدهیم، آنها در حاکمیت به معنای وزارت ارشاد، حضور و نفوذ داشتند که بتوانند این کارها را بکنند و جلوی بعضی کارها را بگیرند. ما هم نفوذی داشتیم که اجازه ندهیم آنها مانع کارمان بشوند. یعنی یک رقابت پنهان در وزارت ارشاد وجود داشت که سعی می‌کرد هامون را متوقف کند و ما هم سعی می‌کردیم این اتفاق نیفتد.

*از اکران و فروش هامون راضی بودید؟

-شرکت ما، یک شرکت سرمایه‌گذار بود. برای ما این مطرح نبود که این فیلم فروش دارد یا نه. فیلم بعدی جبران می‌کرد. ما فیلمساز بودیم، ۱۵تا فیلم ساختیم.

*یعنی فیلم را برای اینکه حتماً بفروشد و پول عجیب و غریبی نصیب شما بشود نمی‌ساختید؟

-خیر. ما وقتی فیلم را انتخاب می‌کردیم، البته توجه به گیشه هم داشتیم ولی مهم این بود که تماشاچی از فیلم راضی باشد. نمی‌خواستیم تماشاچی را گول بزنیم. من خودم آن زمان که بیشتر حوصله داشتم، شیوه کارم به این صورت بود که وقتی فیلم تمام می‌شد، بعنوان یک تماشاچی می‌آمدم بیرون و نظر دیگر تماشاچی‌ها را جویا می‌شدم. نظر تماشاچی را در بیشتر سانس‌ها سؤال می‌کردم.

*هامون آخرین کار شما با آقای مهرجویی بود. چرا همکاری شما ادامه پیدا نکرد؟

-خسته شدیم، مهرجویی هم کار مهمی انجام نداد. مخصوصاً هنرپیشه‌ها و کارگردان‌ها یک دوره‌ای دارند و تمام می‌شود. چیزی که در مورد هامون خیلی مهم است و این فیلم را فیلم کرده است، و تا امروز هم به هرکس بگویید فیلم سینمایی خوب کدام است می‌گوید هامون، به نظرم به دلیل بازی خسرو شکیبایی بود. خیلی خوب بازی کرد، بازیگر خیلی تأثیرگذار است

داریوش مهرجویی

*یعنی معتقدید آقای مهرجویی بعد از هامون دچار یک نوع افت شد و به اصطلاح تمام شد؟

-بله.

*نکته‌ای که وجود دارد، یکسری فیلم‌ها مثل هامون در گذر زمان بیشتر گُل کرد. شاید در زمان اکران خیلی نگفتند هامون، ولی امروز از هر کس حتی نسل جوان هم سؤال کنید در مورد هامون، اطلاعات دقیقی دارد. چی می‌شود و برای یک فیلم چه اتفاقی می‌افتد که یک فیلم با گذر زمان ماندگارتر می‌شود؟

-من فکر می‌کنم چیزی که در مورد هامون خیلی مهم است و این فیلم را فیلم کرده است، و تا امروز هم به هرکس بگویید فیلم سینمایی خوب کدام است می‌گوید هامون، به نظرم به دلیل بازی خسرو شکیبایی بود. خیلی خوب بازی کرد، بازیگر خیلی تأثیرگذار است. الان نقش بازیگر کمتر شده و از آن طرف نقش کارگردان بیشتر شده است.

*یعنی آن زمان بازیگر برَند فیلم بود ولی امروز کارگردان برَند است؟ به نظر شما کدامیک درست‌تر است؟

-متأسفانه‌ آن بازیگران دیگر نیستند والاّ آن روش درست‌تر بود. کسی که باید حرف را به مردم و تماشاچی‌ها می‌زد بازیگر بود. کارگردان در نهایت نقش را به بازیگر داده بود و بازیگر باید حرف می‌زد. معمولاً در سینماگران هم بازیگرها نقش بارزی دارند.

*یک نکته‌ای که وجود داشت این است که بخش بزرگی از بزرگان سینمای ایران در دهه شصت وامدار تئاتر بودند. این چقدر اثر داشت؟

-البته تئاتر آن موقع بعداً کاملاً عوض شد. آن موقع در تئاتر پول درمی‌آمد. بعضی‌ها بودند که هر شب دو تا تئاتر کار می‌کردند. از تئاتر پول درمی‌آمد ولی از سینما هنوز مرسوم نشده بود که پول در بیاورند. یعنی آن زمان درآمد تئاتر بیشتر از سینما بود. سینما هنوز مطرح نشده بود، تا وقتی که تئاتر وارد سینما شد و سینما را تئاتر تبدیل به سینما کرد. تئاتر یک گوشه‌ای بود و سینما هم برای خودش مختصر فعالیتی داشت، ولی وقتی که تئاتر وارد سینما شد، همه چیز عوض شد.

*چند وقت پیش محتوایی را دیدم که هامون را در یک پلت‌فرمی پخش می شد ولی پخش آن هم متوقف شد، این مربوط به چهار پنج سال پیش است. شما نقشی در آن داشتید یا خیر؟

-خیر