بانیفیلم: فستیوال سن سباستین یکی از جشنوارههای مهم جهانیست که هر سال در اسپانیا برگزار میشود.
این جشنواره سینمایی هفتاد و چهارمین دوره خود را عصر روز شنبه ۲۶ سپتامبر به پایان میرساند. این جشنواره جهانی، بخشهای گوناگون دارد؛ از جمله بخش مسابقهای «کارگردانان جدید» که ویژه آثار بلند اول و دوم کارگردانان است.
«عاشقان تنها میخوابند» اولین ساخته بلند و داستانی مسیح پارسایی یکی از ۱۴ فیلم انتخاب شده جشنواره سن سباستین است که مورد توجه رسانهها نیز قرار گرفته.
مسیح پارسایی، کارگردان ایرانیست که اولین فیلمش را در آلمان ساخته.
رسانههای انگلیسی زبان و اسپانیایی زبان به خوبی به این فیلم پرداختهاند.
«عاشقان تنها میخوابند» مورد توجه تماشاگران هم قرار گرفته است و شانس پارسایی را برای به دست آوردن جایزه بالا برده است.
رسانه انگلیسی زبان سینمای اروپا، با کارگردان این فیلم که مدتهاست در برلین زندگی میکند، گفتوگو کرده که خلاصه از آن را میخوانید:
*فیلم شما راجع به یک مهاجر ایرانی در آلمان است که به نظر میآید در جستجوی ارتباط در برلین، سرگردان است و در عین حال خود واقعی اش را با دقت پنهان میکند! یک تضادی در او دیده میشود، آیا این کار شما در فیلمنامه عمدی است؟
-قطعا. شخصیت اصلی فیلم به نام ایمان، همیشه در حال عبور از فضاهایی است که واقعا او را نمیپذیرند. سرما در اطرافش وجود دارد، اما او در تنهایی خود، نزدیکی و گرمی ایجاد میکند. وقتی میخواستم این فیلم را بسازم بارها اشخاص مختلفی از جمله تهیهکننده فیلم، پیشنهادهایی دادند که فیلمبرداری در تابستان باشد اما من اصرار داشتم که باید در زمستان باشد چون فیلم باید حس سرما را القا می کرد.
*این فیلم صمیمی است اما ما هرگز به طور کامل نمی دانیم، ایمان کیست؟ و به او چندان نزدیک نمیشویم .
-صمیمیت دقیقا همان چیزی آست که در زندگی او وجود ندارد، بنابر این ایمان آن را خلق میکند تا راهی برای ایجاد لحظات نزدیک شدن به دیگران باشد. وقتی او رانندگان کامیون خواب آلود را نگاه میکند، به دنبال صمیمیتی است که نیازی به پاسخ از طرف مقابل ندارد.
*منظره شهر برلین در مرکز فیلم قرار دارد ، آیا میخواستید شخصیت فیلم بخشی از آن شود یا حتی در آن ناپدید شود؟
-من نسخههای زیادی از فیلمنامه را نوشتم اما همیشه چیزی کم بود، در نتیجه متوجه شدم که فیلم به یک شخصیت اصلی دوم نیاز دارد، و آن شخصیت خود شهر است؛ به همراه فیلمبردار و طراح صحنه حدود یکسال وقتمان صرف گشت و گذار در شهر شد و سناریو را بازنویسی کردم.
*از زندگی ایمان و گذشتهاش چندان چیزی نمیدانیم، فقط روزی دختر عمویش که از ایران آمده، با او ارتباطی برقرار میکند، ولی بعد این مورد هم فراموش میشود. میتوان گفت شخصیت فیلم «عاشقان تنها می خوابند» با فاصله از جامعه ترسیم شده است. او چگونه با فضای سیاسی خصمانه فزایندهای کنار میآید و ارتباط میگیرد که پیرامون مهاجران وجود دارد؟
- این در هسته فیلم است. ایمان نه تنها به عنوان یک مهاجر ایرانی ، بلکه یک مرد که تمایلاتی دارد به حاشیه رانده شده. او وارد فضاهایی میشود که او را نمیپذیرند یا او را به طور کامل نمیشناسند. من مدت زیادی در اروپا زندگی کردهام اما این احساس هرگز از بین نرفته است. با افزایش خصومت علیه مهاجران، من بیشتر نگران میشوم که اوضاع برای آنها بدتر و ترسناکتر شود. در نهایت همین اضطراب، دلیلی برای ساخت این فیلم شد...
