با رخداد انقلاب اسلامی و بعدها نوع اداره جامعه توسط متولیان سیاسی کشور بهویژه در بخشهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اعمال نظرها، باورها، سلیقههای شخصی،حکومتی،تحمیل ممیزیها، محدودیتها و ممنوعیتها و گرایشهای برخی از هموطنان به خارجنشینی، طیفی از قشرهای مختلف جامعه، با کولهبار هجرت و بعضی چمدانهای دلار به دست، عازم کشورهای خارجی شدند.
بسیاری از آنها چون دستشان به دهانشان نمیرسید و صاحب تخصص و دارای پارتی نبودند، زندگی خود را به سختی سپری میکردند و آنها که ثروت ملی را با خود به یغما برده و شیفته، مطیع و عامل اپوزیسون بودند در خارج با حمایت آنان، به نان و نوا رسیدند و همینها و اربابان ثروتمند ایرانی و خارجیشان در بروز انواع هجمههای فرهنگی و ادامه تحریمها و حملات نظامی دشمنان به ایران، با پول و هنرنمایی!!و مطالب و مقالات و سخنرانیهایشان تا توانستند ضد ایران و ایرانیان فعالیت کردند.
ورای این جماعت، گروهی از هنرمندان نامدار و کمنام نیز، به علت آزارها و تفکر دگرگون، ایران را ترک کردهاند. اینان در خارج از کشور هم با آنکه، بارها دعوت به همکاری با دشمنان ایران شدند، لیکن پایبندی به وطن را به وطنفروشی و خیانت ترجیح دادند و سعی کرده و میکنند عزتمند و آبرومند در کشورهای بیگانه زندگی کنند.
شرایط جدید امروز ایران و تداوم تحریمها، محاصرههای اقتصادی و دریایی و تحمیل جنگهای ناعادلانه و ... برخی از مسئولان کشور را بر مبنای سیاست و تجارت، بر آن داشته تا از خارجنشینان برای زندگی و فعالیت در ایران دعوت کنند.
به ظاهر این دعوت عام است، چرا که شرط و شروطی در این مورد عنوان نشده است، اما یک مسئله در این میان کاملا عریان و آشکار است و آن اینکه، اغلب کسانی که از آنها برای ورود به کشور دعوت شده، دارای مال و منال و ثروت و سرمایهاند و یا به هر دلیل از جمله بازیهای سیاسی و بهرغم پیشینههای ناپسند خود! در همسویی با جمهوری اسلامی موضع گرفتهاند.
در این دعوت علنی، اهالی مهاجر فرهنگ و هنر، جا و یا اولویت ندارند، زیرا این هنرمندان از منظر اندیشه با سیاستها و برنامههای غلط حاکم بر فضای آلوده و مسموم فرهنگ و هنر و سینمای کشور و صندلینشینان آن، همسو نیستند.از همین رو،مطلوب و مورد پسند نیستند و بهتر است همچنان در خارج بمانند!!!
وقتی اندکی عمیق به مسئله دعوت از ایرانیان خارجنشین میاندیشیم، آن را بازی و سیاسی و نه انسانی مییابیم، برای اینکه، حقیقت تلخ در ایران این است که مردم و اهالی هنر و قلم، دورانی بد و اندوهبار را میگذرانند و فقر و گرفتاری و تبعیض و بیعدالتی در کشور و در جامعه زخمی هنر و هنرمندان بیداد میکند.
با این حال و اوضاع کدام مالدار و هنرمند و به کدام امید و آینده باید به دعوت مسئولان کشور لبیک بگوید و به ایران باز گردد؟!
اگر هم چنین اتفاقی بیفتد ممکن است سرمایهداران با پیوستن به سرمایهخواران داخلی بابک زنجانیهای چندم!! شوند، اما تکلیف هنرمندان و نویسندگان و شعرای مهاجر و مردم عادی و نخبگان کوچیده به خارج چه میشود؟
آیا این حرکت و دعوت، بازی و ترفند و اغواگری نیست؟ اگر نیست، پس چیست؟
آیا هنرمندان مهاجر و هنرمندان تبعیدی در خانهها در داخل کشور که در محدودیت هستند، میتوانند برای ملت، فیلمهای خوب ملی و مردمی بسازند یا قرار است بیش از گذشته، هنر و فرهنگ، هنرمندان و نویسندگان و منقدان و مردم تحقیر شوند؟!
