بانیفیلم: ظریفی به طنز میگفت، از زمانی که شنیدم در سینما به فریدون جیرانی میگویند «استاد»، فهمیدم که شرایط این هنر در ایران به چه وضعیتی افتاده!
گذشته از شوخی و طنز گفتار آن ظریف، به نظر میرسد، وضعیت سینمای ایران بیشباهت به شوخی و طعنه و طنز نباشد.
این روزها شرایط سینمای ایران، به مانند بیمار به کما رفته و بستری در icu است که تنها به کمک دستگاه تنفس مصنوعی، زنده نگه داشته شده.
این بیمار رو به موت، هرازگاهی به مناسبتها، عدهای را دور خودش میبیند که به قصد تقرّب و احوالپرسی ظاهری، به عیادتش آمدهاند…!
اینکه اشکال کار کجاست و از کی و توسط چه کسانی، اساس کار بهم ریخت و سینمای ایران به وضع اسفبار امروز دچار شد، در زمره پرسشهاییست با پاسخهای معلوم؛ پاسخهایی بدیهی که نشان میدهد وابستگان به کدام جریان مسبب کشاندن سینمای شریف کشور، به منجلابی متعفن شدند که حتی سازندگان تولیدات این سینمای متعفن، با پشتسر به آثارشان نگاه میکنند!
شوخی و مطایبه اینجاست که هر ساله در ماه شهریور، این بیمار به کما رفته و بستری سوژه تبریک و بشارت برخی قرار میگیرد؛ روز ملی سینما
قرار بود با نامگذاری روز ملی سینمای ایران، به تولیدات سینمایی کشورمان افتخار کنیم، و پُز موفقیت فیلمهای ایرانی را در جشنوارهها و سالنهای سینمایی جهان بدهیم… و… اما وقتی سینما، دیگر «سینما» نیست همه چی برباد کاسبکاری و حقارت استوار شده، باید بگذاشت و بگذشت…
بگذریم.
جبار آذین از منتقدان و نویسندگان سرشناس و قدیمی سینما در یادداشتی به بهانه روز ملی سینما، به نارساییها، بیبرنامگیها، ندانمکاری مسئولان، سودجوییهای افراد ابنالوقتی اشاره کرده که در صف رانت و امتیاز و بهرهبرداری از موقعیتها ایستادهاند.
این یادداشت را در سایت بانیفیلم به نشانی زیر بخوانید:
