سیروس ابراهیمزاده را بیشتر با بازیهایش به یاد میآوریم؛ با صدایی خاص، با نقشهایی که در سینما، تلویزیون و تئاتر بازی کرد و با سالهایی که در رادیو و صحنه گذراند اما بخشی از زندگی حرفهای این هنرمند میان کتابها گذشته است.
به گزارش ایرنا، هنرمند فقید سیروس ابراهیمزاده برای بسیاری از مخاطبان با یک تصویر یا یک نقش به یاد مانده است اما پیوند این هنرمند با کتابها نیز عمیق بود.

مرور کتابهای ابراهیمزاده، فرصتی است برای دیدن بخشی از زندگی هنری او که در سالهای فعالیتش، زیر سایه بازیگری کمتر دیده شد، بخشی که نشان میدهد او پیش از آنکه فقط در نقش دیگران ظاهر شود، خودش نیز حرفهای بسیاری برای گفتن داشت.
ابراهیمزاده زبان و ادبیات انگلیسی را در دانشگاه تهران خواند و برای ادامه تحصیل در رشته تئاتر به انگلستان رفت، نوشتن و ترجمه هم بخشی از دنیای هنری او بود که سالها در آن زندگی کرد.
سیروس ابراهیمزاده در یک گفتوگو بیان کرد معتقد است ادبیات رابطهای ارگانیک با انسانیت برقرار میکند و هدف اصلی آن، ایجاد تحول در نگاه مخاطب به جهان و انسانیت است، نه صرفاً انتقال پند و پیام.
او ادبیات و هنر را ابزاری برای آگاهیبخشی، تغییر شیوههای ارتباط انسانی، و تقویت تخیل میداند.
«نوزاد»؛ وقتی جنگ، بمب را به دنیا میآورد
یکی از نمایشنامههای قابل توجه او «نوزاد» است؛ متنی که در کنار «لازاروس» و «رستوران» در سال ۱۳۸۳ منتشر شد.
ایده «نوزاد» از تصویری تلخ شکل گرفته بود: مادری که به جای جنین، بمبی در شکم دارد. خود ابراهیمزاده گفته بود این تصویر از ترس او از جنگ و خونریزی آمده است. جنگ برای او ترسی بود که میتوانست به خصوصیترین و انسانیترین تصویر ممکن، یعنی تولد یک کودک، راه پیدا کند. همین ایده کوتاه، فضای متفاوتی به نمایشنامه میدهد. قرار است چیزی متولد شود اما تولد آن نشانهای از مرگ و ویرانی است.

«لازاروس» هم از دیگر نمایشنامههای ابراهیمزاده است. او پیش از انتشار کتاب، این نمایش را در تئاتر شهر روی صحنه برده بود و کارگردانی آن را نیز بر عهده داشت.
«رستوران» و «رهانیدن» نیز از دیگر نمایشنامههای او هستند.
«از سوراخ کلید»؛ تماشای آدمها از یک دریچهای کوچک
ابراهیمزاده با نگاه «از سوراخ کلید» سراغ داستان رفته است. عنوان کتاب خودش تصویر جالبی میسازد؛ انگار نویسنده قرار است به جای ایستادن وسط صحنه، از گوشهای کوچک به آدمها و اتفاقات نگاه کند. این کتاب در سال ۱۳۸۵ توسط نشر قطره منتشر شد.

کتاب «پشت چراغ قرمز» هم مجموعهای از نوشتههای او با عنوان شبهمقالات منتشر شده که به شکل جستار نوشته شده است.

در میان آثار ابراهیمزاده، «یک خواهش کوچک» حال و هوای دیگری دارد. در بخشهایی از این کتاب با عنوان «قلماندازیها»، از زندگی و خاطراتش نوشته است؛ از آدمها، تجربهها و سالهایی که پشت سر گذاشته است این نوشتهها برای مخاطبی که او را بیشتر از قاب تلویزیون یا پرده سینما میشناسد، جذابیت دیگری دارند.
هنرمندی همه فن حریف
بخش دیگری از کتابهای ابراهیمزاده ترجمه است، او سراغ نمایشنامههای خارجی رفت؛ از جمله «وکیل تسخیری» نوشته جان کلیفورد مورتیمر و «طوفان بر فراز خیابان سایکمور» نوشته رجینالد رز. «آقا پسر به خانه میآید» نوشته ای.ای. میلن و «جشن نیکوکاری» نوشته آلن ایکبورن نیز از ترجمههای او هستند.

یکی از کارهای متفاوت او ترجمه «ثروت ملل» اثر معروف آدام اسمیت است؛ کتابی که از فضای تئاتر و ادبیات نمایشی فاصله زیادی دارد. از سوی دیگر، او کتاب «صنایع دستی کهن ایران» نوشته هانس وولف را نیز ترجمه کرده است؛ اثری درباره هنرها و صنایع سنتی ایران که از سوی انتشارات علمی فرهنگی منتشر شده است.

ابراهیمزاده پیش از آنکه چهرهای شناختهشده در قاب تلویزیون و سینما باشد، با ادبیات و تئاتر سر و کار داشت و این علاقه در تمام سالهای فعالیتش همراه او ماند. حالا که دیگر صدایش را از رادیو نمیشنویم و بازی تازهای از او روی صحنه یا پرده نخواهیم دید، کتابهایش فرصت دیگری برای شناخت جهان او هستند.
️سیروس ابراهیمزاده بازیگر و کارگردان تئاتر در سال ۱۳۱۶ در اردبیل متولد شد.
️او پس از تحصیلات مقدماتی در ایران در رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران جهت تحصیل در رشته تئاتر عازم انگلستان شد و همزمان در رشته موسیقی دانشگاه بیرمنگام فارغالتحصیل شد. ️
سیروس ابراهیمزاده فعالیت خود را از سال ۱۳۳۴ در زمینه تئاتر با زندهیاد مصطفی اسکویی در تئاتر آناهیتا آغاز کرد. وی در فیلمهایی همچون، کمالالملک، هتل کارتن، شمعی در باد، مسافر ری، چهره، همسر، تحفهها، مجسمه و ... نقشآفرینی داشته است.
او دو سال بعد از بازیگری یعنی در سال ۱۳۳۶ اولین تجربه کارگردانی تئاتر را شروع کرد. ️آخرین اجرای او در مقام کارگردان به نمایش «لازاروس» در سال ۱۳۷۶ در مجموعه تئاتر شهر برمیگردد.
