فریاد خاموش «آن دیگری» در هیاهوی سنت و مدرنیته

•جبار آذین

5 دقیقه مطالعه
سینمای ایران
فریاد خاموش «آن دیگری» در هیاهوی سنت و مدرنیته
"من حسم دختره، همه چیم دختره ... تو این جسم پسرانه گیر کردم". (کیمیای فیلم "آن دیگری"‌.) دیروز به تماشای یک فیلم روشنگر اجتماعی که بنا دارد با ارائه آگاهی‌های اجتماعی، از منظری متفاوت و انسانی به جامعه و انسان‌ها بنگرد و از موضوع‌ها و مسائلی سخن بگوید که در چارچوب فرهنگ رایج، جا و جایگاهی مقبول ندارند و انسان‌هایی را به تماشاگر نشان دهد که به دلیل متفاوت بودن، باید با نگاه متفاوت انسانی به آن‌ها نگریست و شناخت و فهم‌شان کرد، رفتم. با این حال نه تنها خود فیلم که به علت مضمون و محتوایش، مورد بی‌مهری واقع شده، بلکه نام فیلم هم دچار تحریم شده و با کلیک روی نام فیلم، نمی‌توان به اطلاعاتی در باره فیلم آن دیگری و سازندگانش دست یافت. در هرحال من هم در کنار دوستداران سینما و جامعه به تماشای این فیلم نشستم. واقعیت این‌که‌ تولد و ظهور تازه‌ها در دوران گذار تاریخی و اجتماعی پر تلاطم ایران از سنت به مدرنیته با توجه به نقش و پیوند کهن ادیان با فرهنگ و مناسبات اجتماعی و خانوادگی ایرانیان و هم‌چنین تداوم حیات نظام فرسوده و منسوخ مردسالار و در عرصه گسترده جدال نو با کهنه و یا حتی تلاش برای آشتی دادن سنت‌ها و آیین‌های پویا و زیبا با دستاوردهای نوین جهان، با واکنش‌های تند و کند فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مواجه بوده و گاه سنت تمام قد کوشیده در برابر تازه‌ها قد علم کرده و منافذ تنفس را بر نوها ببندد، اما این نوع برخورد که با ذات تکامل ناسازگار است، در پیکره بی‌انتهای هستی و جهان انسانی،مداومت و مانایی نداشته و در فرجام،نو، کهنه را از صحنه خارج کرده است. پیوند فرهنگ و باورهای دینی و اعتقادی و سنت‌های بی‌شمار آئینی از یک‌سو و ورود تازه‌ها در شمایل و قامت‌های مختلف، نه تنها در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی که در دیگر بخش‌های کشور قابل مشاهده است و اغلب ارمغان‌های دنیای نو و مدرنیته، با انواع واکنش‌ها و برخوردها روبرو شده است. در باور اعتقادی و خانوادگی و اجتماعی ایران، هر آنچه در قاب و قالب این باورها نگنجد و آرامش نسبی آن‌ها را به‌هم ریزد،نادرست و بد و ناشایست وضد آئین و باور و سنت و مناسبات خانوادگی و اجتماعی تلقی شده و تلاش می‌شود به هر قیمت، سلب کننده آرامش و خدشه کننده سنت‌ها از سر راه برداشته شود. از آن سو هم باورمندان به نگاه تازه و بروز به هستی و جهان و انسان می‌کوشند تا نگرش نو و واقعیت‌پذیری را با گشودن راه‌هایی جدید در عرصه فرهنگ‌سازی و هنر آفرینی برای ارائه نگاه‌ها و باورها و دیدگاه‌های تازه در جامعه، انسان‌ها را بدون هر گونه جبر و زشتی و نازیبایی در مسیر تغییر و تحول قرار دهند. یکی از مسائلی که با توجه به مناسبات و فرهنگ کشورهای مختلف در آنجا کم و بیش جا افتاده، ایجاد تغییراتی در جسم و جان و شخصیت برخی از انسان‌ها است که طبیعت وجودشان، شکل و محتوایی تازه از حیات را می‌طلبد، اما از آن‌جا که شکل تازه زندگی و تغییر جسمی و شخصیتی با سنت‌ها، اعتقادها و مناسبات زندگی همخوانی ندارد، آن‌ها آن را نپذیرفته و در مقابلش می‌ایستند. نمونه مشهور و قابل درک و پر حاشیه تغییر جنسی و شخصیتی "مازیار لرستانی" هنرمند رنجدیده تئاتر و سینما و تلویزیون است. البته موارد دیگری هم در جامعه وجود داشته که دور از انظار عمومی رخ داده است. آن چه در این ارتباط لازم به ذکر است و دلیل آن نداشتن اطلاعات و آگاهی است، خلط مبحث میان مقوله‌های غیر انسانی و غیر اخلاقی همجنسگرایی و تمایلات و سوءاستفاده جنسی منحرفان و یا برخورد با افرادی مانند لرستانی بوده که ساختار جسمی آن‌ها نیازمند تغییرات اساسی بوده است و این امر با بیماری جنسی و یا هوی و هوس متفاوت است و به بازنگری و اصلاح نیاز دارد. امیر توکلی سینماگر جوان کشور در نخستین اثر سینمایی خود که در اکران خارجی مورد توجه واقع شده، موضوع ملتهب تغییر جنسیتی را دستمایه فیلم آن دیگری قرار داده که با واکنش‌ها روبرو شده و شرط اکران آن، نمایش با سانسور در گروه هنر و تجربه بوده است. فیلم سینمایی آن دیگری که از فیلمنامه پرداخت شده و بازی‌های خوب و کارگردانی قابل پذیرش برخوردار است، در حوزه سینمای اجتماعی از مسیر آگاه و فرهنگ‌ سازی جامعه برای ایجاد تحول نگاه انسانی به انسان‌های دردمند و گرفتار که نیازمند درک و شناخت از سوی مردم هستند، تلاش می‌کند. شخصیت رنجبر فیلم خوش ساخت و تامل برانگیز آن دیگری، انسانی مانند سایر انسان‌ها است با یک ویژگی غیر اختیاری که جسم و روحش را معذب کرده و او را در میان انسانی سرگردان در قالب پسر و دختر حیران ساخته است. کیمیا به قول خودش دختری است که در جسم پسرانه اسیر شده است. این در حالی است که روح و وجود او به جای پسر، نمودار دختر بودن است و او به‌رغم مخالفت‌ها و شماتت‌ها و درگیری‌ها با خانواده خود و دیگران که او را نمی‌فهمند و درک نمی‌کنند و در واقع درگیر شدن میان تفکرات سنتی، که چنین موجودی را نه دختر یا پسر اصلا انسان نمی‌داند و کسانی که کم و بیش او را می‌فهمند، تصمیم گرفته با تغییر جنسیت، خود و هویت واقعی‌اش را به دست آورد و آن گونه که هست در جامعه ظاهر شود، ولی جامعه او را این‌گونه نمی‌پذیرد و کیمیا را منحرف و مجنون می‌پندارد و او مانده است در برابر سیل ناباوران و دوستان اهل فهم و دنیا و شخصیت و زندگی تازه و فیلم، می‌خواهد بگوید که کیمیاها را باید شناخت و فهمید و نباید با چکش تفکرات و تعلقات دیروز با مسائل امروز برخورد کرد و می‌خواهد با گشودن درهایی از اندیشه و باور جدید انسانی و ضمن احترام به فرهنگ جامعه به یاد مخاطب بیاورد که چشم‌ها را باید شست و... آن دیگری فیلمی خوش‌ پرداخت، متفکرانه و انسانی است و باید مضمون، محتوا و پیام انسانی آن، انسانی ارتباط برقرار کرد و طرحی نو از اندیشه درانداخت.