وقتی سیاست دست به دامان فرهنگ میشود
یادداشت / جبار آذین
4 دقیقه مطالعه
یادداشت ها

سیاست و قدرت و ثروت، یاران دیرین و رفقای گرمابه و گلستانند و آنچه آنها را پیوند میدهد، منافع است.
آنها برای منافع و سلطه، مانند سرمایه، نیازمند آقایی بر ارکان اقتصادی و اجتماعی و فرهنگیاند و از هر راه ممکن در این مسیر حرکت میکنند.
در کشورهای قانونمدار و حاکمیت حاکمان ملی و مردمی این حرکت تند بر خلاف کشورهای غیر ملی و سرمایهخوار و طبقاتی توسط متخصصان و کارشناسان و سیاسیون و اهالی فرهنگ و هنر و رسانه، کنترل و مدیریت میشود و تلاش میشود با معیارهای اجتماعی و اقتصادی و در جهت سالم سازی و سازندگی هدایت شود، اما در کشورهایی مانند ایران که دچار انواع معضلات و بحرانهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی است و فقر و گرانی و بیعدالتی، نابسامانی و جبر و سانسور در آن یکه تازی میکند و فاصله مردم با حاکمان از یک سو و دوری جامعه از باورها و ارزشها از دیگر سو بر مشکلات افزوده و همه چیز و از جمله فرهنگ و هنر و سینما و صدا و سیما و رسانهها، طبقاتی و میان قدرتها، تقسیم شده و سهمخواهان سیاسی و جناحی، هر روز جدال منافع تازهای برپا میکنند و جامعه از منظر فقر اقتصادی و فرهنگی، دورانی تلخ و سیاه را سپری میکند، همانگونه که از همان آغاز دولت جدید و شعار وفاق ملی آن، گفتیم و نوشتیم، این وفاق ملی نیست و تنها برای مدتی گروههای سیاسی و جناحی را بر سر سفره منافع مشترک خواهد نشاند و اندکی بعد، دوباره آش و کاسه همان خواهد شد که بود، اوضاع بیمار و بد امروز جامعه و اوج یافتن جدالهای دو جریان سیاسی و حکومتی و بدتر شدن حال و احوال مردم،اهالی هنر و قلم و گسترش ابتذال در تولیدات فرمایشی و سفارشی و بازاری هنری و تداوم خانهنشینی هنرمندان راستین و خادم مردم و ادامه هجمههای بیمهابای به اصطلاح افشاگر جناحهای سیاسی و خرابتر شدن حال جامعه، نشانگر درستی نگاه و تحلیل ما از شرایط و دوره کنونی کشور است.
ترفند جالب و البته نخنمای سیاسیون که هیچگاه برای هنر و فرهنگ و هنرمندان و اهالی قلم و رسانه، تره هم خرد نمیکردند و همیشه درصدد در اختیار گرفتن هنر و هنرمند در جهت اهداف و برنامههای سیاسی و اقتصادی خود بوده و هستند، نه از روی احترام و دریافت نقش و جایگاه مهم و سترگ فرهنگ و اهالی هنر و قلم در جامعه و تحولات اجتماعی،که بر اساس درماندگی و نیاز و ندانم کاری،بهرهگیری از حربه تاکتیک کمک از اهالی رسانه و هنر است تا با تکیه بر عزت و آبرو و جایگاه اجتماعی هنر و هنرمندان،از آنها برای ایجاد وحدت ملی،یاری بخواهند.
وحدتی که خود باور ندارند و تنها حرکتی برای کمرنگ کردن رنگ تند انتقادها و اعتراضهای اجتماعی و در واقع دست یازیدن به یک نوع رفرم و بازی جهت گمراه کردن مردم به دست و قلم و اعتبار اهالی رسانه است.
به عبارتی آنها در اداره مملکت، به اوج ناتوانی رسیدهاند و تصور میکنند با اغواگری رسانهها و قلم به دستان و هنرمندان، نگاه اعتراض ملی را از سمت خود برگردانده و به سوی دیگر منحرف کنند. اینان که هرگز به هنر و هنرمندان و رسانهها،
عنایت نداشته و از درد و گرفتاری و مشکلات اهالی هنر و قلم،اطلاع نداشته و حتی در برابر انتقادها و اعتراضها به عملکردهای نادرست خود، بیاعتنا بودهاند، چه شده که هنرمندان و رسانهها، برایشان مهم و محترم و عزیز شدهاند که از آنها خواستهاند به یاری سیاسیون بیایند و در ایجاد اتحاد ملی به آنها کمک کنند؟!
اهالی هنر و قلم و مردم،بارها از دست این جماعت زخم خورده و حال بد امروز جامعه نتیجه، کارکرد نادرست آنهاست و جنگ و ستیز گروههای سیاسی و جناحی، ربطی به ملت و منافع ملی ندارد و حاصل کشمکشهای آنها بر سر قدرت و منافع شخصی و گروهی است.
از همینرو، تقاضای کمک سیاسیون از اهالی هنر و قلم و رسانه، صرفا یک تاکتیک و سو استفاده از آنها در جهت اهداف خودیهاست و برای بهبود حال و روز مردم و هنرمندان و رسانهها نیست.