زمانه وارونه؛ از تبلیغِ عطاری تا آگهی تخلیه چاه!

فردوسی شکوه و زیبایی شعرِ را برای ایرانیان به امانت گذاشته

یادداشت / محسن دامادی*

2 دقیقه مطالعه
یادداشت‌ها
فردوسی شکوه و زیبایی شعرِ را برای ایرانیان به امانت گذاشته
تو را جایگه نیست در شارسان/ تو را بند بهتر به بیمارسان **** --- از شعرِ بزرگمرد، دکتر شفیعی کدکنی عزیزم در رسانه‌ها باخبر شدم که نادانی به فردوسی چه گفته است. امروز دوستی گلایه کرد که در بخشِ پایانی کتابِ مجموعه داستان‌های شاهنامه، از اهمیتِ شاهنامه می نویسی و هیچ واکنشی به این زشتی نداشتی؟ نه تا کنون این آدمِ نابخرد را می شناختم، نه می‌خواهم در دامِ پرداختن به خواسته‌ی اینها، که تنها شوقِ دیده شدن دارند، بیفتم. هرچند دوستم گفت بسیاری مردم در دنیای مجازی با واژه‌هایی، گاه شرم‌آور، از نامبرده پذیرایی کردند، گفتم گرچه موجِ رسانه‌ای این خاشاک، گاه برای پوشاندنِ تراژدی های بزرگتر است ولی مایه شادمانی است هنوز مردمی که فرهنگ، ادب، آیین و تاریخِ بی مانندِ خود را می شناسند، زنده هستند. جز این، گفت‌وگویی شد و دوستم پافشاری کرد یادداشتی منتشر کنم. کوتاه نوشتم، تا مانند بی‌شمار آدم‌ها زنده باشم. از او پرسیدم تا کنون پشتِ در خانه ای، تابلوی تبلیغِ عطاری دیدی؟ گفت نه؛ پرسیدم تخلیه چاه چی؟ گفت بی‌حساب! گفتم بی شباهت به میلِ برخی آدم‌ها برای دیده شدن نیست... نام‌آورانی مانندِ فردوسی کارهایی سترگ کردند و دریا هستند، دریا با دهانی ناپاک آلوده نمی شود... پرتوِ خورشید به گلستان و لاجَرَم، جلبکِ ماندابِ گندیده می‌تابد. خورشیدِ ایران برای فرزندانِ ناخلفِ خود هم تابان است، بلکه قدرِ خود بدانند و شیرِ این خورشید باشند... در انگلستان، آدامسِ تُف کرده‌ی فلان مربی فوتبال را به موزه می‌برند و اینجا آنی از اندیشه‌ی فلانِ شاعر نامجو نمی‌گذرد که اگر فردوسی، خیام، سعدی، حافظ، مولوی، نظامی و جناب بیهقی نبود! امروز با نامِ ابو فلان، دستار تازی می‌بستی و هذا فلان می‌سرودی. شکوه و زیبایی شعرِ شما از جایی آمده است که فردوسی برای هر ایرانی به امانت گذاشته است. کوتاه سخن، سال‌هاست بر پیکرِ ایران، زخم‌های بی‌ادبی خورده و خواهد خورد. آدم‌ها، مانندِ کفِ روی آب آمدند و رفتند و ایران به نامِ فردوسی مانده است و خواهد ماند... گلایه اگر هست، از کسانی است که دنبال کننده یا به قولِ خودشان، فالوور هر ننه قمری می‌شوند که یا توپی می‌زند یا در سیما و سینما و فضای مجازی چشم و ابرو می‌آید، ولی شایستگی برای دنبال شدن ندارد... نسلِ جوانِ ایران، چرا مراقبِ نگاه های خود نیستید؟ کسانی را دنبال کنید که به نامِ ایران بزرگ هستند. بچه‌های ایران، هر یک گوهری هستید، نگاه خود را ارزان نفروشید... * کارگردان سینما و نویسنده مجموعه کتاب‌های داستان‌های شاهنامه