خوشه چینی در بانی فیلم

یادداشت: جمشید پوراحمد

3 دقیقه مطالعه
خوشه چینی در بانی فیلم
«هرکسی از ظن خود شد یارمن... نمی دانم چرا گاهی فکر می‌کردم، خبری منتشر که در آن مبالغه می شود. با مطرح کردن پرسشم از سردبیر محترم بانی فیلم، چنین شنیدم؛ من پذیرفته ام که گاهی ممکن است‌‌ ما برای آدم ها فقط پناهی باشیم، تا زمانی که یک خانه امن پیدا کنند و بروند... درسی دیگر آموختم که در حرفه روزنامه نگاری، مرام خوشه چینی، بخشی از حرفه یک ژورنالیست زیبااندیش است. پس من و ماهم می توانیم انتقاد خود را درقاب احترام بیان کنیم. چند روز پیش بازنشرخبری دربانی فیلم منتشر، مربوط به انتشار کتابی از خانم شبنم مقدمی که یکی از بانوان هنرمند سینما، تلویزیون و تئاتر هستند، بانویی بدون حاشیه، با کارنامه ای جذاب ومتفاوت و به زعم خویش، ازاین بانوی هنرمند قدردانی می کنم. امادرخصوص دست به قلم شدن این بانوی هنرمند! ازسال هشتاد تا امروز پنج رمان از اینجانب منتشر و دو رمان دیگر در پروسه انتشار است. پرویز یاحقی، این هنرمند پرآوازه می گفت؛ من معتقدم آهنگسازی و سولیست بودن، در حین این که هر دو مطلوب موسیقی است، اما دو رشته متفاوت اند، یعنی اگر کسی آهنگ سازخوبی باشد حتما‌ و ضرورتا نمی‌توان سولیست زبردستی نیز باشد و به عکس. غرض این که این دو، واقعا رشته های متمایز و مجزا از هم هستند. آنچه را که خانم شبنم مقدمی به نگارش در آورده قابل اغماض و مبالغه در چاپ سوم کتاب است؟! (به احتمال قوی و در شرایطی کنونی قابل پذیرش نیست.) استدلال بنده به دلیل خواب زدگی و یخ زدگی بعضی از مدیران ارشاد است. من وما می توانیم سیصدجلد کتاب منتشر شده را در پشت جلد، تا سه هزار و حتی بیشتر، اعلام کنیم! این فقط مربوط به تعداد چاپ کتاب نیست، قصه کتاب «مادرفروشی» حقیقی است، قصه ازسال ۵۲ شروع می شود و در بافت قصه، می و میخانه مرتبط دارد، اما دوستان نکته بین قراردادی بیرون از ارشاد،‌ که باید می و میخانه را حذف کنم! گفتم؛ می و میخانه کتاب مربوط به سال ۵۲ است، چراباید حذف شود؟! اما درسال ۱۴۰۵ و تقریبا درتمام فیلم و سریالهای خانگی، خوردن مشروبات الکی سانسور نمی شود و بلامانع است! اماانتقاد واعتراض بنده، کیلومترها دورتر است. کتابهایی منتشر شده و می شود...؟! بهرام بیضایی کارگردان یگانه سینمای ایران، درسال ۵۸ دعوت به دیدن فیلم «موج وطوفان» منوچهر احمدی، یکی از انبوه داران نبوغ سینمای ایران! او در فیلم موج وطوفان؛ بازیگر نقش اول، سناریست، کارگردان، انتخاب موسیقی وتهیه کننده بود!! در پرده دوم نمایش خصوصی فیلم، نبوغ منوچهر احمدی ازپرده نمایش بیرون زد و طاقت بهرام بیضایی طاق و از روی صندلی بلند شد و گفت؛ باید سندیکایی برای حمایت از نگاتیو و پوزیتیو از ارشاد درخواست کنیم…! و بنده همین درخواست را برای حمایت از کاغذ دارم‌. بعداز انتشار کتابهای بدون محتوا و مخرب، باید فکری به حال اکثر کافه کتابهایی که چون قارچ درحال روئیدن هستند و متاسفانه شاهد بی فرهنگی و طبق معمول اشاعه فساد و ظاهراً ارزانترین دکور برای این کافه کتابها،خودکتاب است! و درپایان ازسلبریتی هایی که در دولت سرای خود، کتاب خانه های مجلل و نمایشی دارند، درصلاحیت آنها معرفی کتاب در دنیای مجازی نیست. محمد عزیز اهل مراکش چه زیبا گفت؛ آنها که سواد ندارند، کتاب نمی دزدند و آنها که کتاب می خوانند، دزدی نمی کنند.