وقتی آینه ترک بر می‌دارد

تصویر شاعرانه بانوی سیرجانی از جنگ

7 دقیقه مطالعه
فرهنگی
تصویر شاعرانه بانوی سیرجانی از جنگ
"سارا فتحی‌زاده" از بانوان شاعر اهل سیرجان استان کرمان است که جنگ تحمیلی ۱۲ روزه را فرصتی برای بیان دغدغه‌ها و احساساتش دانسته و سعی کرده است اتفاقات خشن جنگ را در اشعارش به تصویر بکشد. به گزارش ایرنا، تجاوز رژیم غاصب صهیونیستی به خاک ایران در خرداد امسال، اقشار مختلف جامعه را تحت تاثیر خود قرار داد و حتی کسانی که در مناطق آرام و امن‌تر زندگی می‌کردند حداقل آثار روحی و روانی این پدیده مخرب را احساس کردند. برخی از اهالی فرهنگ و هنر به ویژه هنرمندان و شاعران در روزهای پرالتهاب حمله دشمن و دفاع جانانه ملت ایران سعی کردند با تولید محتوا گوشه‌ای از ابعاد این رویداد را به نوعی روایت کنند و این روند با گذشت بیش از ۵۰ روز از آغاز جنگ همچنان ادامه دارد. سارا فتحی‌زاده از بانوان فعال حوزه شعر و ادب شهرستان سیرجان است که فعالیت‌های گسترده‌ای در زمینه شعرسرایی و شعرخوانی دارد و مدتی خبرنگار هم بوده، از جمله کسانی است که در ۱۲ روز دفاع ملی و پس از آن اشعار زیادی در رابطه با این موضوع سروده و اشعارش در مجموعه فراخوان اشعار جنگ که توسط مجله ادبی توتم داده شد در میان اشعار شاعران داخلی و خارجی برگزیده شده است. در گفت و گویی که با این شاعره سیرجانی داشتیم از حس و حال و انگیزه سرایش شعر در روزهای سخت جنگ همچنین فعالیت‌های چند سال گذشته اش گفت که ماحصل آن را می‌خوانید: س: چند سال است که به صورت حرفه‌ای شعر می‌گویید؟ -از سال ۹۹ شروع به شعر گفتن کردم و حدود پنج سال است که به طور جدی در این زمینه فعالیت می‌کنم و تنها شعر سپید می‌سرایم. از سال۱۴۰۰ تاکنون هر سال یک کتاب شعر چاپ کرده‌ام. س: چه چیزی شما را به دنیای شعر کشاند؟ -شعر گفتن برای من عاشقانه‌ترین کار دنیاست، بازی با واژه‌ها و خلق جهان‌های تازه را دوست دارم و این مسیر را از دوران تحصیلم شروع کردم و در دبستان و دبیرستان همیشه انشاهای خلاقانه می‌نوشتم، بعد از اخذ مدرک کارشناسی ارشد از سال ۱۳۹۴ وارد حوزه خبرنگاری شدم اما سال ۱۳۹۸ به دلایل شخصی از فضای خبر فاصله گرفتم و این فاصله‌گیری باعث شد یک سال بعد به طور جدی به شعر روی بیاورم. س: شعرهای شما در خصوص چه موضوعاتی است؟ -بیشتر اشعارم در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی، عاشقانه و سیاسی است، البته علاقه زیادی به سراییدن شعر دارم به گونه‌ای که با شعر می‌خوابم و با شعر بیدار می‌شوم. از روزمرگی‌های ساده گرفته تا رویدادهای عمیقی که در جامعه رخ می‌نماید، همه را در شعرهایم بازتاب می‌دهم حتی از پسرکی که در شب نوروز کفش‌ها را واکس می‌زند تا نانی به دست آورد یا از عشقی که در دل رهگذری جوانه می‌زند، همه می‌توانند سوژه شعری من باشند. بیشتر اشعارم در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی، عاشقانه و سیاسی است، البته علاقه زیادی به سراییدن شعر دارم به گونه‌ای که با شعر می‌خوابم و با شعر بیدار می‌شوم. از روزمرگی‌های ساده گرفته تا رویدادهای عمیقی که در جامعه رخ می‌نماید، همه را در شعرهایم بازتاب می‌دهم من از هر دری سخن می‌گویم و از هر دردی می‌سرایم، چون شعر در خون من جریان دارد و در تار و پود زندگی‌ام ریشه دوانده است. گویی زندگی من خود یک شعر است، به بیان دیگر، هیچ موضوعی از چشم من دور نمی‌ماند، چرا که جهان اطرافم سرشار از الهام است و من با نگاهی شاعرانه به کوچک‌ترین جزییات هم عمق می‌بخشم. س: فعالیت‌های ادبی شما در جامعه چگونه انعکاس داده شده است و چند کتاب منتشر کرده‌اید؟ -تاکنون سه کتاب از شعرهایم شامل سارای (نشر وافی، ۱۴۰۱)، انفرادی نشر ارشدان (۱۴۰۲)، پاییز تهران بود نشر ارشدان (۱۴۰۳) چاپ شده و مجموعه شعر مه شکسته و مجموعه‌ای از ترجمه فارسی به انگلیسی و دو زبانه از سه کتاب اولم با عنوان «سایه روشن یک رویا» در حال چاپ و مجموعه شعر «ریشه در باد» در حال ویرایش نهایی است. س: سابقه خبرنگاری و روزنامه نگاری هم دارید؟ -بله. از سال ۱۳۹۴ وارد حوزه خبر و خبرنگاری شدم. بیشترین همکاری‌ام با هفته‌نامه محلی «نسیم امید» سیرجان بوده است و در حال حاضر نیز همکاری‌های با نشریه‌های عصر ایران، نسیم امید و گوهر کوی دارم، ضمن اینکه در سال ۱۳۹۸ موفق شدم رتبه برتر تیترنویسی و رتبه اول گزارش‌نویسی ورزشی بانوان استان کرمان را به دست بیاورم. س: چه شد که در اشعارتان به موضوع جنگ پرداختید؟ -روزهای بسیار سختی بود و با وجود اینکه در سیرجان اتفاق خاصی نمی‌افتاد، هر شب با استرس از خواب بیدار می‌شدیم و اخبار را از منابع مختلف پیگیری می‌کردیم و این تنش بین احساس و عقل، لحظات دشواری را ایجاد می‌کرد و شب تا صبح بیدار می‌ماندم، حتی در یکی از شعرهایم اشاره کرده‌ام، «ساعت سه، سه نیمه‌شب است... خواب مثل شیشه‌ای ترک‌خورده در چشمانم می‌شکند». روزهای بسیار سختی بود و با وجود اینکه در سیرجان اتفاق خاصی نمی‌افتاد، هر شب با استرس از خواب بیدار می‌شدیم و اخبار را از منابع مختلف پیگیری می‌کردیم و این تنش بین احساس و عقل، لحظات دشواری را ایجاد می‌کرد و شب تا صبح بیدار می‌ماندم جنگ برای من فقط یک رویداد بیرونی نبود، بلکه زلزله‌ای بود که لایه‌های وجودم را زیر و رو کرد، گویی جهان به یک پارادوکس بزرگ تبدیل شده بود، از یک سو، آسمان آبی بود و زندگی جریان داشت، از سوی دیگر، خبرهای تلخ از ویرانی و مرگ می‌رسید و این دوگانگی، در شعرم نمود پیدا می‌کرد، شاید چون شعر تنها زبانی بود که می‌توانست این آشفتگی را بدون سانسور بیان کند. س: در اشعار مربوط به جنگ بیشتر به چه جنبه‌هایی پرداخته‌اید؟ -در آن دوره تقریبا هر روز چند شعر جدید درباره جنگ به ذهنم می‌آمد و سعی کردم همه ابعاد آن را پوشش دهم و از صحنه‌های دلخراش ویرانی‌ها و شهادت جوانان بگویم، حتی به این تناقض پرداخته‌ام که انرژی هسته‌ای در کشور ما در مسیر صلح استفاده می‌شود. خلاصه آنکه هر آنچه در دل و جانم رسوب کرده بود، هم ناگفته‌ها و هم گفته‌ها را به شعر تبدیل کردم. بدی‌های جنگ فقط ویرانی ساختمان‌ها نیست؛ جنگ روح آدمی را هم خراب می‌کند. ترس از فردا، بی‌اعتمادی به صلح و آن حس عجیب که انگار هر لحظه ممکن است همه چیز نابود شود. من این را در سطرهایم نوشته‌ام: «از تک‌تک اتاق‌های رنگی خاطره را مثل چمدانی خونی در کنج دیوار جا گذاشته‌اند، صدای پهبادها به زبانِ آتش است. پنجره، کتاب، عروسک، من… همه خونین اند، همه بی‌پناه، همه شبیه استعاره‌ای از کودکِ درونِ تاریخ. س: تاثیر واقعه تلخی مانند جنگ بر هنرمند شاعری مثل شما چگونه بود؟ -هنرمند مانند آینه‌ای است که زشتی‌ها و زیبایی‌های زمانه را باز می‌تاباند و در جنگ، این آینه ترک بر می‌دارد، هرچند همین ترک‌ها است که روایت را صادقانه‌تر می‌کند، البته بعضی هنرمندان به سیاه‌نمایی می‌افتند و بعضی افراد به امیدواریِ مصنوعی پناه می‌برند، اما به نظر من، هنرمند با همه ضعف‌ها و تناقض‌هایش باید انسان بماند. شعر و ادبیات برای اتفاق مهمی مثل جنگ، جانبدارانه و شعاری نباید باشد بلکه باید زخم‌ها را نشان دهد، حتی اگر ناخوشایند باشند. هنرمند پاسخ‌دهنده نیست و هنر و شعر او جرقه‌ای است برای اندیشیدن و این رسالت هنرمند است که این مقاومت انسان را به گوش جهانیان برساند و به همین دلیل شعرهایم در رابطه با جنگ حتی در دوران آتش بس هم ادامه دارد. س: چگونه شعر شما در رابطه با جنگ تحمیلی ۱۲ روزه منتخب فراخوان مجله ادبی توتم شد؟ -یکی از دوستان شاعرم، فراخوان شعر جنگ را برایم فرستاد و در شرایط فراخوان ذکر شده بود که هر شرکت کننده می‌تواند پنج شعر ارسال کند. من نیز آثارم را ثبت کردم و هفته گذشته با اعلام نتایج، خوشبختانه نام من و دوستم در میان برگزیدگان دیده شد. این فراخوان به صورت بین المللی برگزار شده بود و شرکت‌کنندگان از ایران و دیگر کشورها در آن حضور داشتند. با توجه به اینکه هزاران شعر به دبیرخانه ارسال شده بود، قرار گرفتن در فهرست برگزیدگان، شادی و افتخار بزرگی برایم بود.