هنرمندان حکومتی، هنرمندان مردمی
یادداشت / جبار آذین
3 دقیقه مطالعه
یادداشت ها

وقتی مقامداران و نهادها و سازمانهای مختلف از مردم و خواستهها و نظرات و سلیقههای مردمی، فاصله میگیرند و به انتقادها و اعتراضهای به حق قشرهای مختلف جامعه بیاعتنا هستند و بر اثر آگاهی، ندانمکاری یا برنامهریزی شده، سبب بیاعتمادی و نارضایتی ملی میشوند و چشمها را فقط بر منافع خود، گروه و حزبشان باز مینمایند و با ناعدالتیها و غلطهای خود، جامعه را در گرداب فقر و فساد غرق کرده و به طبقات غنی و فقیر تقسیم میکنند، در ادامه، همه چیز کشور و مردم و سرمایه ملی و فرهنگ و هنر را نیز طبقاتی میکنند و با این شکل و شیوه نادرست، آثار هنری و فرهنگی را هم بر اساس نگرش غیر ملی توسط هنرمندانی که به فکر و سلیقه و پول آنها نزدیک هستند، تولید میکنند و با چنین اقدام گروهی و حزبی، میان هنرمندان و تولیدات هنری تفرقه و جدایی ایجاد کرده و آنها را در برابر یکدیگر قرار میدهند.
این روند در آثار و تولیدات سینمایی، بسیار واضحتر، خود را نشان میدهد و صف سینماگران و هنرمندان دولتی را از صف هنرمندان ملی و مردمی جدا و آشکار مینماید.
این گونه است که در سینما شاهد دو نوع فیلم هستیم؛ آثار دولتی و فرمایشی و فیلمهای مردمی.
در فیلمهای دولتی و نهادی که بر اساس سفارش و فرمایش و با پول و امکانات ملی در جهت اهداف سیاسی و اقتصادی نامدیران سینما و اربابانش تولید میشوند، نشانی از مردم و زندگی و مشکلات اجتماعی نمیبینیم و اگر در برخی از آنها به جامعه توجه میشود، سطحی و شعاری و تبلیغی است و ربطی به زندگی، مشکلات و خواستههای واقعی ندارد و مسائلی عنوان و مطرح میگردد که حاصل نظرات و دیکتههای نامدیران است. سازندگان این قبیل فیلمها،خودی و دولت پسند و مردم گریزند.
بر خلاف این طیف و محصولاتشان، فیلمها و هنرمندان ملی قرار دارند که برای مردم، هنرآفرینی میکنند و میکوشند، به رغم انواع بیحمایتیها و سانسورها و آزارها در حد توان خود، در قالب سینماگران اجتماعی، حرفها و دردها و مسائل جامعه را منعکس کنند و چون اهل اندیشه و تعهد هستند، اکثراً میدان برای حضور و فیلمسازی نمییابند و مانند اهالی قلم مردمی و راستین که امکان حضور و قلمفرسایی فراگیر اجتماعی را نمییابند، به کنج خانهها تبعید شدهاند.
رخدادهای اجتماعی و سیاسی اخیر جامعه، افرون بر آشکار سازی اجتماعی، صفوف هنرمندان حکومتی و مردمی را عریانتر نمود و برگزاری بزم جشنپاره موسوم به فیلم فجر، تفاوت و جدایی و تقسیم شدن هنرمندان دولتی و مردمی را از یکدیگر در برابر نگاه ملت قرار داد.
شرکت کنندگان در این دورهمی در برابر نظرها و انتقادهای هنرمندانی که به دلیل همدردی وهمدلی با جانباختگان اخیر در جشنپاره شرکت نکرده و یا از آن خارج شدهاند، بر مبنای تعلق و وابستگی و منافع و گرایشهایشان از شرکت در این بزم دفاع کرده و به انتقاد کنندگان یورشها بردهاند.در مقابل، هنرمندان ملی هم، از مردم دفاع کردهاند.
این کشاکشهای اهالی هنر، نشانگر جایگاه و نقش و سهم هر کدام و گروه در سینمای دولتی و نهادی و ملی است و مانند سایر بخشهای جامعه، جدا شدن صفوف حکومتیها و ملیها را از یکدیگر به نمایش میگذارد.
این شرایط و وضعیت،ایران را در اوضاعی که در داخل و از خارج با هجمهها روبروست، در شرایطی تازه قرار داده که میتواند، راهی برای چند پاره شدن اتحاد ملی و یا در صورت وجود درایت و صداقت و توجه عادلانه ملی، راه نوینی برای همبستگی ملی بوده و کشور و ملت را در آستانه تغییرات مهم قرار دهد.