قدرت پاپتی؛ آقای اقتصاد، فرهنگ و…
یادداشت: جبار آذین
3 دقیقه مطالعه
یادداشت ها

بنا بود که بر اقتصاد، تخصص، بر فرهنگ، هنر و معنویت و بر سیاست، کارشناسی و تعهد و بر جامعه، اخلاقیات حاکم شوند، اما... "قدرت پاپتی" که از میان التهابات و شلوغیهای انقلاب، سر برون آورد آن زمان که مردم در خیابانها با ماموران رژیم پهلوی درگیر بودند و مظاهر ظلم و فساد آن دوران، مورد هجمه قرار میگرفت، کیسه خود را به دوش کشید و از بلواها، سوءاستفاده کرد و با تحریک چند تن به یک بانک حمله و کیسهاش را از پول انباشت. او این کار را با چند بانک دیگر هم کرد و برای مدتی از نظرها پنهان شد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، قدرت پاپتی که اکنون آقاقدرت خوانده میشد و دو دهنه مغازه داشت، مجدد دیده شد.
مردم و انقلابیها در صدد بازسازی کشور و قدرت در اندیشه داشتن ثروت بیشتر بودند. آقا قدرت با ظاهرسازی اسلامی خود، به یمن پول و موقعیت جدیدش، مورد توجه بود و دیگر کمتر کسی او را قدرت پاپتی میخواند.
کشور در مسیر اصلاح جامعه حرکت میکرد و قدرتخان در راه ارباب شدن گام بر میداشت تا آنکه، دشمنان و مخالفان ایران، جنگ هشت ساله حق ضد باطل را به کشور و ملت ما تحمیل کردند.
اوضاع حیات اجتماعی و ملی مردم، گرچه به سختی، لیکن با امید جریان داشت و ملت رنجها و مشقتها را به امید فردای بهتر خود و مملکت، تحمل میکرد و قدرتها برای تصرف اموال ملی و مردم، با شیاطین داخلی و خارجی بیشتر همداستان میشدند.
در ایام دوران دفاع مقدس، آقا قدرت، با داشتن چندین خانه، مغازه و سیلو، کارخانه و املاک فراوان و از بیراههای احتکار و گرانفروشی، ارباب قدرت شد و بر احترامش! در میان مقامداران و ثروتمندان و قدرتمداران، افزوده گشت. حتی بارها در کسوت تاجر و بازرگان، همراه جماعتهای رسمی و غیررسمی به کشورهای دور و نزدیک سفر کرد.
کار او بدانجا رسید که از موقعیتهای مختلف خود برای نفوذ در سیاست از طریق خرید و حمایت چند نماینده، وزیر و مدیر و... بهرهها برد و بر ثروت و قدرت و جایگاه خود افزود و او که تا دیروز دختر گلین خانم را هم برای همسری به او نمیدادند با دختری از بزرگان مالدار! کشور ازدواج کرد و صاحب چندین آقازاده شد.
چندی بعد، اربابقدرت، نه تنها در کشور در صدر اربابان سرمایهخوار، که در جهان بهویژه اروپا در کنار سرمایه داران بزرگ ایستاد.
او با دور زدن تحریمها و شرکت در معاملات بزرگ نفتی و غیرنفتی، سری توی سرها در آورد و اکنون به دلیل ثروت و قدرت و مقام! طرف مشاوره و مذاکره خیلیها بود.
قدرت که به عنوان پرطمطراق "قدرت الملک" مفتخر شده بود، تصمیم گرفت که از قدرت رسانهها هم در جهت تحکیم خود استفاده کند که کرد و با ورود به حوزه سرمایهگذاری و تهیهکنندگی در سینما و شبکه خانگی آقاتر شد.
اکنون که ایران مظلوم و فقرزده و قهرمان درگیر جنگ سرنوشتساز و تاریخی با آمریکا و اسرائیل است، او بر کاناپه راحتی خود تکیه زده و بر پیروزی سرمایهخواری در کشور، پوزخند میزند.
راستی، قرار بود، حاج معرفت، کربلایی اخلاق و مشهدی کرامت و آقای حقجو ایران را اداره و مدیریت کنند، چه شد که قدرت پاپتی سابق و قدرتالملک کنونی و آقازادههایش، آقایی میکنند؟!