نگاهی به چهار دهه حضور و فعالیت زنان در سینما - بخش چهارم (پایانی)
زنان؛ این سو و آن سوی سینما
* جبارآذین؛ منقد و مدرس سینما
5 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشت ها

نکته: از آنجا که نگاه نگارنده در این سری یادداشتها به شکل تاریخی و موضوعی و با توجه به حضور و نقش مثبت زنان در سینما بوده، لذا عمدتا بخش امیدبخش آن، محور قرار گرفته است، وگرنه آزارها، تحقیرها،اهانتها و سوءاستفاده از زنان و ممنوعیتهای آنها، بخش مهم و بزرگ این مقال است که جای بحث، نقد و تحلیل دیگر را میطلبد.
******
دهه نود هم از راه رسید و کلیدداران هم آمدند و مشغول بازی قفل و کلید شدند، عجیب اینکه، کلیدهای زنگ زده آنها هیچ قفل زنگ زدهای را باز نکرد.
کلیدداران، کلیدهای خود را بر امور سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، گماردند و جالب آنکه، اغلب کلیدها ناکارآمد بودند، از جمله کلیددارهای فرهنگ به ویژه سینما که همه چیز را با ندانمکاری و نداشتن سواد سینمایی و فرهنگی، به هم ریختند و ولنگاری فرهنگی و بیسر و سامانی سینمایی به اوج خود رسید، مافیای اکران،قدرت گرفت و راهزن اکران سینما شد، پولشویان، راهی سینما شدند، جشنواره بینالمللی فیلم فجر که حاصل زحمات پیشینیان و جشنوارهای معتبر و آبرومند بود، به دو تکه جشنپاره داخلی و جهانی فجر، تقسیم شد، تولید فیلمهای بیمحتوا و بازاری، رونق گرفت.
محتوا در آثار سینمایی به حاشیه رانده شد، اهالی سینما متفرقتر و خانه سینما،سیاسی و تجاریتر شد و در یک کلام، دستاوردهای سینما در معرض نابودی قرار گرفت و بر میزان ناامیدی زنان و مردان سینماگر و دور شدن سینما از ارزشها و فرهنگ و زندگی مردم، افزوده شد. با این حال،همه چیز عادی مینمود.
با تمام مشکلات، شمع سینما هنوز روشن بود و سینماگران زن و مرد به سینما میپرداختند و فیلم هم ساخته میشد. اما این سینما، دیگر مقبول و مخاطب از آن زیاد راضی نبود. با وجود تاکید منقدان و مردم بر ترویج زندگی سبک ایرانی و مردمی، سینما و مدیران آن، بیاعتنا به این نیاز و خواسته، راه خود را میرفتند و کار خود را میکردند و نتیجه این انحرافها و کجرویها در تمام عرصههای جامعه و فرهنگ و سینما،عزل کلیدهای اشتباهی بود.
نکته مهم در خصوص دهه نود سینما، این است که به دلیل تولید چندین فیلم خانوادگی و درامهای زنانه، این نوع آثار در اکثریت قرار داشتند و سینمای دهه نود در اختیار فیلمهای خانوادگی بود.
گستردگی و تنوع مضامین و سوژههای سطحی خانوادگی از یکسو و تبلیغ و ترویج و حمایت نامدیران سینما از تولیدات خانوادگی خاص! از دیگر سو، انگیزه برتری کمی فیلمهای خانوادگی بود، اما مسئله اینکه،آنچه در اغلب این فیلمها به تصویر در آمده بود، دغدغههای مهم خانوادههای ایرانی نبودند و مسائلی مانند: فمنیسم،تلخی و سیاهی، ناامیدی، خانوادهستیزی، عصیان و طغیان جوانان و زنان، تنهایی و خیانت و بزه و خلاف و عاشقانههای ناکام، محتوای آنها را تشکیل میدادند.
با این حال گاه فیلمهای قابلی هم در این میان ساخته شدند که نگاهی آسیب شناسانه به خانوادهها و زنان و دختران داشتند، از همین رو ملودرامهای زنانه و خانوادگی در این دهه، جلوههای بیشتر داشتند.
در این برهه، پوران درخشنده با فیلم هیس دخترها فریاد نمیزنند و تهمینه میلانی با فیلمهای آتشبس و نرگس آبیار با فیلمهای شیار صد و چهل و سه و شبی که ماه کامل شد و سینماگران جوانی مانند ناهید حسنزاده، آیدا پناهنده و رقیه توکلی دیده شدند.
برخی فیلمهای تماشایی خانوادگی و زنانه دهه نود، عبارت بودند از: برف روی کاجها، قصر شیرین، بمب، وارونگی، جهان با من برقص، لاک قرمز، ناهید، زندگی خصوصی، عرق سرد، رخ دیوانه، ابد و یک روز، بیست و یک روز بعد، آتشبس، اسب سفید پادشاه، سر به مهر، متری شش و نیم، یه حبه قند، شنای پروانه، نفس،حوا، مریم، عایشه، خسته نباشید، آن سوی ابرها، خورشید، زمانی دیگر، آشغالهای دوست داشتنی، ماهی و گربه، جان دار، اتاق تاریک و...
کارگردانهای مطرح فیلمهای خانوادگی این دهه هم شامل:
سروش صحت، مجید مجیدی، پوران درخشنده، نرگس آبیار، هومن سیدی، سعید روستایی، محمدحسین لطیفی، مصطفی کیایی، احسان عبدیپور،علی مصفا، شهرام مکری، وحید جلیلوند، نیما جاویدی، رضا میرکریمی و... میشدند.
بازیگران زن این سالها و فیلمهای خانوادگی و زن محور دهه نود عبارت بودند از: مهناز افشار، ویشکا آسایش، نگار جواهریان، طناز طباطبایی، مریلا زارعی، فاطمه معتمدآریا، لیلا حاتمی، الناز شاکردوست، پریناز ایزدیار، لادن مستوفی، مینا ساداتی، ساره بیات، گلاره عباسی، پریوش نظریه، پانتهآ بهرام، شبنم مقدمی و....
گرچه در دهه بعد تا امروز به موازات بدی حال و وضع کشور احوال هنر و سینما نیز به شدت بد شده و به مرز ویرانی و فروپاشی رسیده، اما هنوز امیدها، ناامید نشده است.
ملودرامهای خانوادگی ملی به ویژه با محوریت کاراکترهای زنان در میان تولیدات سینمای ایران و جهان، مخاطبان و علاقهمندان فراوان دارند و چنانچه این قبیل آثار با نگاه پژوهشگرانه، وفادارانه و هنرمندانه، موضوعها و مضامین خود را از زندگی و مناسبات خانوادههای ایرانی، به درستی گزینش و چیدمان کرده و به رخدادها از دریچه آسیب شناسی با رویکردهای سازندگی نگریسته باشند و تخریبگر مناسبات زندگی خانوادههای ایرانی که با فرهنگ و باورهای ایرانی و ملی عجین است، نباشند و از نظر ساختار دراماتیک و واقعگرایی دارای شخصیتپردازیهای باو پذیر بوده و تلخیها و شادیها را در کنار یکدیگر به نمایش در آورند و امید و ایمان و فردای بهتر در آنها ترسیم و تصویر شود،سینمای ایران و فیلمهای ایرانی به میان خانوادهها رفته و مانایی خواهند یافت.
به امید احیا و شکوفایی سینمای بالنده و درخشان ایران زمین که از میان زندگی، فرهنگ و اعتقادهای ملی و مردمی ایرانیان عبور کرده و به درخشش برسد.
*شرح عکس: پشت صحنه «هیس، دخترها…» ساخته پوران درخشنده.