چرا ابراهیم رها مُرد؟

ابراهیم رها بیش از ۳۰ سال طنز نوشت؛ کارش را با طنز مطبوعاتی در دهه ۱۳۷۰ آغاز کرد، نفس به نفس فضاهای سیاسی و اجتماعی جلو آمد و به وقایع واکنش نشان داد. می‌گوید در دوره‌ای سر نخواستنش دعوا بوده است. او با انتشار آخرین کتابش «۳۰» خودکشی کرد!

5 دقیقه مطالعه
فرهنگی
چرا ابراهیم رها مُرد؟
به گزارش ایسنا، «۳۰؛ ابراهیم رها از آغاز تا پایان» ماجرای یک اسم مستعار است، اسم مستعاری که مشهور شد و از خود نویسنده هم جلو زد، حالا نویسنده تصمیم گرفته این نام را کنار بگذارد و به نوعی او را بکشد. علی‌ میرمیرانی پیش از آغاز جنگ چهل‌روزه با حضور در ایسنا درباره ماجرای این کتاب و تصمیمش برای کنار گذاشتن این اسم مستعار گفت. او در این گفت‌وگو می‌گوید: جهان اسم‌های مستعار با همه‌گیری فضای مجازی بلاموضوع شد؛ سال ۱۳۹۶ یک روز دوستی به من گفت، یک‌بار اسمت را سرچ کن. وقتی علی میرمیرانی را سرچ کردم دیدم ابراهیم رها می‌آید با عکس و شرح. بعد این دوست به من گفت «گوری که بالای سر آن گریه می‌کنی، مرده‌ای در آن نیست.» قریب به دو دهه تلاش کردم تا این اسم را مخفی نگه دارم اما خب فضای مجازی این راز را برملا کرد. دلیل دیگر این بود که هر شروعی پایانی دارد. من با ابراهیم رها کارهایی را که گمان می‌کردم باید بکنم، کردم. او خاطرنشان می‌کند: ابراهیم رها خیلی روزنامه‌نویس بود و با فاصله گرفتن از روزنامه و مطبوعات خرد خرد بخشی از جان ابراهیم رها خلیده شد و زخم برداشت. از طرف دیگر وارد شدن در حوزه کتاب، همزمانی پیدا کرد با طمأنینه‌ای که در جان من و ابراهیم رها می‌آمد و کم‌کم ابراهیم رها را از کاراکتر اولیه جدا می‌کرد و یواش یواش این شخصیت را بلاموضوع می‌کرد و به این نتیجه رسیدم که نباشد و این موضوع برایم حس دوگانه‌ای دارد و خیلی شیرین و خوش نیست؛ جاهایی با این قصه گیجم، جاهایی مردد هستم، یک‌جاهایی برایم تلخ است اما به این نتیجه رسیدم که دیگر تمام شد. او با بیان اینکه گذشتن از ابراهیم رها برایش تراژیک است، می‌گوید: گاهی اوقات آدم ناگزیر است، باید از بخشی از جان خودت بگذری. آدم پوست می‌اندازد و خرد خرد تغییر می‌کند. ابراهیم رها در همه این سال‌ها خیلی برای من آبرو آورد و البته بابت او خیلی هزینه‌ها دادم. الان دارم با مهر و غصه از او خداحافظی می‌کنم. پوست‌اندازی خیلی وقت‌ها نیاز است. او تأکید دارد: من با ابراهیم رها کارهایی را که باید می‌کردم، کردم؛ خیلی صادق باشم باید بگویم آن جاهایی که گمان می‌کردم باید سمت درست روزگار بایستم، ایستادم و آنجاهایی که فکر می‌کردم کنار مردم بایستم ایستادم. من جدی کار رسانه‌ای سیاسی کرده‌ام، خیلی جدی. هزینه‌ هم داده‌ام. طعنه‌ای نباشد من از مبارزین استوری یا مجاهدین کامنت نبودم، به صورت جدی قلم زده‌ و در این حوزه بودم و بابت آن هزینه دادم. او همچنین از روزگار دردناک ابراهیم رها می‌گوید که بر سر نخواستنش دعوا بوده است. علی میرمیرانی در بخشی از این گفت‌وگو می‌گوید: کاملا مخالف فضای فحاشی هستم. کاملا مخالف مبارزین استوری و مجاهدین کامنتی هستم که می‌آیند و به همه فحش می‌دهند. ما به گفت‌وگو نیاز داریم، به اینکه حرف بزنیم و شنیده شویم. زخم جامعه، زخم من است. شعار نمی‌دهم، من این را زندگی کرده‌ام و برای آن هزینه داده‌ام. من آدم استوری ۱۴۰۱ به بعد نیستم، همیشه جدی پای کار بودم. می‌فهمم غم چیست، می‌فهمم زخم چیست ولی فکر می‌کنم جامعه باید به سمت التیام و امید حرکت کند. با فحاشی اتفاقی نمی‌افتد، کسی که گمان می‌کند با فحاشی که از قضا فحاشی‌اش دیکتاتورگونه هم هست، می‌تواند آزادی به ارمغان بیاورد قطعا اشتباه می‌کند. هیچ فحاشی‌ای، هیچ تحکمی، هچ نگاه دیکتاتورمآبانه‌ای، با هر رنگ و بو، آزادی و دموکراسی و رهایی و نجات نخواهد آورد. من با این همه فحش مشکل جدی‌ دارم، واقعا مشکل دارم. این نویسنده با بیان اینکه ابراهیم رها روزی آمد و معمول این است که روزی انتها پیدا می‌کند، می‌گوید: کسانی که به مسائل سیاسی علاقه‌مند شده‌اند توصیه می‌کنم کتاب «۳۰» را بخوانند تا بدانند «سر بوی قرمه‌سبزی‌ده» و فراز و فرودها چیست، چه اتفاق‌هایی می‌افتد و چطور می‌توانیم عبور کنیم و کار سیاسی چه سختی‌هایی دارد، کتاب حجیمی هم نیست و گمان نمی‌کنم کتاب گرانی باشد. برای این روزها، برای این روزها و برای این روزها مردم را به خواندن کتاب ارجاع می‌دهم، من تمام این سال‌ها نفس به نفس این فضاها جلو آمدم، شاید آن تجربه به کار نگاهشان و کار قضاوتشان بیاید. انتهای مصاحبه می‌خواهم این را بگویم، دوستان، عزیزان، مردم عزیز با هر نگاهی که دارید و هر سوگیری که سیاسی دارید، قول بدهید دو کار را انجام ندهیم؛ اینکه تحکم و دیکتاتورمآبی را حذف کنیم و دوم اینکه آبرو نبریم، آبرو نبریم، آبرو نبریم و آبرو نبریم. در معرفی کتاب «۳۰؛ ابراهیم رها از آغاز تا پایان» آمده است: ابراهیم رها مُرد! گاهی یکی صاحب قلم، یک نویسنده، کسی که حدودا سی ‌جلد کتاب نوشته، فیلم‌نامه نوشته و ... هی نوشته! تصمیم می‌گیرد بمیرد. این کتاب سرگذشت چنین جانداری است. از روزی که یک اسم مستعار زاده شد، به اعتبار و شهرت (قدری) رسید، و تمام شد! آنچه در سال‌های طنزنویسی بر ابراهیم رها گذشت، آنچه در طنز سیاسی نوشت، آن‌چه بر او روا داشتند، آنچه... اینجاست: در کتابِ «۳۰». کتاب «۳۰» نوشته علی میرمیرانی در ۱۰۶ صفحه در نشر چشمه راهی بازار کتاب شده است.