نگاهی به دشمنی اورسن ولز با الیا کازان کارگردان ترک‌تبار

جزای یک خائن

بانی‌فیلم: الیا کازان فیلمساز ترک‌تبار امریکایی‌ست که پرونده تلخی از خیانت در سینمای امریکا دارد. او در سال‌هایی که جوزف مک‌کارتی سناتور تندروی امریکایی به بهانه مبارزه با کمونیست، جمع زیادی از سینماگران امریکایی را به اتهام طرفداری از کمونیست از ادامه کار در سینما باز داشت، به همکاری با کمیته‌ای پرداخت که هدفش شناسایی طرفداران کمونیست بود.

6 دقیقه مطالعه
سینمای جهان
جزای یک خائن
فعالیت این کمیته در سال‌هایی که به دوران مک‌کارتیسم معروف است، مانند بسیاری از تشکل‌های مشابه، زیر سایه‌ای از غرض‌ورزی و کینه‌توزی‌هایی قرار داشت و در نهایت «خشک» و «تَر» را باهم سوزاند و باعث ممنوع‌کاری و اخراج شمار زیادی از دست‌اندرکاران سینمای امریکا در سال‌های دهه پنجاه شد. ارایه لیست‌های سیاه و تشکیل کمیسیون‌هایی برای بررسی صلاحیت سینماگران و تفتیش عقاید آنها، موجی از نفرت را میان مردم و سینماگران را رقم زد. در این میان کسانی هم بودند که با این کمیته بدنام همکاری کردند؛ جان وین و شماری از فیلمسازان هم با همکاری‌شان با این کمیته، موجب بیکاری و طرد جمع زیادی شدند. الیا کازان کارگردان مطرحی که ساخت فیلم‌های شاخصی مانند «اتوبوسی به نام هوس»، «در بارانداز»، «زنده‌باد زاپاتا»، «شرق بهشت» و… دارد، یکی از سینماگرانی بود که با «لو» دادن همکارانش، بدنامی را برای خود خرید… خاطره خیانت الیا کازان حتی پس از گذشت نزدیک به چهل سال از خاطره سینماگران پاک نشده بود و آنها وقتی آکادمی اسکار در سال ۱۹۹۹ - چهار سال قبل از مرگ کازان- اسکار افتخاری به او داد، بیشتر خاضران با پشت کردن به صحنه، نارضایتی خود را از عملکرد این فیلمساز ترک‌تبار در دوران مگ‌کارتیسم نشان دادند. در ویدیویی که می‌بینید، اورسن ولز کارگردان بزرگ سینما و خالق «همشهری کین» در نشستی که در فرانسه برگزار شده بود، الیا کازان را با عنوان «خائن» مورد خطاب قرار می‌دهد. این عنوان تاکیدی بر بدنامی کازان در جامعه سینمای امریکا دارد. سایت سینمایی thecinevoidclub با انتشار ویدیوی کوتاهی از این نشست، نوشته است: سال ۱۹۸۲ در جلسه پرسش و پاسخی که در یکی از مدارس فیلمسازی در پاریس برگزار شد، وقتی از اورسن ولز درباره همکارش، الیا کازان، پرسیده شد، کلمات را به راحتی ادا نکرد. او به سوالی پاسخ داد که به نقل از الیا کازان درباره دشواری جمع‌آوری پول در آمریکا برای فیلمی درباره سینماگران پورتوریکویی‌ بود. یا بهتر بگوییم، اورسن ولز بخشی از سوال را شنید و بلافاصله پاسخ کوبنده خود را آغاز کرد: «مادموازل، شما صحنه اشتباهی را انتخاب کرده‌اید، زیرا الیا کازان یک خائن است.» سال‌ها بعد، زمانی که آکادمی اسکار افتخاری را به کازان اهدا کرد، احساسات مشابهی همچنان ادامه داشت و بسیاری از حضار در طول مراسم اهدای جایزه، دست‌هایشان را روی دست‌هایشان گذاشتند. (ویدیوی این نشست را در اینستاگرام بانی‌فیلم ببینید: @banifilmdaily) در همین باره دو سال پیش مجله انگلیسی «فار اوت» به قلم اسکات کمپبل مطلبی را با تیتر «چرا اورسن ولز از الیا کازان متنفر بود؟» منتشر کرده بود که ضمن شرح این دشمنی، مروری بر آن روزهای سیاه تفتیش عقاید و برخوردهای قهرآمیز با دست‌اندرکاران سینما پرداخته است. این مطلب را بخوانید: •••• یکی از بزرگترین کارگردانان تمام دوران بودن تقریباً تنها وجه مشترک اورسن ولز و الیا کازان بود، و خصومت بین این دو اسطوره سینما با فضای سیاسی سردی که بخش بزرگی از دوران حرفه‌ای خود را در آن گذراندند، تشدید شد. ولز به عنوان نابغه‌ای که در سال ۱۹۵۳ مسئول تولید یک برنامه رادیویی افسانه‌ای به نام «جنگ دنیاها» بود، به صحنه آمد و توجه جهانی را به خود جلب کرد، پیش از آنکه اولین حضورش در هالیوود را به شکلی تماشایی، مانند هر کس دیگری قبل یا بعد از آن انجام دهد؛ نویسندگی، تهیه‌کنندگی، کارگردانی و بازی در فیلم همشهری کین، که در سن ۲۵ سالگی منتشر شد. اولین فیلم بلند الیا کازان در سال ۱۹۴۵ ساخت فیلم «درختی در بروکلین می‌روید» بود، اما کارنامه‌ی فیلمسازی او شامل فیلم‌های «قرارداد جنتلمن»، «اتوبوسی به نام هوس»، «در بارانداز»، «شرق بهشت» و «چهره‌ای در میان جمعیت» و آثار دیگری هم می‌شد که جایگاه او را به عنوان یک استعداد نسلی تثبیت کرد، کسی که دو بار توسط اعضای آکادمی اسکار به عنوان «بهترین کارگردان» انتخاب شد. کازان در سال ۱۹۵۲ در مقابل کمیته‌ی فعالیت‌های غیرآمریکایی مجلس نمایندگان امریکا شهادت داد، در حالی که خود او پیش از این حدود یک سال و نیم -بین سال‌های ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۶- عضو حزب کمونیست آمریکا بود. وقتی از کازان خواسته شد تا کمونیست‌های شناخته‌شده‌ای را که در آن دوره از آنها آگاه بود، معرفی کند، در ابتدا از این کار خودداری کرد اما سپس نام هشت عضو گروه تئاتر را به کمیته داد. نام بردن از همکاران هنری برای کازان تبعات زیادی داشت و پل‌های زیادی را چه از نظر شخصی و چه از نظر حرفه‌ای برای این کارگردان خراب کرد. این مسایل را اورسن ولز هرگز فراموش نکرد؛ سینماگری که با کمال میل جزئیات خیانت کارگردان هم‌عصرش را ارائه داد. ولز در طول یک جلسه پرسش و پاسخ در یک مدرسه فیلمسازی پاریس در سال ۱۹۸۲، بدون هیچ مشکلی به همه حضار گفت که «الیا کازان یک خائن است». او توضیح داد: «او مردی است که تمام همراهانش را به مک‌کارتی فروخت، در زمانی که می‌توانست با حقوق بالا به کار خود در نیویورک ادامه دهد. و پس از فروش تمام افرادش به مک‌کارتی، فیلمی به نام «در بارانداز» ساخت که تجلیل از یک خبرچین بود. بنابراین، هیچ سوالی که از او به عنوان مثال استفاده شود، من پاسخ نمی‌دهم.» دوران مک‌کارتیسم ابر تاریکی بود که سال‌ها بر فراز هالیوود سایه افکند و چندین نفر از بزرگترین نام‌ها را در دو سوی این مرز قرار داد. از سوی دیگر الیا کازان نیز به سختی برای ولز احترام خاصی قائل بود. در واقع، در کتابش با عنوان «کازان در باب کارگردانی»، مشخص شد که او از سال ۱۹۳۸، زمانی که هنوز روی صحنه تئاتر اجرا می‌کرد، منتقد این ستاره نوظهور بوده است. کازان در کتابش در مورد ولز نوشت: «آقای ولز اذعان می‌کند که دغدغه اصلی‌اش سبک در تولیداتش است. او در چارچوب «تولید اورسن ولز» بازی می‌کند. اگر از هر یک از بازیگرانی که در این آثار حضور داشته‌اند بپرسید، به شما می‌گویند که تمام چیزی که ولز به آن علاقه‌مند است، تولید است.» کازان نوشت: «آقای ولز فقط به این علاقه‌مند است که چگونه یک تولید را انجام می‌دهد. او کمی مبهم می‌گوید منظور سزار (در تولید فاشیستی ولز از ژولیوس سزار شکسپیر) چیست، یا اینکه دانتون «انقلابی» است یا «ضدانقلابی»، اما در هر مورد می‌دانست که چه می‌خواهد...» واضح است که قبل از اینکه هر یک از آنها به موفقیت برسند، هیچ علاقه‌ای بین این دو چهره بزرگ آینده هالیوود وجود نداشت. ولز هرگز نمی‌توانست کازان را به خاطر شهادتش در اوج مک‌کارتیسم ببخشد.