صدای رنج و تنهایی یک بازیگر
یادداشت / جبار آذین
3 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشتها
وقتی سیل و سونامی میآید و فاجعه به بار میآورد، برایش مرد و زن و کوچک و بزرگ و فقیر و غنی و هنرمند و بیهنر و ظالم و مظلوم تفاوت نمیکند. آنها میآیند تا درو کنند و ببرند و ویرانی به جای گذارند.
با این حال، یک نوع سیل و زلزله و آوار و سونامی وجود دارد که بلای طبیعی و یا الهی نیست و زاییده دست خود بشر است که از روی جهل و یا منافع و آگاهانه ساخته میشود و به جز یک عده خاص، تمام جامعه را در بر میگیرد و مصائب بیشمار به بار میآورد.
این نوع بلایا به وسیله گردانندگان نالایق و ناکارآمد و سوداگر کشورها رقم میخورد و با تخریب ریشهها و بنیادهای مالی و اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، ساختار و مناسبات اجتماعی را در هم میریزد و دیواری از فقر و ظلم و بیعدالتی میسازد که ملت در حصار آن محصور میشوند و چون این دیوار از نوع و جنس دیوار کچ ثریاست و میان جامعه، شکاف طبقاتی ایجاد کرده و هر روز این شکاف عمیقتر شده و انواع بحرانهای مادی و معنوی به آن دامن میزند، نمود و نشانههای خود را در گسترش فقر و فساد و بیکاری و تورم و گرانی و بیعدالتی و زندگیها بروز میدهد.
در واقع ظهور چنین پدیدهها و معضلها ریشهای و اساسی است و با ادامه حیات دیوار کج ثریا مرتبط است و تداوم حضور افراد و نامدیران و نامسئولان در مقامهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و ندانم کاریها و غلطهای آنها بر خراب شدن وضع همه چیز و همه کس میافزاید. نمونههای صدمات چنین آشفتگیها را در کار و زندگی قشرهای مختلف جامعه و از جمله هنرمندان و اهل قلم شاهد هستیم.
امروز هم مانند دیروز باز هم نظارهگر دردمندانه اوضاع بد و تلخ زندگی و غمها و غربتهای هنرمندان هستیم و صدای زخمی "پری امیرحمزه" بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر و تلویزیون را در اوج اندوه، تنهایی و گرفتاریهایش میشنویم.
وضعیت این هنرمند و دیگر هنرمندانی چون او، فقط حاصل اوضاع نادرست اجتماعی و اقتصادی کشور نیست، نتیجه غلطها و ناکارآمدی و نادرستیهای کسانی است که به ناحق و بدون هیچگونه دانش و شناخت از هنر و فرهنگ و هنرمندان و بیاعتنا به وجدان و انسانیت بر صندلیهای فرهنگ و هنر و سینما و صدا و سیما تکیه زدهاند و بر نامرادیها و نامردیها و فقر و رنج جامعه میافزایند.
این همه، در حالی است که میشد و میشود با تغییر و تحول اساسی درنگاه و نگرش در حاکمیت جامعه و کنار گذاشتن افراد و گروههای ندانمکار که به جای اصلاح،جامعه را تخریب میکنند و طرد تفکر حزبی و جناحی و حاکم کردن دیدگاه ملی و مردمی و سپردن اداره امور از جمله عرصههای هنر و فرهنگ به اهل آنها، جامعه را در مسیر بهبود و اصلاح و شکوفایی و موفقیت قرار داد و به داد مردم و اهالی هنر و قلم و تنها ماندهها و گرفتارانی مانند خانم امیرحمزه رسید.