تکلیف ما منقدان و معترضان چیست؟
یادداشت / جبار آذین
3 دقیقه مطالعه
یادداشت ها

اوس محمود معمار نیک نفس و نکوکار و مردم دوست، و خداپرست که مدتهاست به جرگه منقدان سینمایی و هنری و تلویزیونی پیوسته و همچنان علاقهمندانه و پیگیرانه اخبار و فعالیت هنری و هنرمندان و نامدیران هنری را دنبال میکند و از تماشای معدود فیلمها، سریالها و تئاترهای با محتوا و دارای کیفیت به نسبت معقول غفلت نمیورزد و منقدانه به نقد آنها هم میپردازد و میکوشد در حد بضاعت دانش و تجربه خود، آثار هنری را با محوریت تعامل و سازندگی نقد و تحلیل کند و هر گاه هم با تولیدات بد و ضعیف و ابتذال هنری رو به رشد، مانند اغلب تماشاگران فهیم،به تولید آنها و تولیدکنندگان هنرمندنماها و نامدیران هنری، اعتراض میکند، در زندگی اجتماعی هم مانند سایر مردم در برابر گرانی و فقر و فساد و بیعدالتی نیز اعتراض میکند و به عنوان یک وطنپرست هم همیشه در صحنه و مقابل دشمنان ایران و ایرانیان، حاضر است، چند روز بعد از خاموشی شعلههای اعتراض، اغتشاش و ناهنجاریهای اجتماعی، نزد من آمد و شروع به درد دل کرد و گفت: استاد، مدتیست که موضوعی ذهنم را درگیر کرده است.
ما منقدان و معترضان، انتقاد و اعتراض به آثار نادرست هنری و اجتماعی را حق خود میدانیم و حرفهایمان را نادرست و با بیاحترامی و قانون و حرمت شکنی، مطرح نمیکنیم و با برخیها! متفاوت هستیم. ما منقد و معترض فیلم و سریالها و فقر و ناداری وگرانی هستیم.
وقتی با یک اثر بد و نازیبا و فرهنگ ستیز مواجه میشویم، به دلیل بدیهای آنها، سینما و تلویزیون و تئاتر و سالن کنسرت را به آتش نمیکشیم و یا هنرمندان و نامدیران هنری را به علت آثار و تولیدات بدشان کتک نمیزنیم و پیوسته سعی میکنیم با زبان فاخر فرهنگی و احترام اجتماعی، نقدها و اعتراضهایمان را بازگو کنیم، اما مسئله بد و تلخ اینجاست که اکثر نامدیران و نامسئولان و بیهنرانی که با چراغ سبز بعضی صندلی نشینها وارد فضاها، محیطها و اماکن هنری و فرهنگی واجتماعی شده و فعالند،نقد و اصلاح پذیر نیستند که اگر بودند به جای بهبود در هنر و کشور،این همه تولیدات بد هنری و گرانی و فقر و بیعدالتی نداشتیم و صدای انتقادها به اعتراضها تبدیل نمیشد و تازه،آنها نه تنها به نقدها و حتی اعتراضها توجه نمیکنند که به کارهای غلط و بد خود ادامه میدهند و حاصل کارهای نادرستشان در هنر و جامعه مشخص است و در عوض طرد افراد کارنابلد و کارنادرست و آوردن اشخاص کاردان و متعهد مردم دوست و خداپرست، آن بیلیاقتها را ارتقا مقام هم میدهند. خوب مسئله همین جاست، آقا در قبال این افراد و کارهای غلط فرهنگی و هنری و اجتماعی، چه باید کرد و تکلیف ما منتقدان و معترضان که دلسوزانه نقد و اعتراض میکنیم چیست؟
آیا باید دور نقد و اعتراض را خط بکشیم، چون گوش شنوا نیست یا باید قانون و عدالت، گوش آنها را بپیچانند؟ما اهل آتش زدن مراکز هنری و سینماها یا کتک زدن مقصران نیستیم و خیرخواه و مصلح هستیم، بنابراین تکلیف ما با این نوع افراد و کارها و آثار بدشان که هر روز بیشتر میشوند، چیست؟...
راستش من در برابر سخنان و استدلالهای اوس محمود نازنین کم آوردم، اگر مسئولان حرف و سخنی دارند، ،بسم الله.