یادداشت مسعود جعفری جوزانی؛

شیفتگان ابتذال بيضایی را کشتند...

یادداشت / مسعود جعفری جوزانی

2 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشت ها
شیفتگان ابتذال بيضایی را کشتند...
دیری‌ست در این دیار صاحبان سرمایه‌های مشکوک، در تئاتر و سینما و موسیقی و... نفوذ کرده در سکوتی مرموز، روح بلندپایه فرزانگان اندیشه و هنر را سلاخی می‌کنند. این شیفتگان ابتذال، موذیانه دریافته‌اند که، در اندیشه خدایان هنر، عشق بلندترین جایگاه را دارد، پس بر آنند تا ابتذال و بلاهت و عادت را ریشه کن کنند... تا به دور از دروغ و ریا، طرحی نو در انداخته، حقیقت را آشکار کنند... تا به معنا و مفهوم زندگی رنگ و آهنگی تازه ببخشند. و این همان چیزی است که زراندوزان چشم تنگ ابتذال پرست، را سخت می ترساند. پس به سر کوبان دور میز نشستند و دادرسی کردند و گفتند. "کوچکترین پادآفره برای گناهی چنین سترگ رانده شدن از زادگاه است." این خناس‌ها، فرزانگان بزرگی چون بهرام بیضایی را خوب می‌شناختند... می‌دانستند که جان شیفته‌ی او با فرهنگ این سرزمین درآمیخته... خوب آموخته بودند که جدایی عاشق از معشوق حکم مرگ را دارد. پس بی‌شرمانه و همسو، بر او و آثارش شوریدند، مغول‌وار یورش بردند. به ویژه آخرین ساخته او را در زمان پخش، قربانی کردند. سر بریدند... آنگاه یهودا صفتان مرده‌خوار را با مزد ناچیزی برانگیختند تا روح و روان این فرزانه مرد بزرگ عرصه فرهنگ و هنر ایران را با نوک قلم‌هاشان نیشتر بزنند… یادش سبز و راهش ماندگار