تخریب سیمای نقد و منقد در سیمای انحصاری
یادداشت / جبار آذین
5 دقیقه مطالعه
یادداشتها

منقد و نه منتقد در جایگاه یک شخصیت فرهنگی که در
فرهنگسازی و نمایاندن صادقانه، عادلانه و کارشناسانه آثار هنری، نقش شاخص تعاملی میان هنرمند و مردم و مدیران هنری دارد، در حوزه هنر و فرهنگ و جامعه در کنار پیشتازان فرهنگ کشور ایستاده است.
گرچه حال و احوال هنر و فرهنگ و صدا و سیما به موازات اوضاع جامعه به لطف عملکرد بد و غلط نامسئولان و نامدیران به شدت بد است و در تمام عرصههای جامعه مانند حوزههای هنری، نامدیران و بیهنران و هنرفروشان،
هنرمندنماها و منقدنماها، جای مدیران فرهنگی کاربلد، هنرمندان توانا و منقدان متعهد را اشغال کردهاند و دوغ و دوشاب بدجوری قاطی شده است، اما با تمام سختیها و مشکلات و موانع، هنرمندان راستین و منقدان ملی و مردمی، راه خود را میروند و در کنار ملت،پاسدار ارزشها و آرمانهای کشورند و هرگز برخلاف منتقدنماها و هنرمندنماها که خود و آنچه را پیشتر آموختهاند در معرض فروش و کاسبی قرار دادهاند، تن به قلم و هنرفروشی نداده و شرافت و عزت و حرمت خود و هنر و قلم را به حراج نگذاشتهاند.
چند سال قبل صدا و سیمای انحصاری/سلیقهای و اسپانسری کشور در جهت جلوگیری از رشد فرهنگی جامعه و تداوم تزریق سلیقههای گروهی و مبارزه با هنر و فرهنگ متعالی و هنرمندان بالنده و نمایش قدرت خود در برابر سینما و حاکمان سینما که دست برقضا از جنس خودشان بودند، اما سفرهای جدا برای خود پهن نموده و صدا و سیما میل به تصرف آن سفره هم داشت مانند تصرف شبکه خانگی در سالهای بعد در جنگ نابرابر با سینماییها، بر خلاف شعار خود مبتنی بر کمک به سینما به ویژه آثار فرهنگی/هنری و هنرمندان ملی، بلکه، تخریب سینما و سنگاندازی بر سر راه هنرمندان، تولید چند برنامه سینمایی در تلویزیون را دستور کار مدیرانش قرار داد.
یکی از این برنامههای جنجالی و پرحاشیه که آسیبهای فراوان به سینما و هنرمندان و نقد و منقدان وارد کرد، برنامه هفت بود که سیماییها با استفاده از تواناییها و قابلیتهای هنری و رسانهای فریدون جیرانی آن را راه اندازی کردند.
هفت جیرانی در آغاز حیات آن، دارای یک ویژگی قابل اعتنا و آن بحثها و توجه حرفهای به سینما بود و کمکم داشت در میان اهالی سینما و نقد و ملت سینمادوست جایی برای خود باز میکرد که با ورود مسعود فراستی، منقد شناخته شده بر مضامین و محتوای آن افزوده شد، اما این روند و شاخصه دیری نپایید و هفت همانگونه که به سرعت طلوع کرد، به سرعت نیز در آستانه افول قرار گرفت، زیرا تریبونی که در اختیار جناب فراستی قرار گرفته بود تا بر وجهه اجتماعی نقد و منقد و برنامه هفت بیفزاید، به مرور از محتوای شایسته و امتیاز نقد و تحلیل کارشناسی فاصله گرفت و نوعی ادبیات لمپنی همراه با هجمه و تحقیر سینما و سینماگران به ویژه آثار روشنفکرانه اجتماعی سینما و سازندگان آنها توسط فراستی جای آن را گرفت و از آن پس به دلیل کشف استعداد زیاد تخریبگری سینما به همت فراستی، از سوی برخی حاکمان صدا و سیما و حمایت از او و اختصاص پولهای درشت به این منقد دیروز و فحاش امروز قوام برنامه هفت با اعتراض گسترده سینماگران و منقدان و مردم به لرزه در آمده.
نخستین کسی که متوجه این زلزله شد،جیرانی بود که کوشید با ترفندهایی تا حدی فراستی را مهار کند،اما چون مدیران و مسئولان سیما از فراستی به شدت پشتیبانی میکردند و او و هجمههایش بر ضد سینما را میپسندیدند و در جهت اهداف و منافع خود میدیدند، تلاشهای جیرانی به جایی نرسید و هفت را از زایشگر آن گرفتند و در اختیار کسان دیگر قرار دادند،ولی هفت با عوامل جدید نتوانست به اندازه هفت جیرانی مورد توجه قرار گیرد و بعد از بالا و پایین شدن افرادی در سیما، قرعه به نام یک سینماگر ورشکسته که در اجرا هم ناتوان بود افتاد و هفت را به او سپردند تا با چماق فراستی به جان سینما و سینماگر بیفتد که افتاد و افتاده است، لیکن تداوم اعتراضها به هفت و روند رو به انحطاط آن که ادامه داشت و همچنان دارد، دیگر آبرو و اعتباری برای آن به جا نگذاشته بود و نگذاشته است تا مخاطب آن را پذیرا باشد و اینگونه شد و شده است که هفت امروز همچنان به سینما میتازد و فراستی هم از این تاخت و تاز صاحب پول و ملک و املاک و رستوران شده و...
اما هفت دیگر حتی همان هفت نیمبند جیرانی هم نبود و نیست. با گندهنمایی تلویزیون از فراستی و خودفروشی او با پول درشت به تلویزیون، صدا و سیما از یک منقد حرفهای یک فحاش حرفهای ساخت که به عزت،حرمت، اعتبار سینما و نقد و خانواده منقدان اهانت کرد.
در واقع هنرمندنماها و منتقدنماهای زرد از یک سو و هنر و نقدفروشان از دیگر سو، آسیبهای جدی به سینما و منقدان متعهد حرفهای وارد کردند که جبران آن سخت اما شدنی است.
ولی سینماگران و منقدان و مردم، هیچگاه این اقدام هنر و فرهنگ و سینما و منقدستیز تلویزیون و فراستی و... را از یاد نخواهند برد.