بادداشت / جبار آذین

غیبت موجه یک معلم و غیبت ناموجه یک سینماگر

3 دقیقه مطالعه
سینمای ایران / یادداشت‌ها
غیبت موجه یک معلم و غیبت ناموجه یک سینماگر
عباس رافعی از سینماگران با دانش سینما و هنر و مردم‌ شناس و موجه سینمای اجتماعی ایران است که با آثار خوب و خوش ساخت و بامحتوای موجه اجتماعی‌اش پیوسته در کنار سینماگران محترم و ملت ایستاده است. او هنر و توانایی و استعداد و امکانات خود را در راه خدمت به فرهنگ و هنر و سینمای ملی و مردمی، هزینه کرده و به‌رغم برخورد فیلم‌هایش با موانع، مشکلات و سنگ‌اندازی‌های سلیقه‌ای و سیاسی نامسئولان و نامدیران سینما،هم‌چنان به تولید آثار خود که مضامین‌ها آن‌ها از میان انسان‌ها و زندگی‌های اجتماعی با متانت عبور می‌کنند. رافعی در حد بضاعتش، پژواک‌گر آمال و آرمان‌های ملی و مردمی بوده و گرچه با زحمت و تحمل رنج‌ها و ناسازگاری‌ها،استوار و سخت‌کوش به راه خود ادامه می‌دهد. چهار سال از تولید فیلم خوب خانوادگی و اجتماعی «غیبت موجه» می‌گذرد و در این مدت این فیلم در سنگلاخ‌های نامدیران غیرموجه تکیه زده بر سینما، گرفتار بود تا امروز که نه به دلیل هنر و هنرمند دوستی همان نامدیران، که بر مبنای تحولات نگرشی ملی و تلاش سیاسی حاکمان سینما، برای تداوم کرسی‌نشینی در سینما، فیلم «غیبت موجه»، برای اکران عمومی موجه شده است و تماشاگران آثار خوب اجتماعی می‌توانند به تماشایش بنشینند و نشان دهند که ملت، فرق دوغ و دوشاب را به درستی در می‌یابند و استقبال از فیلم‌های «پیر پسر» و «زن و بچه» و «غیبت موجه» گواه همین مسئله است. عباس رافعی با آن‌که تسلیم فشارها و تحمیل‌ها نشد و با چراغ به نسبت خاموش به فیلمسازی ادامه داد، اما فیلم «غیب موجه» و خود او از منظر سینمایی و نزد دوستداران سینمای اجتماعی به غیب شدن چهار ساله محکوم شدند. البته غیبت به ظاهر ناموجه "سلطانی" معلم و شخصیت اصلی فیلم غیبت موجه، از نگاه خانوادگی و انسانی و نگرش اجتماعی موجه است، لیکن غیبت چند ساله رافعی در سینما به دلیل عملکرد غلط نامدیران سینما، به هیچ عنوان موجه نیست و این رخداد، لکه سیاه دیگری بر دامان چرک و سیاه کرسی‌‌نشینان سینمای دولتی/نهادی کشور است. فیلم متفکرانه و مردمی غیبت موجه از کار و زندگی و دغدغه‌ها و گرفتاری‌ها و مشکلات شغلی و خانوادگی و اجتماعی معلمی می‌گوید که مانند دیگران از قشرهای مختلف جامعه از جمله هنرمندان، کارگران و کارمندان، به نوعی قربانی مناسبات نادرست اجتماعی و نادرستی‌ها و بی‌عدالتی‌ها و باورهای غلطی است که در نظام‌های آشفته اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و آموزشی ما وجود دارند. سلطانی، قهرمان تراژیک فیلم رافعی، یک انسان است از جنس تمام انسان‌های پر دغدغه و گرفتار، اما متعهد که می‌کوشد برای برون رفت از مشکلاتش، از میان شعله‌های آتش تحمیل‌ها و محدودیت و تلخی‌ها، سیاووش‌وار عبور کند، اما آیا او درک شدنی و به عنوان یک انسان همدلی برانگیز است؟ با آن‌که او با غیبت‌های ناموجه بر سر کارش رو در روست، ولی زندگی خانوادگی و اجتماعی‌اش، او را موجه نشان می‌دهد. «غیبت موجه» یک اثر سینمایی ارزشمند و موجه اجتماعی و رافعی هم هنرمند و سینماگری موجه است که هر دو در مناسبات غیرموجه اجتماعی و سینمایی گرفتار آمده‌اند، اما درهای امید هنوز باز و پنجره فرداهای نیک و روشن روی جامعه و هنر و هنرمندان کاملا بسته نشده است.